تبلیغات
 همسفران نور - سی دی فاضلابهای جوشان ووادی چهارم


*به نام قدرت مطلق الله*

امروز دوشنبه 8/3/96لژیون همسفران نور به استادی خانم فاطمه با دستور جلسه"سی دی فاضلابهای جوشان ووادی چهارم "راس ساعت16:45شروع به فعالیت نمود.

ما آدمها چون تعادل نداریم،همیشه یا این طرف بوم می افتیم ویا آن طرف بوم. در یک سری مسائل که مربوط به خودمان است،می سپاریم دست خداوند وبرعکس ؛موضوعاتی که در اختیارمن  نیست را می خواهم به زور عملی کنم. مثل درمان مسافر،بیرون آمدن اواز تاریکی، اینها باید به خداوند سپرده شود،چون در اختیار من نیست.من ازناحیه دیگری باید تلاش کنم، اموری که مربوط به خود من است. ما دردعاهایمان به خداوند فقط می گوییم:بده!!خانه بده!!ماشین بده !دانشگاه بده!! خوب من انسان باید یک جا حسابی باز کنم تا خداوند در حسابم بریزد، باید حرکت وتلاش کنم تا او هم راه را باز کند!!!

*به نام قدرت مطلق الله*

امروز دوشنبه 8/3/96لژیون همسفران نور به استادی خانم فاطمه با دستور جلسه"سی دی فاضلابهای جوشان ووادی چهارم "راس ساعت16:45شروع به فعالیت نمود.

ابتدا خانم فاطمه از بچه ها به خاطرخدمتهای روز دوشنبه،تشکر نمودند ویاد آور شدند:روزیها وتقدیرها براساس خواست وتلاش ما صورت می گیرد.اگر چیزی را بخواهیم وتلاش کنیم حتما به آن می رسیم. همچنین ازهمسفرمحبوبه به خاطر خدمتها یشان،تشکر کردند وبا ایشان خداحافظی نمودند وگفتند مهم نیست که درکدام لژیون ویا چه شعبه ای باشیم،مهم این است که کنگره ای باشیم وهر کجا بودیم هم درآموزش وهم درحال خدمت باشیم.

همسفرمحبوبه:از همه اعضای لژیون خصوصا خانم فاطمه،از صمیم قلب تشکر می کنم .از همه یاد گرفتم .زمانی که سر لژیون می نشستم،اگر یکی از بچه ها نبود،انگار خانه مادرم بودم ویکی از خواهرانم حاضر نبود ودلتنگ شان می شدم.از خانم فاطمه هم به خاطر آموزشهایی که در اختیار من گذاشتند،بی نهایت سپاسگزارم وبهترینها را برای خودشان وخانوادیشان از خداوند خواستارم.

مشارکت در مورد دستور جلسه هفتگی:در مورد پایه های مالی وعلمی کنگره من چه کرد ام....؟

همسفر فرح:کمک به کنگره واقعا باید ازصمیم قلب باشد،اگربخشیدم ازچیزهای کوچک،درموارد دیگرهم بخشنده می شوم ودرمورد امورعلمی هم،اینکه به وقت بیام،سی دی گوش کنم وبنویسم وآموزشها رابگیرم،تا حدودی کمک کرده ام.

همسفرحکمت:در مورد کمک مال خیلی دوست دارم حتی قدم کوچکی هم که هست بردارم ودر مورد پایه های علمی،بیشتر نشرعلوم کنگره است که راهنماها انجام میدهند.این که اگر مشکلی برای نزدیکان من پیش بیاید ،بتوانم با آنچه اینجا یاد گرفته ام، قدمی برای رفع مشکل آن فرد بردارم.

همسفرراضیه:آقای مهندس درصحبتهای روزچهارشنبه فرمودند:بیشترین کسانی که می توانند این دستور جلسه راانجام دهند،کمک راهنماها هستند که به افراد را به رهایی وآرامش می رسانند. موضوعی دیگری که اشاره شد،برای رهایی هرفرد درکنگره:حدود یازده میلیون هزینه میشود.

خانم فاطمه:همین مشارکتهای شما درلژیون میشود کمک علمی...قرار نیست ما از چین به اینجا علم بیاوریم ویا فلسفه بگوییم،اگر توانستیم علوم کنگره را با کمک راهنما شدن واگر نتوانستیم با مشارکت کردن،انتقال دهیم. کسی که سفر دومی شده است این قدر باید به بلوغ عقلی رسیده باشد که اینجا چه خدمتهایی به او شده که کمترین آن رهایی مسافرشان است.این یازده میلیونی که برای هر فرد هزینه می شود را از او نمی گیرند وهمیشه می گویند ما با هیچ فردی ،هیچ حسابی نداریم. حساب کنگره با افراد صفر است واینجا هرفرد،هر خدمتی می کند عاشقانه وصادقانه انجام میدهد، اما تاکید روی این موضوع برای رشد خودمان است.اگر کمک نمی کنم،هنوز به رشد عقلی لازم نرسیده ام!!!اگر می گویند داخل سبد پول بینداز،برای اینست که کندن را یاد بگیرم،نفسم را پرورش دهم،اختیار نفس را یاد بگیرم تا هر کجا مرا به دنبال خودش نکشد!!!

اگرلذت ترک لذت بدانی   دگر لذت نفس را لذت ندانی

این قدر من در بخشندگی باید بزرگ شده باشم،که با ارزش ترین چیزها رابتوانم برای بی ارزشترین چیزها ببخشم. آیا می توانم ...؟ اگر حالمان را با قبل مقا یسه کنیم، آن وقت می فهمیم که چه قدر به کنگره بدهکاریم وچقدرکوتاهی می کنیم!!!کوتاهی نکنیم، درخدمت، درمشارکت کردن،در وبلایگ  نویسی، در حمایت سبد و... این را هم بدانیم که اگر درفقر توانستم ببخشم،فقرمن برطرف میشود.

همسفر مهین:داستان معروف مولانا که: فردی سگش از گرسنگی د حال مردن بود وصاحبش برایش گریه می کرد.فرد دیگری که مید ید به او گفت حاضری این قدر اشک بریزی ولی حاضر نیستی از نان داخل کیسه ات به اوبدهی؟ می دانی باید چه قدرنان بخوری تا برایت اشک بشود!!! من قبلا درآمد فراوانی داشتم ولی هیچ گاه لذتی نمی بردم ،ولی حالا با کنگره به آرامشی رسیده ام که شاید در آمدم یک دهم قبل هم نباشد ولی همان را با لذت هم می بخشم وهم خرج می کنم.

همسفرمحبوبه:هفته قبل من افتخار داشتم تازه واردین را مشاوره بدهم.قبل ازاین برای آزمون کمک راهنمایی دوماهی که زمان داشتم،خواندم ولی به این علت که درکنگره بی هدف نباشم.اماازهفته قبل واین مشاوره،خیلی مصمم ترشدم چون تازه فهمیدم  که وقتی با صحبتهایت وعلم کنگره می توانی به یک نفر درد کشیده امید دهی،چه لذتی دارد،تازه بماند که ازحرفهای آنها درس هم میگیری!!! امیدوارم هر سفردومی هر جوری که می تواند این خدمت راتجربه کند وحال خوبش زا تجربه نماید.

سی دی فاضلابهای جوشان

همسفر حکمت:آقای مهندس در این سی دی می فرمایند که برای چشمه جوشان شدن نیاز به دو عامل داریم.1-منابع آبی 2-اختلاف ارتفاع سطح اب.آن وقت چشمه به رود خروشان وسپس به اقیانوس می رسد،مثل رود نیل ومی سی پی. انسان هم اگر بخواهد مانند چشمه جوشان باشد، باید هم منابع علمی خوبی داشته باشد وهم اختلاف پتانسیل را با تغییر جایگاهها بدست آورد وبه دانایی برسد. دانایی دو نوع دارد.

دانایی خاص:که افراددریک رشته به خصوص دانایی کسب میکنند،مثل پزشک یا مهندس یک رشته

دانایی عام:که فرد علمی را کسب می کند که در همه زمینه ها آگاهی دارد.

البته رسیدن به دانایی عام که مد نظر کنگره هست، نیاز به سواد انچنانی ندارد،شاید یک فرد عادی وکم سواد را در یک جا بتوانند مرد م بیشتر از یک پزشک متخصص تحمل کنند. دانایی یعنی آموزش،تجربه،تفکر.دانایی  یعنی اینکه با آرامش بتوانیم زندگی کنیم وبه صلح وآسای برسیم.کسی که دروغ بگوید ویا ربا خوار باشد نمی تواند زندگی خوبی داشته باشد

همسفر محبوبه:این چند روز که لیاقت روزه گرفتن را داشته ام،یاد سالهای قبل می افتادم که روزه گرفتن ،یکی از معضلات من بود وهر از گاهی با سفرهای زیارتی از زیرروزه در می رفتم. اما خدا راشکر دوسالی است که علاوه بر گرفتن روزه،حال خوبی هم دارم وفکر می کنم یکی از علتهای مهم آن نداشتن آگاهی ودانایی در مورد فواید روزه بوده است.الته تعادل سیستم بدنی هم بوده است.

خانم فاطمه:درست است،دانایی خیلی موثر است ولی کسی می تواند روزه خوبی بگیرد که ازدرون آرامش داشته باشد.اصلاما این دانایی راکسب میکنیم که بتوانیم خوب زندگی کنیم ودرارامش باشیم. آدمهای که از رون به هم ریخته هستند روزه گرفتن برایشان سخت است ومی خواهند به هر دلیلی روزه را افطار کنند ویا به زیارت بروند ویا بیماری رابهانه کنند.

همسفر حکمت: یک عده رود خروشان میشوند وبه  اقیانوس میرسند،اما یک عده به فاضلاب جوشان تبدیل می شوند وبر عکس پیش میروند.اینجا آقای مهندس می فرمایند من با تک تک شما هستم. می توانیم چشمه باشیم ویا فاضلاب جوشان. افراد ازهمان اول که وارد کنگره می شوند مشخص است که چشمه هستند یا نه.کسی که می خواهد به رود خروشان تبدیل شود،از ابتدا منظم است،حرف راهنما را گوش می کند وبه قوانین احترام می گذارد. کسی هم که جوشش ندارد؛از ابتدا معلوم است وحرف گوش کن نیست وتکالیفش دا انجام نمی دهد ویر انجام خوبی هم ندارد.

خانم فاطمه:فکر نکنید فاضلاب جوشان ا فراد خاصی هستند،تک تک ما ممکن است بشویم فاضلاب جوشان ویا چشمه خروشان واین بستگی به عملکرد من دارد.خودمان را مستثنی ندانیم.اگر من نبودم ،الان به اینجا نرسیده بودم،جایم در کنگره با این همه مشکل نبود.علم زندگی را می دانستم!! در ضمن باید ما ده دقیقه شروع به جلسه در شعبه باشیم تا به چشمه جوشان واقیانوس تبدیل شود وبه اقیانوس برسد.اقیانوس یعنی دانایی، یعنی آرامش،یعنی حال خوب داشتن و...

همسفر افسانه:آقای مهندس می فرمایند:اگر کنگره راقبول داشته باشیم،باید تمام قوانین آن را اجرا کنیم، تسلیم باشیم.اگر فرمانبردار خوبی باشم، فرمانده خوبی هم می شوم. در کنگره باید هم خدمت بکنم وهم درحال آموزش باشم. باید امید وار باشم.من به شخصه یک کم نا امید شده بودم وفکر می کردم این مدتی که می آیم ،پیشرفتی نکرده ام.اما به تازگی امیدوار شده ام که باید بتوانم آموزشها رابگیرم وعملی کنم. کسی که مصرف کننده است ویا دچار ضدارزش شده باشد ونتواند بازدهی داشته باشد وخدمت کند،انسان جاهلی است.کسی دانا است که بتواند برای خودش واطرافیانش آرامش به همراه داشته باشد.

در قسمت دیگر گفته می شود که کنگره مانند حمام است.اگر ژنرال باشی  یا سرباز صفر ویا هرکسی فقیر وثروتمند،باید هر چه داری پشت در بگذاری تا تمیز وپا ک بشوی . درضمن ما باید سپاسگزار امنیت وسلامتمان باشیم.

خانم فاطمه: اگر با لباس داخل کنگره شوی،آیا شسته می شود..؟خیر .منظور از لباس چیست؟؟ منظورافکار وعقاید بیهوده،وابستگی ها،جایگاههای بیرون کنگره، ثروت واحترامی که بیرون داری. اگر با اینها وارد شوی،تمییز نمی شوی. باید اینها رابیرون بگذاری تا به پاکی روح وروان برسی ودر ادامه چشمه جوشان بشوی. در کنگره کسی را زوری نمی آورند واگر کسی فکر می کند اینجا به دردش نمی خورد،خیلی راحت دنبال کارشان بروند. اینجا باید حرکت کنید تا حالتان خوب شود.

همسفربهار:چرا آقای مهندس به خاطر چند نفر مصرفکننده قرص که رعایت نکردند،از پذیرش بقیه امتناع کردند در صورتیکه که خیلی از جوانان ما این مشکل را دارند..؟

خانم فاطمه:آقای مهندس همیشه می گویند که ما دفقط درمان مواد مخدر را انجام می دهیم ودر درمان قرص تخصصی نداریم. من فکر می کنم  به این علت است که با برخورد پزشکان مواجه نشوند، چون تخصص پزشکی ندارند،اما هدف ایشان کمک به انسانهاست ومطمئنم در فکر هستند که در آینده با همین روش به در مان قرص وبیماران روحی وروانی کمک می کنند. علاوه بر این مصرف کنندهای قرص تعادل روانی خوبی ندارند وبرای سیستم در حال حاضرمشکل ایجاد می کنند.

همسفر مهین:اصلا کلاس مصرف کننده قرص با مصرف کننده مواد مخدر فرق می کند.قرصیها خود را معتاد نمی بینند وبعضا با افتخار، قرص مصرف می کنند.این درمان راسخت میکند.

 وادی چهارم :در مسائل حیاتی مسولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسولیت از خویشتن..

همسفربهار:در قسمت اول وادی ما باید وظایف مان رامرزبندی کنیم .اینکه من چه مسولیتی دارم وچه چیزهایی را باید به خداوند واگذار کنم..؟مشکلی که من همیشه داشته ام؛می خواستم به زور به خواسته هایم برسم ونقش خداوند را کم رنگ می دیدم وبا این وادی  یاد گرفتم تا یک جایی تلاش من است ولی نتیجه با خداوند است.

خانم فاطمه:ما آدمها چون تعادل نداریم،همیشه یا این طرف بوم می افتیم ویا آن طرف بوم. در یک سری مسائل که مربوط به خودمان است،می سپاریم دست خداوند وبرعکس ؛موضوعاتی که در اختیارمن  نیست را می خواهم به زور عملی کنم. مثل درمان مسافر،بیرون آمدن اواز تاریکی، اینها باید به خداوند سپرده شود،چون در اختیار من نیست.من ازناحیه دیگری باید تلاش کنم، اموری که مربوط به خود من است. ما دردعا هایمان به خداوند فقط می گوییم:بده!!خانه بده!!ماشین بده !دانشگاه بده!! خوب من انسان باید یک جا حسابی باز کنم تا خداوند در حسابم بریزد، باید حرکت وتلاش کنم تا او هم راه را باز کند!!!

ادامه وادی ص 25،آیا فکر می کنید...خانم فاطمه:اگر انسان به مرحله فرمان عقل رسیده باشد، دیگر هیچ چیز از خداوند نمی خواهد واینقدر به آرامش رسیده است که اصلا مشکلی نمی بیند.

همسفر فرح :چگونه است که بعضی جاها شانس می آوریم مثلا جا پارک خوبی پیدا می شود؟

خانم فاطمه:کنگره به شانس معتقد نیست واگر اتفاق خوبی رخ می دهد ،یا ازافکار مثبت شماست ویا از کارهای خوبی که قبلا انجام داده اید.

ادامه وادی ص26.البته دانستن این نکته ضروریست...همسفر وجیهه:خداوند راه را ازطریق القا به مانشان میدهدوما هستیم که باید بدانیم چگونه عمل کنیم.من سالهای پیش که به زیارت امام رضا می رفتم ،همیشه طلبکارایشان بودم که چرا مثلا بیماری مادر من خوب نشد وفوت شدند.چند روز قبل که دوباره قسمتم شد،از ایشان واقعا شرمنده بودم که چرا خواسته های غیر معقول داشتم واز ایشان خواستم راه روشنایی را به من نشان دهند.

خانم فاطمه:به این نقطه رسیدن خیلی خوب است،انکه بدانم کدام خواسته ام معقول است وکدام غیر معقول.خواسته معقول من می شود،کسب آگاهی، کسب علم، رسیدن به خدمت، راه محبت کردن و...

در این روزهای پرفیض ماه رمضان خصوصا درلحظه افطار وسحربرای خودمان وهمدیگردعا کنیم.

 هفته آینده ادامه وادی وسی دی شمشیر در سنگ

در پناه حق سر بلند باشید.



تاریخ : پنجشنبه 11 خرداد 1396 | 02:20 ب.ظ | نویسنده : همسفر محبوبه | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران