تبلیغات
 همسفران نور - گوهرجان و هفت خوان

به نام خداوند مهربان جهان آفرین

بد بودن آدم باعث نمی شود که ما آنها را در کنگره راه ندهیم اتفاقاً حال خراب آنها باعث شده که ما هم افراد بد در کنگره داریم و هم افراد خوب. ما باید جهل این آدم های بد را تبدیل به دانایی کنیم و ترس آنها را حل کنیم و منافع را به آنها تفهیم کنیم تا تبدیل به انسان خوب شوند. 


امروز دوشنبه 24/05/96لژیون نور به استادی خانم فاطمه عزیز و دوست داشتنی و جمعی از همسفران با وفا با دستور جلسه سی دی های گوهر جان و هفت خوان ووادی پنجم، راس ساعت 5:30شروع به کارنمود.

خانم فاطمه بعد ازسلام و احوالپرسی  و آرزوی سلامتی برای تمامی همسفران، جلسه را آغاز نمودند...........

مشارکت در جلسه عمومی «سیستم ایکس»

همسفر زهرا: وقتی به کنگره آمدم به خاطر سیستم x خیلی مشکل داشتم ولی کم کم برطرف شد. یکی اینکه دوست نداشتم جایی حرف بزنم و گوشه گیر بودم اما حالا نه  ،از آن گوشه گیری درآمدم.

 همسفر حکمت: به شکرانه این که در این مسیر خوب قرار گرفتیم و قطعاً مسافران همه به درمان می رسند چه خوب است که این پیام را به مادرانی که خدا را شکر فرزندان بدون اعتیاد دارند، بگوییم تا با تغذیه سالم پایه و اساس سیستم x بچه های خود را متعادل نگه دارند که اصلاً به سمت اعتیاد نروند.

 همسفر عذرا: وقتی به کنگره آمدم به هم ریخته بودم و پرخاشگری می کردم ولی الآن خیلی موارد برایم مهم نیست و آرامش دارم با این که مسافرم مداوم گریز می زند ولی من زندگی خودم را دارم و پذیرش آن را دارم.

 همسفرمحدثه: روزی که به کنگره آمدم اصلاً از سیستمx چیزی نمی دانستم و بیشتر مواقع مشکل خواب داشتم ولی الآن خوابم تنظیم شده و کم کم از ضد ارزش ها دور شدم و با این که گهگاهی هم حال خوشی ندارم ولی باز بهترم و تصمیم دارم حتی بعد از رهایی هیچ موقع کنگره را رها نکنم.

 

همسفرنسیم: قبلاً یک مدت شهر کرد می رفتم و می آمدم قبل از اینکه ورد لژیون نوجوانان شوم خیلی حالم خوب و از لحاظ جسم و روان یعنی سیستمxخیلی خوب بودم و چیزی روی من تأثیر نداشت ولی الآن کوچکترین حرف روی من اثر می گذارد . آیااین مربوط به سیستم x من است؟ و یا از دیگرانی است که به صحبت و قول های خود پایبند نیستند، ناراحت می شوم و خیلی به هم می ریزم.

 خانم فاطمه: این طبیعی است که شما به هم بریزید ولی مهم است که آن را کنترل کنید. نمی شود گفت همه آن مربوط به سیستم x است. اگر ما مداوم از حرف دیگران ناراحت بشویم و به ما بر بخورد و قضیه تکرار شود، می تواند ریشه در افسردگی داشته باشد یا اینکه سطح انرژی ما پایین است البته ببخشید آقای امین در سی دی خوی وحشی می گویند یکی از این دلایل این است که هنوز برای ما به سمت اهلی شدن نرفته ایم این چیزها برای ما مهم است و هنوز اگر کسی با ما کار بدی می کند و یا حرف سنگینی می زند به ما برمی خورد و هنوز این تأیید و احترام دیگران برای ما مهم است و هنوز در جهان بینی و افکار ما اشکال است.

 

 

خانم فاطمه: ته بعضی از قضایا برمی گردد به اشتباهات خودمان .خیلی وقت ها وقتی اتفاقات را ریشه یابی می کنیم ما می رسیم به خودمان که یک جایی اشتباه کردیم و یکی اینکه صفاتی که مثلاً می گوید قبلاً این گونه نبودید اما الآن به من برمی خورد، دقیقاً در مسیر حرکت اینطوری می شود . آدم فکر می کند یک صفتی برای همیشه رفته است و در وجودش نیست ولی بعد از مدتی می بیند هنوز آن صفت یا ضد ارزش را دارد این به این دلیل است که این صفت کاملاً درمان نشده است و هنوز این ناخالصی و ضد ارزش به صورت کامل در من از بین نرفته است ،مرتب سرباز می کندو هر چه من پیش می روم ؛عین لایه پیاز هر چه یک لایه را برمی داریم لایه ی دیگری هست و دوباره زیرش هست و لایه های جدیدتری رو می شود. و همین اینکه شما متوجه این قضیه هستید که این مشکل را دارید این یعنی در حال رشد هستید و مهم نیست.

 همسفر زهرا: قبلاً از صبح تا شب کار می کردم ولی الآن تا ساعت 2بعدازظهر بیشتر کار نمی کنم آیا این برمی گردد به تنبلی یا به مشکل سیستم x من؟ آیا درست تصمیم گرفتم ؟

 خانم فاطمه: نه اصلاً تنبلی نیست قبلاً بیشتر کاری می کردید و بیش از حد توان کار می کردید، یعنی نقطه صفر خود را نمی شناختید و متوجه نبودید که این جسم شما در حال  خسته شدن است و فقط می خواستید امورات رابگذرانید ولی الآن متوجه شدیی که زیاد کاری می کنید و توان شما تا ساعت 2 بیشتر نیست، پس تصمیم درست وعاقلانه گرفته اید.

 

گوهرجان

همسفر رویا: هیچ انسانی بد نیست و اگر انسانی بد است دلایلی دارد و اگر بدی دارد در جهت ساخته شدن انسان برای اداره ی هستی است و علت بد بودن انسان ها جهل و نادانی است (مثل داعشی ها) علت دیگر بد بودن ؛ترس است. ترس از دست دادن منافع قدرت، توطئه، خانه، کار و ترس دیگر ترسِ از به دست آوردن است. مثلاً شخصی که وارد مافیها می شود باید به دستور آنها خیلی ها را بکُشد و نمی تواند سرپیچی کند در حالی که خودش دوست ندارد و این به خاطر بدست آوردن منافع است. مثلث بدی انسان شامل جهل، ترس و منافع است.

 

خانم فاطمه: بدی های انسان دقیقاً به این سه تا یعنی جهل، ترس و منافع برمی گردد مثلاً صحبتی که خانم نسیم کردند کار این خانم که آن عمل بدقولی را انجام دادند فکر می کنید به خاطر چی بوده است؟ یا به دلیل جهل او بود یا به خاطر منافع او بوده است ؟من فکر می کنم به خاطر منافعشان بوده است ،چون فکر کردند اگر آن کار را برای شما انجام دهند موقعیت آنها به خطر بیفتد و کمی هم شبیه ترس است. پس مهندس می گویند انسان بد نیست بلکه به خاطر این سه مورد است که بدی می کند اگر ما خود را در شرایطی جای فرد مقابل بگذاریم که اگر جای او بودم چه می کردم شاید کمتر از این اذیت شویم و آسیب ببینیم.

 

همسفر رویا: بد بودن آدم باعث نمی شود که ما آنها را در کنگره راه ندهیم اتفاقاً حال خراب آنها باعث شده که ما هم افراد بد در کنگره داریم و هم افراد خوب. ما باید جهل این آدم های بد را تبدیل به دانایی کنیم و ترس آنها را حل کنیم و منافع را به آنها تفهیم کنیم تا تبدیل به انسان خوب شوند.

 

خانم فاطمه: راه کارهایی که غربی ها برای کنترل خشم می دهند برای مراحل پایین (حیوانی) انسانی خوب است و جواب می دهد و انسان  باید چیزی یاد بگیرد ولی چیزی که آقای مهندس می گویند سطح بالاست، یعنی انسان آن قدر آموزش گرفته که به نفس مطمئنه رسیده است و به آرامش درون رسیده است که دیگر اصلاً خشمگین نمی شود که بخواهد کنترل کند.

در جسم انسان همه چیز قابل تغییر است حتی بیماری اعتیاد قابل درمان است. انسان خوب می تواند بد شود و انسان بد هم می تواند خوب شود.

 

همسفر حکمت: گوهرجان هر چیز گرانبها می تواند باشد انسان از دو بخش جسم و جان تشکیل شده است که جسم از خاک و جان از نار است گوهر جان چیست؟ آقای مهندس می گویند گوهر جان نفس است.  درست است که نفس ممکن نفس اماره باشد اما نفس همان گوهر جان است. نفس شکار می شود و مورد تهاجم قرار می گیرد .حالا این گوهر جان چگونه شکار می شود؟ از طریق الهام ، فجورو طمع.مثلاً دوست ناباب گوهر جان را شکارمی کنذ. الهام همیشه مثبت نیست الهام هم می تواند منفی باشد. انسان ممکن است مورد الهام فجور هم قرار بگیرد و انسان بدی شود.

 

خانم فاطمه: پس منظور از گوهر جان همان نفس است و ممکن است در مرحله اماره باشداما باز نفس است و گوهر جان است که اگر از انسان جدا کنید انسان جسم بی جانی است و از سه طریق تسخیر می شود یکی الهام و بعد فجور و طمع است.

همسفر حکمت: بی خوابی افراد و بیماری های روانی و افسردگی همگی اینها دارای ریشه جهل هست و باید تفکرشخص عوض شود. انسان در قید حیات با معیارهای دنیوی زندگی می کند و معیار انسان می تواند ترس ، اگاهی و یا هر نوع برداشتی باشد. معیارهایی که با انسان است تعیین کننده است شاید معیارها کهنه باشند اما همان ها هستند اما با گذشت زمان مدرن می شوند.

محبت بلاعوض هیچ وقت از بین نمی رود و بقا دارد .نتیجه  سی دی اینکه ،در قالب انسان همه چیز قابل تعویض است.

 

هفت خوان

همسفر نسیم: قبلاً که برایم مشکل روی مشکل درست می شد فکر می کردم نکند شاید در مسیر ضد ارزشها باشم ولی با گوش کردن این سی دی فهمیدیم که این مشکلات برای صیقل دادن ماست.   

 

خانم فاطمه: این سی دی از این جهت به من کمک کرد که آقای مهندس می گویند اسفندیار برای رسیدن به خوان دوم حتماً خوان اول را می گذراند، می گذراند یعنی چه؟ یعنی باید حل می کرد. اگر گرگ های خوان اول را نمی کُشت مشکلات بر او مسلّط می شدند و این بر زمین  می خورد و شاید هم در اثر زمین خوردن می مرد و با کشته شدن صد بار دیگر هم که می مرد باز در خوان اول بود یعنی در همان مرحله بود. اگر ما درسی که در کنار اعتیاد به ما می دهند را خوب یاد نگیریم و بمیریم و به جهان دیگری برویم و دوباره هم که زنده شویم در همین مرحله هستیم .یابه  مشکلی شبیه اعتیاد و یا مشکلی ذیگر برخواهم خورد. پس باید مشکل را حل کنید تا به مرحله بعد برسید. از جهتی دیگر می شود نگاه کرد که آدم هایی که در جایگاهی هستند چه در کنگره چه بیرون از کنگره، آنها برای رسیدن این جایگاه هایی که هستند زحمت کشیدند، از خوان ها گذشتند تا به جایگاهی رسیدند. در کنگره هم همین است. از خوان ها گذشته است. این به ما کمک می کند تا عدالت را بپذیریم فکر نکنیم بی عدالتی یا پارتی بازی می شود.

 

همسفر محدثه: شش ماه است ما رها شدیم من هنوز در یک خوان مانده ام. خوان شک. به هیچ وجهی از خوان شک کردن نمی توانم بیرون بیایم و بسیار عذاب می کشم مشکلم حل نمی شود،چه کنم؟

 

خانم فاطمه: وقتی انسان شک می کند دو حالت اتفاق می افتد یا اینکه به سمت طرف می روید و به او مستقیم می گوید که به او شک دارید و در نتیجه آشوب و بلوا به پا می شود یا اینکه این شک را نمی گوید و این نگرانی مثل خوره آدم را می خورد و انرژی انسان را می دزدد. پس بهترین کار این است که ما اصلاً به شک خود اعتنایی نکنیم بر فرض هم شخص مقابل آنچه می گویی، هم باشد، خوب باشد اگر به گریز زدن مسافر شک دارید، ایرادی ندارد او درمان نشده که گریز زده، کنگره برای همین باز شده است بگذارید تا دوباره بیاید تا درمان شود و مقطعی با زور شما بیاید هم فایده ای ندارد تا خودش بیاید تا درمان قطعی و تعادل واقعی حاصل شود. مشکلات زیاد در مسیر درمان وجود دارد. مسافر را رها کنید به خودتان بپردازید و ببینیدآیا خودتان از ضد ارزش ها دور شدید؟ وقتی خودت هنوز دارای ضد ارزش هستید چطور به دیگران شک می کنید و نباید به آن میدان بدهید و این باعث عدم حرکت درست شما می شود.

 

همسفر بهار: می گویند وقتی شما وارد مرحله جدیدی می شوید که مراحل قدیمی را طی کرده باشید کسی که امروز دنبال گنج است  اگر امروز به او گنج بدهند ممکن است آن گنج او را از بین ببرد چون او باید اول ظرفیت گنج را بدست بیاورد بعد پولدار شود بنابراین اینگونه ظرفیت شما بالا رود شاید با طوفان های سهمگینی روبرو شوید بایستی مبارزه کنید و در مقطعی هم فروکش کند پس مسیر حرکت هموار نیست. همیشه باید نیروی قوی اعتقاد و ایمان را داشته باشید.

انسان اختیار دارد و سرنوشت انسان ها با اختیارو خواست انسان رقم می خورد اما تقدیر الهی هم در آن دخیل است، برای هر چیزی یک زمانی در نظر گرفته شده است.

صبر هم اندازه دارد و تلاش و برنامه ریزی و تفکر و نقشه برای هر کاری لازم است اینها هم برای نیرومند شدن ما مؤثر هستند.

 

خانم فاطمه: آقای مهندس می گویند یک وقت هایی ما می خواهیم فرمان ها را به دلخواه خود تغییر دهیم مثالش را می زند که مثلاً روزه گرفتن فرمان الهی است و قانون هم هست که اگر شخصی تا فاصله ای از شهرش دور شود، روزه اش باطل است ،ما می آییم صبح پا می شویم و این فاصله را طی می کنیم و بعد روزه را می خوریم و برمی گردیم اینگونه  این فرمان را ما به دلخواه خود تغییر می دهیم. در کنگره هم اینگونه است و رهجوها می خواهند آنچه که راهنما می گوید را تغییر دهند فکر می کنند،خودشان بهتر بلدند و این باعث می شود به درمان نرسند. راهنمای خاطی کیست؟

 

همسفر نسیم: راهنمایی که با رهجوی خود  در بیرون ازکنگره ارتباط داشته باشند یعنی به مهمانی بروند و به خرید و فروش و...

 

خانم فاطمه: راهنمایی که با رهجو بیرون از کنگره روابطی مثل رفت و آمد خانوادگی، مهمانی و یا خریدمی روند، این راهنما رهجوی خود را به مرغزار نمی برد بلکه رهجو را به مسلخ می برد. چون در روابط نزدیک رهجو از راهنما ازحرف شنوی نخواهد داشت. حریم ها از بین می رود و این برای رهجو بد است.

همسفر حکمت: در قسمتی می گویند وقتی درگیر مشکلات هستید باید خودتان مشکل را حل کنید و نباید توقع داشته باشید دیگران مشکل شما را حل کنید و اگر هم حل کنند شما باز با آن مشکل مواجه خواهید شد.

همسفر اکرم: دقیقاً من هم همین طور بودم بسیار توقع داشتم که دیگران کمکم کنند و دلیل آن ناتوانی من بود و از نادانی من بود دلیلی ندارد که یکی بیاید دلش به حال من بسوزد و کمکم کند. با مرگ مادرم از مسافر که خودش در حال و احوال بدی بود توقع محبت و کمک داشتم و این از نادانی من بود.

 

خانم فاطمه: مشکلی که برایم من پیش می آید قرار است با حل این مشکل من توانا شوم. قرار  است در این سیستم من به یک توانمندی برسم و برای توانمند شدن باید مشکلات را حل کنم چون سیستم برای نظم خودش نیاز به آدم توانمند دارد.

 وادی پنجم

خانم فاطمه: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست. در جهان ما تفکر بخشی از قدرت مطلق هست ،اما قدرت مطلقش نیست با رفتن و رسیدن آن را کامل می نمایند. مواردی چون بازگشت از ضد ارزشها، خودداریو قناعت را گفتیم.....

 

همسفر حکمت: قناعت یعنی از کم ترین چیزها بیشترین استفاده و بهره وری را داشته باشیم، راضی بوده به آنچه داریم.

 

همسفر اکرم: قبلاً عادت داشتم برای هر کاری از ماشین شخصی استفاده کنم ولی الآن خیلی وقت ها از وسایل عمومی حمل و نقل استفاده می کنم این یعنی قناعت.

 

همسفرراضیه: بسیاری از افراد قناعت را خساست ربط می دهند چه کنیم؟

 

خانم فاطمه: شما کار خود را انجام دهید کاری به حرف دیگران نداشته باشید. هر چه می خواهند بگویند.

 

همسفر عذرا: قبلاً برای هر عروسی باید لباس جدیدی می خریدم ولی الآن اینگونه فکر نمی کنم چه ایرادی دارد که یک لباس را در چند عروسی بپوشیم این خود قناعت است.

 

خانم فاطمه: چه آدم هایی وارد بحث قضاوت و تجسس می شوند؟

همسفران: آدم های بیکار، فضول، ناتوانا، ضعیف النفس .........

 

خانم فاطمه: آدمی که نقصی دارد وارد بحث تجسس و قضاوت می شود ،اومی گردد تا کسی را مثل خودش پیدا کند و به خودش بگوید خُب پس کسی هم مثل من هست که این عیب رادارد و توجیهی داشته باشد که این کار خوب است.

 

 هفته آینده : خلاصه سی دی پیشگامان ، نوشتن کامل سی دی نقض فرمان



تاریخ : جمعه 3 شهریور 1396 | 10:08 ق.ظ | نویسنده : همسفر حکمت | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران