تبلیغات
 همسفران نور - کابوس 2

به نام یگانه هستی بخش عالم

لژیون نور با دستور جلسه سی دی کابوس (2)روز دوشنبه 19/4/96 با استادی خانم فاطمه و همسفران  با محبت  راس ساعت 5:30 شروع  به کار کرد.

خانم فاطمه: پس از سلام و احوالپرسی و آرزوی بهترین حال ها برای اعضای لژیون صحبت خود را آغاز کردند.

همسفر بهار: از قدیم گفته اند که اگر می خواهی حرمت تو نگه داشته شود در هر جا و با هر کس و هر چیزی که هستی حرمت آن را نگه دار............................

ما می گوییم کنگره جایی مقدس است که باید حرمت آن نگه داشته شود، جزء موارد دلخواه و تشویقی نیست. وقتی به تربیت خانوادگی هم

 رجوع می کنیم این را هم داریم. وگرنه بالاخره وقتی سیستمی هست از شما بازخواست می شود.پس قبل از اینکه به شما گوشزد شود

 خودتان حرمت ها را رعایت کنید، نهایتاً به نفع خودمان است.

 

همسفر زهرا: بهترین حرمت برای کنگره شصت این است که کنگره را باور داشته باشیم و این که مکان مقدسی است.

 

همسفر رؤیا: راجع به موضوعی که نباید بین اعضای کنگره رابطه ی کاری و مالی و ... ایجاد شود، خصوصاً سفر اولی هانکته بسیار مهمی است و من از Ngo های دیگر تجربه ای دارم که آنها شماره رد و بدل می کنند و باعث می شود فردی که سفر اولی که به هر روی حالش خراب است و به هر ریسمانی چنگ می زند و در نتیجه از هر کسی راهی می خواهد و چون حال خوبی ندارد دوست دارد آنچه باب میلش هست را بشنود، پس با افراد مختلف مراوده می کند تا راهکار بگیرد و این بسیار برای خود او مضر است چون دچار تناقض می شود. یکی از دلایلی که من کنگره را پذیرفتم همین حرمت آن بود وگرنه فکر می کردم مثل Ngoهای دیگر است.

همسفر نسیم: چیزی که برای من جالب بود، البته مشوق من مادرم بودند، با پیشروی و پیشرفت در کنگره هر روز چیز جدیدی یاد می گیرم. وقتی آدم در جایگاه ودر برابر مسئولیت یکی از عزیزان مانند مرزبان، نگهبان و هر کدام دیگر قرار می گیرد این حس را می کند که چقدر مهم است که خودمان در آن جایگاه این حرمت و قوانین را رعایت کنیم یعنی باید خودم رعایت کرده باشم که وقتی در آن جایگاه قرار می گیرم بتوانم به خوبی خدمت کنم، چیز قشنگ دیگر که امروز یاد گرفتیم این بود که این چیزهایی که خودم در کنگره رعایت کرده بودم و حرمت نگه داشته بودم باعث شد که امروز آنها به حرف من گوش کنند، ولی کارهایی که خودم رعایت نکرده بودم مثل زمان بچگی که به مرزبان حرص داده بودم امروز سر بچه های کوچک کنگره خیلی حرص می خوردم با خودم گفتم ببین تو بچه بودی خودت رعایت نمی کردی پس امروز نمی توانی انتظار رعایت این بچه ها را داشته باشی.

 

خانم فاطمه: حرمت نه تنهادر کنگره حتی در خانواده و با همسر و یا هر رابطه ی دیگر باید حرمت را نگه دارید. من اجازه ندارم وارد حریم همسر یا فرزندم بشوم، یعنی فکر کنم چون من همسر یا مادر هستم حق دارم در همه ی مسائل تو سرکشی کنم و دخالت کنم. اگر انسان هر جایی حرمت را حفظ کند خودش آرامش خواهد داشت. در محیط کار و خانواده و جامعه و .... باید حرمت را حفظ کنید. استفاده از الفاظ ناشایست در خانواده درست نیست. صمیمیت یک چیز است و استفاده از الفاظ نادرست چیز دیگری .سعی کنید هیچ جا از آنها استفاده نکنید تمامی ضد ارزش از ریزترین تا درشت ترین باعث بی حرمتی است. مراقب باشید هر جا نقض فرمان می کنیم دقیقاً در سیستم ناهماهنگی بوجود می آورد و خسارت وارد می کند.

همسفر زهره: گاهی افراد هستند که حرمت نگه نمی دارند. وظیفه ی  ما در مقابل چنین کسانی که حرمت را حفظ نمی کنند چیست؟

همسفر مهین: وظیفه من نیست که دیگران را یاد بدهم که حرمت حفظ کنند، من روی مرز خودم می روم. فرض کسی دختر یا پسر بد دهن و غر زن دارد بدترین کار در مقابل این چنین افرادی سکوت است. سکوت کن و برگرد با رفتار خودت به او نشان بده که او یاد بگیرد.

خانم فاطمه: ما گفتیم در مورد کارهای خودمان می توانیم تصمیم بگیریم و اختیار داریم. در مورد دیگران ما اختیاری نداریم و نمی توانیم آنها را تغییر دهیم ما خودمان حرمت را رعایت می کنیم و اگر واقعاً خودم با حس خوب و خالصانه حرمت راانجام دهیم و منتظر نتیجه ی آن نباشیم، توقع نداشته باشیم ،تأثیر خود آن را می گذارد.

همسفر زهره:؟؟؟؟؟؟

خانم فاطمه: ما در مورد آدمها نمی توانیم صد در صد قضاوت کنیم یا نظر بدهیم پس اگر در مقابل برخی از اعمال بگویم نمی دانم بهتر است خیلی وقت ها می خواهیم درست پیش برویم و نمی خواهیم برخی مسائل در زندگی ما باشد تصمیم می گیریم مسیر خود را عوض کنیم و ضد ارزش مثل دروغ، غیبت را انجام ندهیم. اما اینها به زودی تمام نمی شوند. اینها در وجود ما ریشه و دنباله دارند.  دانه هایی است که از قبل کاشته ایم الآن به ما دارد می رسد. من آدمی بودم که قبلاً غیبت می کردم و یا اگر بحث آن می شد بدم نمی آمد در آن مباحث شرکت می کردم ولی حالا تصمیم گرفتم که نمی خواهم. با این تصمیم این نیست که یک دفعه همه چیز درست شود. پس برایم هنوز پیش می آید چون هنوز در من ناخالصی هست. این سیستم قوی است. به زودی از بین نمی رود، هنوز ذرات ناخالصی در وجود من هست که برخی چیزها نصیب من می شود. ته ته صور پنهان می آید از غیبت و قضاوت کردن، هنوز آن خواسته به نفس مطمئنه نرسید.

 همسفرحکمت: من فکر می کنم که روزی ما می شود و بستگی به خودمان دارد درست است ،اما اصلاً اساس جامعه  عوض شده است که خیلی از جوانها به خیال خود به خاطر حقی که به آنها داده شده، یا هر اینکه توانایی بیشتر دارند نیست به بزرگترهای خود  عجولانه و خودخواهانه همراه با بی ادبی رفتار می کند این را چه باید کرد؟

 

 خانم فاطمه: بله در جامعه ما ارزش ها و حرمت ها کم رنگ شده است ولی درصد زیادی از آن به خود ما برمی گردد. آقای امین می گویند خیلی وقت ها ما خواسته های خود را نمی شناسیم اصلاً نمی دانیم نفس ما چه می خواهد و می گوییم نه من غیبت کردن را دوست ندارم ولی چرا دوست دارم که نصیب من می شود اگر به نفس مطمئنه برسیم روزی ما نمی شود. یا خداوند توانی به من می دهد به راحتی من بتوانم بحث را عوض کنم.

همسفر فرح: جاهایی هست که در یک گردهمایی دوست نداریم غیبت بشنویم اما به هر حال هر جایی غیبت هست و جامعه بسیار بزرگتر از آن است که بگوییم نصیب ما نمی شودو آدم ها هم بالاخره ناخالصی را دارند. اگر بتوانیم که آن جمع را ترک می کنیم و گرنه خودمان را می توانیم به گوش کری بزنیم  ،یا اصلاً حرف نزنیم.

خانم فاطمه: بله اگر بشود که جمع  غیبت گورا ترک کنید بهتر است چون با ماندن در آن جمع انرژی منفی آنها هم به شما می رسد و اگر نشد طوری رفتار کنید که حضور فیزیک دارید ولی در عالمی دیگر هستید.

همسفر زهره: گاهی باید از خدا بخواهیم که این توانایی کنترل کردن را به ما بدهد، خوب درست است که من ذرات ناخالصی دارم ولی دارم مبارزه می کنم تا پاک بشوم که این بهترین حالت است پس اینجاست که قدرت مطلق باید کمکی به من بدهد تا بتوانم خودم راکنترل کنم . راهکارهایی هم هست ولی آن لحظه، رسیدن نیروهایی که بتوان جلوی شیطان را بگیریم باید به ما برسد.

فاطمه خانم: خداوند بستر را فراهم می کند، می گوید این عقل و این تفکر، این آموزش این سی دی این ها را به تو دادم خودت با کمک این ها ببین باید چکار کنی که از ضد ارزش ها دوری کنی. به سمت ارزش ها بودن انرژی مثبت به ما می دهد. یکی اینکه باید برنامه در طول روز داشته باشیم زمانی که در اختیار ماست ارزشمند است و وقتی سرگرم کارهای باارزش باشم مجالی برای سرک کشیدن به کار دیگران نیست. کمک خداوند همین راهنمایی و هدایت است و البته این هم مهم است که چقدر من از خداوند یاری بطلبم.اگر با تمنای دل از خدا بخواهیم به ما کمک می کند.

همسفرمهین: بک مسئله ای که ما انسان ها فکر می کنیم ما خودمان باید کار ارزشی بکنیم دیگران کار ضد ارزشی می کنند و ما در دامنه این ناخالصی های دیگران قرار می گیریم به این دلیل است که من نتوانستم به آن درجه از آگاهی برسم که بتوانم نیروها را از هم تفکیک کنم. همه ی آدمها در لایه های درونی خود ناخالصی دارند. وجه تمایز افراد کنگره ای این است که ذره ذره دارند ناخالصی های خود را پیدا می کنند و کم کم کنار می گذارند، بیشترین چیزی که باید راجع به آن کار کرد یکی تفکر و یکی حس است، حس گیرنده و فرستنده ای است که در کائنات می گردد و می آورد. پس با احساس خود چیزهایی را دعوت می کنیم. یکی اینکه توقع زیاد از خودمان نداشته باشیم کم کم می توانیم ناخالصی هایی که چندین سال با آن زندگی کردیم را کنار بزنیم.دیگر اینکه نباید از آموزش های پی در پی دور باشیم.

سی دی کابوس 2

خانم فاطمه: در کابوس (1) گفتیم افرادی که مصرف کننده مواد هستند یا دارای افکار منفی هستند آدم هایی هستند که کابوس می بینند و دلیل بوجود آمدن کابوس را هم گفتیم انجام ضد ارزش ها است که هاله انسان را سوراخ می کند با سوراخ شدن هاله هر نوع موجودی به درون انسان ورود پیدا می کند و آن موقع هر شب کابوس می بیند.

 

همسفر اکرم: در کابوس (2) آدم ها را به دو دسته تقسیم می کنند، یکی آدم هایی که چند تا کتاب می خواندند و خودشان را افراد روشنفکر می دانند هیچ اعتقادی به خدا می دانند و خودشان را دیندار می دانند، عده ای دیگر افرادی هستند که به دین و نماز خود را متعصب می دانند ولی هزاران کار خطا و تجاوز می کنند، آقای مهندس می گویند اینها همان زباله ها هستند اینها افیون جامعه هستند. بی دینی مرگ تدریجی جوامع است و بی مسئولیتی در این جامعه است.

راجع به بهشت و جهنم صحبت می کنند که در تمام ادیان وجود دارد. کتاب قرآن را ما خیلی قبول داریم ولی از درون آن چیزی نمی دانیم

 من خودم این مجموعه را قبول داشتم ولی محتویات آن را نمی دانستم و نمی فهمیدم قرآن به من چه می گوید. ما از قرآن فقط برای رد

 کردن مسافر، خانه نو رفتن، زمان مردن افرادو ... استفاده می کنیم ولی آیا از درون آن که گفته دروغ نگو، کم فروشی نکن، غیبت

 نکن، بی حرمتی نکن، آیا اینها را رعایت می کنیم؟

انسان در حیات خود در مثلثی قرار گرفته است که یک ضلع بهشت و یک ضلع جهنم یک ضلع برزخ است. کابوس شبانه نیز نوعی جهنم است.

مهین خانم: آقای منهدسی گفتند انسان متعصب کسی است که روی دین خودش تعصب دارد. تمام ادیان یک حرف واحد می زنند .می گویند به فرامین الهی عمل کنید تورات، انجیل و قرآن و ... همه همین را می گویند. بهشت و جهنم و برزخ در همین جهان وجود دارند بنابر کارهای ارزشی و ضد ارزشی که انجام می دهیم در یکی از این ضلع بهشت و جهنم و برزخ قرار داریم. این مثلث، مثلثی است که هر آن انسان می تواند در آن قرار گیرد و اینجاست که می گویند خداوند سریع الحساب است. مهمترین چیزی که وقتی انسان می خواهد از جهنم بیرون بیاید وبه تعادل برسد این است که از فرامین الهی پیروی کند. مثالش هم خارج شدن تدریجی مصرف کننده ی مواد مخدر هست که با کاهش ذره به ذره ی مواد از جهنم کابوس خارج می شود .

همسفر فرح: خیلی وقت ها شرایطی بوجود می آید که ربطی به ما هم ندارد مثل دیدن یک تصادف یا یک مشاجره خانوادگی دوستان، ولی

 مثلاً شب من دچار کابوس می شوم صرفاً این طور نیست که من حتماً کار بدی کرده باشم تا کابوس ببینم . این درسته؟

خانم فاطمه: آقای مهندسی می گوید این موارد مربوط به کسانی است که هر شب کابوسی می بینند.

همسفرحکمت: آقای امین در سی دی ترس گفتند وقتی ما احساس امنیت نمی کنیم می ترسیم. شاید شما با دیدن آن اتفاقات دچار ترس شده اید که احساس ناامنی می کنید و آن باعث کابوس می شود.

خانم فاطمه: برخی افراد گاهی کابوس می بینند و این نیست که بگوییم اینها هاله شان پاره شده یا ضد ارزش انجام دادند، اینها ممکن است مسائلی از گذشته داشتند و این کابوس خبری از آن گدشته به ما می دهد و یا الآن مسائلی درون خود دارندو این درگیری های  ذهنی باعث کابوس می شوند.

همسفراکرم: خواب های ما برمی گردد به حال یاگذشته یا به آینده؟

 

خانم فاطمه: همه اش هست .هم به آینده و هم به حال و هم به گذشته مربوط است.

همسفرمهین: دیدن کابوس از چند حالت  مختلف نشات  می گیرد، 1- مصرف مواد مخدر و الکل 2- داشتن افکار منفی و مخرب و پریشان 3- مربوط به گذشته هاست 4- مربوط به ژنتیک است.این جمله را بسیار دوست داشتم ،

وقتی شاگرد آماده باشد صدای پای استاد را می شنود و سرنوشت افراد با خواست آنها رقم می خورد... صدای استاد کیه ؟

 صدای پای استاد چیست ؟صدای پای فرامین الهی است که توسط معلمین به ما می رسدو خیلی ها نمی شنوند.

جایی گفته می شود که شخص ناامید کسی است که تفکر ندارد،انسان باید ناامیدی را تجربه کند تا با رقه نور امیدی به سمت او بیاید تا

 بتواند حرکت کند بعد می گویند مراقبه کردن به این معنا باید باشد که مدت کوتاهی در خلوت با خود باشید و فکر کنید برای چه به این دنیا

 آمدید و به کجا می رویدو.... که به فرد ناامید بسیار کمک می کندو این ها آموزش می خواهد .کابوسی که در خواب می بینید واقعی است

 چون این کابوس در صور پنهان رخ می دهد و ما این کابوس را با پنج حس باطنم می بینیم و خیلی انسان ها حقیقی بودن این کابوس ها

 را قبول ندارند و برای همین نتوانستند بیماری های روانی را درمان کنند چون به صور پنهان اعتقاد ندارند.


خانم فاطمه : پس سرنوشت انسان ها با خواست خودشان است................حداقل باید در جهت تغییرتلاش کنید....

خانم فاطمه: در کل راه  رهایی از کابوس ها چیست؟

همسفرمهین: دور شدن از ضد ارزش ها، استفاده درست از روش DST و ... تزکیه و پالایش.

خانم فاطمه: اصلاح روش زندگی

همسفرزهره: آیه ایی  از قرآن می گوید: اگر تقوا پیشه کنید رستگار می شوید. متأسفانه ما از دین پوسته اش را گرفتیم خوب است که قرآن بخوانیم و یا نماز بخوانیم، کلاس ها می گویند،اگر این نماز بخوانید چطور می شود و اگر این دعا را بخوانید فلان طور می شود همه دست به دست می دهد تقوا داشته باشیم و این ارزش را داشته باشیم.


همسفرحکمت: در سی دی کابوس گفته می شود باید این ها باشد که من خوبی را درک کنم. برای رسیدن به بهشت لازمه اش همان عبور از جهنم است ، بنابراین این موارد طبیعی است.

 

خانم فاطمه: کابوس یا جهنم برای چیست؟ برای اینکه من انسان بفهمم که اشتباه رفتم اینها برای این است که انسان به خودش بیاید که بفهمد که دارد اشتباه می کند و حالا باید آموزش ببیند و مسیر درست برود تا درست شود آرامشی که در زندگی بدست می آورد همان بهشت است که در اثر اجرای فرامین الهی و درست زندگی کردن به دست می آید.

همسفر مهین: آقای امین گفتند که طی بررسی ای که کردند ترجمه های قرآن متفاوت است مثلاً جایی ترجمه آیه چند برابر آیه  عربی

 است. جایی در اثر درست متوجه نشدن مفاهیم قرآن اشتباه برداشت می شود. چنانچه یکی از خانم های بهایی می گفتند که در قرآن همه اش می گوید بسوزان و بکش و غیره.

اینجاست که می فهمیم که وارونه جلوه دادن علم چقدر خطرناک است .مادرست یاد نگرفتیم. درک شما از دین چیزی است که کسانی آن را

 وارونه گفتند، قرآن می گوید از خطوط قرمز عبور نکن همین.

همسفرمهین: موجوداتی که در کابوس می بینیم از بین نمی روند، چون انسان دارای بقاست این ها هم دارای بقا هستند. نباید از کابوس بترسید. برای از بین بردن کابوس ها نباید بترسید و نباید به آنها فکر کنید .بایدمسیر را مسیر تزکیه قرار بدهیم.

همسفرزهرا: کابوس زنده هم داریم؟

خانم فاطمه: کابوس چیزی است که در خواب می بینیم.

همسفرمهین: اعتقاد به رمال و جادوگر و پیش آنها رفتن، راه دادن آنها به صور پنهان است و کابوس همین شرایط را دارد.

کابوس ها برای ساختن انسان هاست. آغاز نبرد دوری از ضد ارزش هاست.

جهنم برای این است که انسان بیاید سختی بکشد و آموزش ببیند و یاد بگیرد چگونه از فرامین الهی پیروی کند، بهترین معلم تو بدترین آدم

 هاهستند به همین دلیل آدم ها باید کنار هم باشند تاساخته شوند. دین هم یعنی راه و روش و رسم و همین را می گوید. با مرگ به دنیای

 دیگر که می رود با همین نفس  جهنمی می رود دو نیروی درونی مثبت و منفی باید کنار هم باشند چون مکمل هم هستند انسان با تلاش

 خودش می فهمد کدام طرف برود.


جنگ انسان با شیطان است ولی پیروزی دست خودانسان است .


انسان وقتی درست عمل کند قلبش مانند قلب ملائکه می شود.

انسان وقتی  قصور می کند باید امتحان پس بدهد. خداوند می گوید کتا وپیامبر را به عنوان راه بلد فرستادم و به توهم اختیار و عقل دادم و این خودت  هستی که سرنوشت خود را تعیین می کنی.


هفته آینده : سی دی ازکار انداختن نقاط حساس و خلاصه سی دی هفتگی «نوسازی»

پاینده باشید.

 

                                                                                           



تاریخ : جمعه 23 تیر 1396 | 09:09 ق.ظ | نویسنده : همسفر حکمت | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران