تبلیغات
 همسفران نور - کمک کنگره به من و کمک من به کنگره

به نام قدرت مطلق

دوشنبه  هیجدهم دی ماه نود وشش ، لژیون نور

 

خانم فاطمه : پس اگر بخواهیم خلاصه بگوییم کنگره ابتدا مسافر و خانواده را به ما برگرداند واین اهمیت بالایی دارد

 و بعد خودمان را که در تاریکی گم کرده بودیم و سال ها بیراهه می رفتیم اینجا پیدا کنیم ...............


خانم فاطمه : نکاتی از مرزبانی

ü     در کنگره همسفر مسافر سیگار نداریم .

ü     اجازه همراه شدن با همسفری که با مسافرش از کنگره می رود را ندارید.

ü     رهجوهایی که به دلیل اعتیاد طلاق گرفتند اجازه آمدن به کنگره را ندارند.

ü     مادرهایی که بچه به کنگره می آورند مراقب بچه خود باشند.

ü     اگر لژیون خدمتگزار هستید حتماًراس ساعت دو ونیم در کنگره حضور داشته باشید.

ü     در مشارکت های عمومی و جلسات باز مشکلات مسافر خود را بیان نکنید.

ü     کسانی که یکبار لژیون خود را عوض کردند دیگر اجازه تغییر لژیون ندارند.

با توجه به این که از طرف اسیستنت گفته شده که لژیون نور از این به بعد توسط خانم سحر اداره شود لذا این هفته برای آشنایی هر دو لژیون یکی شدند.

خانم فاطمه :

ما در کنگره راجع به هیچ راهنمایی قضاوت نمی کنیم . همه در مسیر نورو صراط مستقیم و تزکیه وپالایش  حرکت می کنند حالا یکی زودتر مسیر آموزش را طی می کند و یکی دیرتر به هر حال همه در مسیر نور هستیم.به گفته آقای مهندس ما باید راهنمای خود را حسی انتخاب کنیم و این به اختیار خود شماست .

سی دی کمک کنگره به من و کمک من به کنگره

خانم فاطمه : در این سی دی  یک مثلثی مطرح میشود با اضلاع موضوع ، دریافت و پرداخت .دیدیم کسانی رهایی گرفتند ولی هیچ موقع پرداختی نداشتند ،یعنی از هیچ حیثی چه قدمی،چه قلمی و چه درمی  کمک به کنگره نداشته اند و دیگر در هیچ زمینه ایی دریافت نداشته اندودر ادامه به مشکل برخوردند . دو چیز مهم که کنگره به ما داد یکی عقل ما را به مابرگرداند و دیگراین که جسم ما را به ما برگرداند.

از همسفران می خواهم که هرکدام راجع به این دستور جلسه در حد دودقیقه مشارکت نمایند:

همسفر نسیم :دیروز تا حالا هرچه فکرکردم که من چه کمکی به کنگره کردم ،دیدم بازبه این می رسم که اگر هم کاری کردم برای خودم بوده است حتی وقتی کمک مالی هم بوده آن هم کمک به خودم بوده است ،روی اضلاع منیت و ترس و... من کار می شده ،با کمک کنگره به آرامش رسیدم و سعی می کنم با همان دانشی که گرفتم به دیگران کمک کنم.

همسفر رویا : فکر می کنم چه من و چه همه  کسانی که به کنگره آمدیم این فکر را می کردیم که برای ترک مواد مخدر آمدیم ولی اینجا ترک خیلی چیزها را یاد گرفتیم ؛از دروغ و غیبت گرفته تا هر ضدارزشی که بوده .حتی اگر این ضد ارزش ها را هم در حد ناچیز هم انجام بدهیم باز آن عذاب وجدان به سراغ ما می آید و این خودش یک پیشرفت است .انسان فراموشکار است ،درمقابل کمک کنگره واقعا من هیچ کمکی نکردم . در سی دی کتاب یادگرفتیم که هر چیزی می تواند خوب ،بد و یا خنثی باشد پس اگر ما خوب و خنثی نباشیم پس حداقل بد نباشیم . درست سفرکنیم و حرمت شکنی نکنیم و کاری که می توانیم را انجام بدهیم .

خانم فاطمه : به نکته خوبی اشاره کردند.کنگره رتبه نفس ما را تغییر دادیعنی ما را از مرحله حیوانی ارتقاء داد ،یا حداقل اگر کار بدی انجام بدهیم بعد احساس پشیمانی  می کنیم و عذاب وجدان داریم.سعی کنیم در کنگره دوربین روی خودمان باشد ،حواسمان به خودمان باشد ووارد حاشیه ها نشویم .

همسفر حکمت : در مشارکت مکتوب  نوشتم کمک کنگره به ما ارزشی است و باید حس ولمس کرد اما بعدش کمی فکر کردم که این کمک نه تنها حسی ولمسی است بلکه در خیلی جاها هم عینیت دارد، مانند همین توانایی در مشارکت عمومی یا همان اهمیت ورزش و انجام آن که با جسمی سالم روبه رو میشویم و بسیاری از کمک های دیگر که اگر بخواهیم همه را برشمریم وقت نیست و کمک ما به کنگره باز کمک به ارتقاء خودمان و دور شدن هر چه بیشتر از نادانی و تاریکی هاست .انشاالله که با انتقال هر چه از خوبی و حقیقت هاست به دیگران بتوانیم سر سوزنی دِین خود به کنگره را ادا کنیم.

خانم فاطمه : یادمان باشد این یاد دادن زمانی امکان پذیر است  که در جایگاه  مشاورین  یاکمک راهنمایی باشیم.

همسفر محدثه : زمان گوش کردن سی دی یاد چیزی افتادم  این که انسان فراموشکار است ،فکر کنیم که ما چقدر ضدارزش داشتیم ولی با ورود به کنگره و آموزش گرفتن خیلی از ضد ارزش های ما کم شد و با چیزی که می توانیم جبران کنیم رعایت حرمت هاست.

همسفر زهره : چند سال پیش همسفری به دلیل اعتیاد مسافرش از سفر به کربلا محروم شد و حال خوشی نداشت و سعی می کرد خود و اعتیاد و مشکلات مسافر را از نزدیکان مخفی کند اما باشنیدن پیام کنگره و آمدن به کنگره نگاهش تغییر کرد و یاد گرفت که همان چیزی که به  آن  به چشم بد نگاه می کرد و موجب آبروریزی خود می دانست ابزاری برای نجات او شد و باعث شد آگاهی کسب کند.

خانم فاطمه : پس کنگره فرق نگاه  داده است .

همسفر زهرا (کمک راهنمای جدید): هر چه فکر می کنم می بینم تمامی صحبت های دوستان شامل حال من هم هست اما چیزی که خداوند بیشتر به من لطف کرد بند عشقی که این شال مرزبانی است  را به من داده است ؛شاید من  بیشترنیاز داشتم که انتخاب شدم ،من قدرت نه گفتن نداشتم ،توانایی هایی داشتم ولی نظم نداشتم و با آمدن کنگره قدرت نه گفتن و نظم را یادگرفتم و توانستم به زندگی ام نظم بدهم.

همسفر فرح : در مورد کنگره بزرگترین کمکی که گرفتم اجازه آمدن به کنگره است . بار اول که آمدم زیاد خوشم نیامد و غر ولند هایی می کردم وزیر بار نمی رفتم ولی بعد گویی نیرویی به من گفت که نه باید بیایی و با آمدن و آموزش گرفتن در کنار شما و همسفران عزیز صبر و تحمل را یاد گرفتم .قبلاًزود عصبانی می شدم و عجله می کردم ولی الان نه .من برای کنگره کار قابل توجه نکردم .باید سعی کنیم حرمت کنگره را نگه داریم و سی دی ها را بنویسیم ،حرف راهنما را گوش کنیم و آموزش بگیریم.

همسفر افسانه : کمک کنگره به من آرامش درونم است .قبلاًدر ظاهر فکرمی کردم آرامش دارم ولی در باطن نه . کنگره زمانی که عزیزی را از دست دادم کمک کرد آرامش بگیرم .باور نداشتم ؛ولی با آمدن به کنگره به این باور رسیدم که اگر چیزی را از دست بدهم ویا مشکلی پیش بیاید می توانم حلش کنم.متاسفانه هنوز نتوانستم برای کنگره کاری انجام بدهم آن هم به دلیل نقصی است که دارم و امیدوارم بتوانم این نقص را برطرف کنم و آنچه باید انجام بدهم.

همسفر مرضیه : خدمتی که کنگره برای من انجام داده با هیچ چیزی نمی توانم جبران کنم .از لحاظ مالی و خدمتی هم در واقع کمک به خودم هست .موردی که به ذهنم رسید این است که ورزش روزهای جمعه است .برخی از همسفران هنر کاری مثل آموزش رشته ورزشی  را دارند ولی چون فکر می کنند خدمت کردن این است که در شعبه کاری بکند ،این خدمت ورزشی را نمی آیند که انجام بدهند.ولی با انجام همین آموزش دادن هم نوعی خدمت و کمک به کنگره است .امیدوارم که خودم بتوانم خدمتی را به این شیوه انجام بدهم.

همسفر مریم (از لژیون خانم سحر): آرامشی که الان دارم به واسطه کنگره است .قبلاًچنین آرامشی نداشتم . من آن خواب های آشفته قبلی را هم ندارم . به قول آقای مهندس ظاهر ما هم باید این تغییر را نشان بدهد.این ها همه به خاطر عشقی است که در کنگره است .کاری که ماهم می توانیم انجام بدهیم می تواند مالی یا خدمتی باشد که باعشق باشد .

همسفر نیلوفر :به جرات می توانم بگویم هیج جایی مانند کنگره وجود ندارد که خالصانه و دلسوزانه به ما کمک کند. سه ماه به کنگره می آیم خدمت ها را می دانستم ولی انجام نمی دادم .کتاب عشق هم زندگی را به من هدیه داد .کنگره به من گفت که نگاهت را تغییر بده و تو توانایی زیاد داری و می توانی بکار بگیری و اعتماد به نفس من بالا رفته است .در مقابل باید من قدردان باشم و به قوانین احترام بگذارم وحرمت را نگه دارم. آموزش ها را با دل و جان بپذیرم و برای تلف کردن وقت نیایم. هنوز کاری نتوانستم برای کنگره انجام بدهم و نیت دارم که کمک راهنما بشوم تا کمکی انجام بدهم.

 

همسفر سمیه : هنگام ورود به کنگره حالم خیلی خراب بود .کنگره هم به من آرامش داد ،اینقدر که با تمام وجود این آرامش را در زندگی ام حس می کنم و خدا را شکر می کنم.

همسفر وجیهه: کنگره از من منیت را گرفت . همیشه از خودم سوال داشتم که چرا من به خاطر شخص دیگری  باید  اینجا بیایم ،شخصی که ارزش وقت گذاشتن  ندارد و هیچ جوری قبولش نداشتم .قبلاً مشکلی داشتم که می خواستم به همه سرویس بدهم تا مورد تایید همه باشم  و این سخت بود اما حالا یاد گرفتم راه خودم را بروم  و نباید به کسی باج بدهم . چه باب میل کسی باشد یا نباشد . کمک من هم به کنگره در واقع کمک به خودمان است .و در کمک مالی هم یاد میگیریم که روی چیزی که دوستش داریم چشم ببندیم و این خود آموزش است .

  

همسفر اکرم : خدمت کنگره به من وسیع است . اول اینکه اعتیاد مسافرم  تمام شد و در مورد خودم ،منیت بسیار داشتم والان فکر می کنم پوچ پوچ هستم از هر لحاظ و این فکر را حالا دارم . اولین بار که  به کنگره آمدم وقتی بعضی آقایون سیگاری را دیدم اصلا نمی خواستم بمانم ولی با گفتن مسافرم آمدم و کم کم فهمیدم که بسیار به دردم می خورد و خدا را شکر که اینجا هستم .قبلاً بعد از بعضی مهمانی ها بسیار بهانه گیری   می کردم ونق  می زدم ولی الان اینطور نیستم وسبک بال بر می گردم .این نتیجه آموزش های کنگره است.

کمک راهنما ،  خانم سحر : سپاسگزارم که خداوند توفیق دادکه خودمان را به موج کنگره بسپاریم و حالا کنار شما باشم و باز آموزش بگیرم .شاید رسم ادب نباشد کنار خانم فاطمه صحبت کنم اما در مورد همین دستور جلسه کمک کنگره به من و کمک من به کنگره وقتی به من گفتند مقاله بنویسم ، هر چه  می نوشتم تمامی نداشت و مطالب به ذهنم می آمد به خودم گفتم سحر؛ نمی شود همه اش را نوشت و چکیده ایی از مطالب را نوشتم . چیزی که در فکرم بود این بود که آقای مهندس در یکی از سی دی هایشان گفتند اگر شما یک بیسکویتی که می خورید را با هستی به اشتراک بگذارید ،هستی هر آنچه دارد با شما به اشتراک می گذارد و به این فکر کردم که سحر ؛کنگره چه چیزی را باتو به اشتراک گذاشت ، در واقع چه چیزی را باتو به اشتراک نگذاشت ،آقای مهندس با ما چه چیزی را به اشتراک گذاشتند و در جواب باید بگوییم چه چیزی را به اشتراک نگذاشتند، تمام عشق و محبتی که فکر می کردیم راحس کردیم  ،کنگره به من یاد داد که داشته هایم را ببینم ،یاد داد که تمام چیزها و موقعیت هایی که روزی من بود،به من داده است  و باید قدربدانم .وقتی وارد کنگره شدم اضلاع شخصیتم تَرَک خورده بود نمی گویم که  درست شده ولی کنگره همچنان دارد کمک می کند تا این تَرَک ها را ترمیم کنم .خیلی خنده دار بود،برای من وقتی سفر اول بودم ، وقتی به این دستور جلسه می رسیدم ،می گفتم خوب کنگره به من چی داد؟ آموزش دادو صندلی داد و جواب می دادم خوب من هم دارم خدمت می کنم، ولی بعد به خودم گفتم سحر تو چی را با چی داری مقایسه می کنی ،تو هرگز قادر نخواهی بود که کمک کنگره را باکمک خودت مقابل هم قرار بدهی .انشالله که بتوانیم آن دِینی که هر شخصی بنا به برداشت و پنداشت خودش می داند که به کنگره دارد به جا بیاورد . من هم چیزی که فکر می کنم غیر ممکن است انجام بدهم ،البته کمک کنگره فقط در زندگی فعلی نیست و دارد همه چیز ،از پیشنه وآینده همه را زیر سوال می برد یعنی ابعاد دیگر را هم تحت تاثیر قرار داده است  و این چیز کمی نیست .

خانم فاطمه : پس اگر بخواهیم خلاصه بگوییم کنگره ابتدا مسافر و خانواده را به ما برگرداند واین اهمیت بالایی دارد و بعد خودمان را که در تاریکی گم کرده بودیم و سال ها بیراهه می رفتیم اینجا پیدا کنیم .من فکر می کنم هر چه هست کمک کنگره به ماست و ما چیزی نداریم که به کنگره کمک بدهیم و همه چیز را دریافت می کنیم ،حتی زمانی که کمک مالی ،زبانی هم می کنیم باز کمک به خودمان است و نتیجه گیری این که بر خودمان واجب بدانیم هر ساله جشن گلریزان شرکت کنیم و نسبت به آن و به حرمت کنگره و خدمت ها بی تفاوت نباشیم .

  هفته آینده « ادامه وادی عشق  و سپس سی دی هفتگی ؛علمی »

سبز و آفتابی باشید.


 


 

 



تاریخ : جمعه 22 دی 1396 | 10:06 ب.ظ | نویسنده : همسفر حکمت | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران