تبلیغات
 همسفران نور - شیر وموش

به نام قدرت مطلق یگانه

امروزدوشنبه1/3/96لژیون همسفران نور به استادی خانم فاطمه عزیز وجمعی از همسفران نازنین با دستور جلسه سی دی شیرو موش راس ساعت17:30شروع به فعالیت نمود.

خانم فاطمه نازنین پس از احوالپرسی و آرزوی سلامتی برای تمامی انسان ها جلسه را آغاز نمودند.سپس همسفر مهین خلاصه سی دی هفتگی را بیان کردند....................


همسفرمهین:
اگر انسان به جهان پس از مرگ اعتقاد داشته باشد باید این نیروها را شناسایی كند، روی آن تفكر كند و حركت كند. استاد مهندس میگویند: هر روز این كلمات قرآن را میخوانند، این كلمات قرآن برای راهنمایی انسان فرستاده شده است همهی ادیان برای راهنمایی انسانها هستند اگر هر روز قرآن بخوانیم و به دستورات و فرآمین قرآن عمل نكنیم عالم بیعمل میشویم. هر كس پاداش اعمال خیر و شر خودش را میبیند كسانی كه مال اندوزی میكنند و از آن استفاده نمیكنند و بعد میمیرند اینها انسانهایی هستند كه در گمراهی كامل هستند. نیرویی كه در وجود پیامبران هست در انسان نیز هست، در پیامبران بیشتر و در انسانها كمتر. این خود ما انسانها هستیم كه باید این نیرو را به حركت تبدیل كنیم.هیچ كس نمیتواند فرد مصرف کننده را درمان كند. كنگره به شخص نمیگوید چه بكند، چه نكند، بلكه فقط آموزش میدهد، راه را خود رهجو باید پیدا كند. 
تربیت و آموزش افراد در كنگره با موفقیت انجام میشود و هر عمل خیر و شردر لوح هر انسانی محفوظ میشود و هیچگاه از بین نمیرود و به آن رسیدگی میشود. 

خانم فاطمه: 
سی دی هفته را در حین انجام كارهایتان گوش كنید بعد هر نكته و پیامی كه برای شما جالب بوده و برای شما آموزش داشته است را بنویسید. اما سیدی هفتگی را كامل بنویسید. 

سی دی شیر و موش
همسفرزهرا:
جهان بینی یعنی هنر زیستن و هنر زندگی كردن، یعنی میتوانیم به بهترین نحو ممكن زندگی كنیم، بیشترین منظور خالق انسان یعنی این بوده است كه خواسته شرایطی را برای او به وجود آورد كه از زندگی و یا حیات زندگیش بهره مند شود. حیاتها به شكلهای گوناگون به وجود آمده است، جهان بینی این نیست كه بخواهیم فقط فلسفه كار كنیم، یا بخواهیم ببینیم روح و نفس چیست و در افلاك و كائنات بخواهیم بچرخیم و تا حدودی لازم است دنیاهای  قبل از مرگ و پس از مرگ را بدانیم كه اصلاً خدایی هست، خدایی نیست. بعضی وقتها نیز شاید بخواهیم راجع به مسئلهای بحث كنیم مثلاً اینكه بدانیم یك غذایی را چطور درست كنیم این خودش یك جهانبینی است. حركتی كنیم و انسانها را دور هم جمع كنیم ،مثلاً همان خانواده را برادر و خواهر و ... تا صلح و آرامش بین آنها برقرار شود. جهانبینی میخواهد به ما بیاموزد كه دست از مسخره بازیهایمان برداریم و دشمنیها و كینهها مانند اسید و خوره ما را میخورند، كه مثال زدند شخصی به شخص دیگر میگوید گوش تو را میگیرم و دور دنیا میچرخانم بعد طرف میگوید اگر تو گوش مرا بگیری خودت هم باید این دور را بزنی و مجبوری با من بچرخی. 
وقتی كینه و حسادت و ضد ارزشی دارید كه اگر روی دوش شخصی باشد مانند همان اسید است اول خودت را میخورد و بعد دیگری را مثل حس منفی است اول به خودت اذیت كردی و بعد دیگران را....
جهان بینی یعنی در صلح و آسایش و آرامش بودن. مردم دار بودن، دیگران را ضعیف نپنداشتن. وقتی مریض هستیم، با طبیب خود خوبیم ولی وقتی سالم شدیم یادمان میرود و پشت سر او حرف میزنیم و بعد كینه و نفرت داریم. که این مورد یادآورضرب المثل  گذر پوست به دباغ خانه میافتد، میباشد. 

خانم فاطمه: 
آقای مهندس میگویند: زمانی كه میگویم جهان بینی، نمیخواهیم با جهان بینی كارهای بزرگ انجام دهیم، نمیخواهیم قلهای تصرف كنیم یا كارهای خاص انجام دهیم و یا سیر و سفر در جهان عرفان كنیم ویا روح و جن اظهار كنیم. اصلاً جهان بینی این چیزها نیست، جهان بینی یعنی اینكه من یاد بگیرم در آرامش زندگی كنم، یاد بگیرم در كنار دیگران با آرامش زندگی كنم نه اینكه تارك دنیا شوم و روابط خود را با دیگران قطع كنم و بعد بگویم جهان بینی من خوب است. نه باید در جمع باشیم چون نیاز ما در دل دیگران ونیاز دیگران در ماست.  این طور نیست كه بگوییم نه من امروز به این محتاج نیستم، رهایش كن این در حد و اندازهی من نیست. من را به این چه، هر انسانی در زندگی ما و در كره زمین هست وجودش ارزشمند است و همان كسی كه ما كوچك و خوار میشماریم و به چشم ما نمیآید ممكن است روزی گرهای از مشكلات ما باز كند .جهان بینی یعنی همین كه بتوانی یك غذایی درست كنی و با خانوادهات بتوانی غذا را در آرامش بخوری، میباشد. مدیریت در خانه داشته باشید.جهان بینی ما آنقدر بالا باشد که وقتی  چهار تا مهمان به خانه ما میآید عزاو ماتم  نگیریم كه ای وای حالا چكار كنم وچی درست کنم و سختم باشد، این ها جهان بینی است. اگر اینگونه باشد جهان بینی شما رو به تعادل وپیشرفت است .

همسفر مهین: 
اینكه در حقه جهان بینی ماندهایم یعنی چه؟ 
یعنی حقه نفس یعنی نفس بهت حقه زده یعنی چه؟
زمانی بسیار متوقع بودم و در مورد آن از خانم مرجان سوال کردم و ایشان به من گفتند تو حقه خوردی و در جهان بینی گیر كردی. 
میخواهم ببینم گیر كردن در حقهی جهان بینی یعنی چه؟

فاطمه خانم: 
اولاً كه من نمیدانم صحبتهای قبل و بعد از این جمله كه خانم مرجان به شما گفتند چه بوده است و ..........

همسفر مهین: 
خیلی مواقع خصوصاً در سفر دوم برای همه اتفاق میافتد كه ما از خودمان شاكی میشویم كه چرا من درست حركت نمیكنم چرا من مشكل دارم، چرا آموزشها را درست نگرفتم، اینجا غیبت كردم، آنجا دروغ گفتم، بعضی اوقات این فكرها زیاد فشار به ما میآورد. برای همین سؤال كردم كه یعنی توقعهای زیاد به ما فشار میآورد كه این را گفتند كه شما در حقه جهان بینی گیر كردید. و من دلیل آن را نفهمیدم و این یعنی چه؟ 

همسفرمهین: 
اصلاً كاری به صحبتهای خانم مرجان ندارم كلاً ما سفر دومی ها با این كه آموزشهایی را میگیریم خیلی وقتها از خودمان ناراضی هستیم. 

خانم فاطمه: 
شاید برمیگردد به همان زیاد متوقع بودن و گیر دادن به خودمان، كمال طلبی باشد. مشكل ما آدمها بیشتر وقتها كمال طلبی است؛ میخواهم همه چیز به بهترین شكل باشد. آموزشهایی كه گرفتیم دلمان میخواهد به بهترین نحو استفاده كنیم و به كار ببندیم. اما گیر دادن به خودمان و اینكه بخواهیم تك تك آموزش را عمل كنیم نمیشود، اصلاً در توان ما نیست و نمیتوانیم آنها را كه در حد كمال و بالا است را اجرا كنیم. ما انسان هستیم و ممكن است خطاهایی بكنیم و جاهایی خطاها را از خودمان نمیپذیریم. خطای خود را به خاطر روحیه ی  كمال طلبی نمیتوانیم ببخشیم. نیروهای بازدارنده هر بار به بهترین شكل جلو میآیند و شما فكرش را نمیكنید. اگر بخواهیم مداوم به خودمان گیر بدهیم و بخواهیم مرتب ببینیم اشكال ما كجاست، یك دفعه میبینیم كلی از زندگی عقب هستیم. 

همسفر عذرا: 
خانم فاطمه این كه میگویید باید بتوانیم از مهمان به نحو احسن پذیرایی كنیم فكر میكنم قبلاً بعضی وقتها خیلی سخت میگرفتیم و وقتی كسی میخواست به خانه ما بیاید، باید یك هفته قبل میگفت كه میخواهد به خانهی ما بیاید. صد دفعه مسافرم را به كوچه میفرستادم، چند بار خودم میرفتم، حرص میخوردم. اما حالا چند روز پیش در حین رفتن به عروسی دوستان بودیم كه كسی زنگ زد تصمیم دارند به خانه ما بیایند و من هم گفتم قدمتان به چشم، دیگر برایم سخت نبود این روزها خیلی  راحت میگیرمو این را از آموطش های کنگره دارم.

خانم فاطمه: 
بله جهان بینی یعنی همین، یعنی من سخت نگیرم. انواع سختیها را برای خود به جهت  متنوع و زیاد بودن برای خود هموار نكنیم، اسراف نكنیم. باید آرامش خود را حفظ كنیم و در حد توان كارهای لازم را انجام دهیم و كارهای روزمره خود را پیش ببریم. خیلی وقتها در این مهمانی ها از بس نقاب میزنیم دچار مشكل میشویم. درست است كه به مهمان باید احترام بگذاریم و باید به او خوش بگذرد، اما نه در حدی كه آرامش و آسایش خودمان به هم بخورد. در حد توان خود كار كنید و همان كه همیشه هستی، باشید. 

زهرا خانم: ؟ ؟ ؟ ....

خانم فاطمه: 
مسافرانی كه برگشت میخورند به این دلیل است كه جهان بینی آنها هنوز مشكل دارد و به این دید هنوز نرسیدند كه سواد برای آنها نمیتواند كاری كند. نمیتواند حال خوش به آنها بدهد و فكر میكنند كه با سواد میتوانند به لذت برسند، پس جها بینی و تفكر آنها خراب است. 
اگر لذت ، ترك لذت بدانی                   دگر لذت نفس، لذت ندانی

اگر ما آدمها، لذت نفسانی را ترك كنیم به لذتی میرسیم كه وصف شدنی نیست و این لذات نفسانی را بندی به پای خود میدانیم. 

ادامه سی دی شیر و موش
همسفروجیهه: 
مهندس در ادامه گفتند: كه ایرج میرزا شعرهای خوبی دارند اما چون چند تا شعر فكاهی دارند و افراد فقط این چند تا شعر را خواندند به بقیهی شعرهای او اهمیت چندانی نمیدهند. ابتدا شعر شیر و موش ایشان را میخوانند؛ 
ماجرا این طور آغاز میشود كه شیری كنار جنگل خوابیده بوده است و موش برای تفریح و بازیگوشی با شیر به یال و دم شیر بالا میرود كه شیر عصبانی میشود و بیدار میشود در این قسمت میگویند كه وقتی شخصی خواب است، كسی كه میخواهد او را بیدار كند نباید با سر و صدا و اذیت او را بیدار كند چون وقتی شخص خواب است صور پنهان او از او جداست و مسلماً شخص در جهان های دیگر است و وقتی شخص ناگهانی بیدار میشود شاید این صور پنهان به درستی در  جای خود قرار نگیرد و برای همین شخص عصبی میشود یا مشكل پیش میآید. اینجا شیر، موش را در دست میگیرد یا میخواهد او را له كند و یا از بین ببرد. موش شروع به عجز و التماس میكند كه حالا اشتباه كردم در این قسمت تمثیل این است كه وقتی شخصی قدرت در دست دارد و میخواهد كاری انجام دهد، ولی وقتی با مشكل روبرو میشود و میبیند آن قدرتی كه داشته حالا دیگر برایش ارزشی ندارد و شروع به عجز و لابه میكند. در سیدیهای قبلی گفتند ما در برابر خداوند این حالتها را داریم كه محبت و لطف خدا را نمیشناسیم. 

خانم فاطمه: 
بله وقتی انسان خوب است من من میكند و ادّعا دارد، ولی وقتی دچار مشكل میشود شروع به جزع و فزع میكند.  

همسفروجیهه: 
اینجا شیر وقتی میبیند كه موش التماس میكند او را رها میكند. بعد از مدتی شیر در دامی میافتد آن موقع موش كه متوجه مشكل شیر میشود میآید و آن دام را میجود. و شیر از دام صیاد رها میشود. بعد آقای مهندس چند تا نتیجه میگیرند كه وقتی میخواهی با كسی گلاویز شوید با كسی باشد كه در حد خودت باشد نه بالاتر از خودت باشد كه بخواهی به التماس او بیفتی و نه پایینتر از خودت كه بخواهی به او ظلم كنی. همیشه با هم رده خود گلاویز شوید. بخشیدن هم بهتر از انتقام گرفتن است. همیشه كاری كه كسی برای ما انجام میدهد قدردان آن باشیم و هر كار خوب و بد نتیجهاش به خودمان میرسد. و یكی اینكه اطرافیان كه در مقامی پایینتر از شما هستند را حقیر نشمارید. تجربهای دارم بد نیست دوستان هم بشنوند. 
شخصی میگوید وقتی از خانه بیرون میآمدم رفتگر محله را كه میدیدم با خود فكر میكردم ببین ،چكار كرده كه حالا عاقبتش این است و ما مثلاً بهتر از او هستیم، اماحالا بعد از آموزش های کنگره فکرم عوض شده وفکر می کنم  شاید زندگی همین رفتگر آرامش بیشتری از ما داشته باشد. 

همسفرحكمت: 
این نكته كه نباید كسی را دست كم گرفت و به دید تحقیر نگاه كرد واقعاً درست است اخیراً شنیدم شخصی دست فروش نماینده شورای شهر شده است برایم تعجبآور بود چرا كه باورمان نمیشود كه كسی دست فروش باشد و در انتخابات شركت كند و شنیدم كه مردم به دلیل خلق و خو و بخشش وی به او رأی دادند و این نشان میدهد كه هیچ موقع نباید كسی را دست كم گرفت و به دیدهی تحقیر نگاه كرد. 

خانم فاطمه: 
مواقعی هست كه كسانی در جایگاهی هستند كه نان شب ندارند بخورند یك دفعه صاحب ثروت كلانی میشوند، علت این است كه زمانی كه در جایگاه سخت و یا نداشتن ها قرار گرفته است با تمام وجود آن جایگاه را پذیرفته است و بعد یك دفعه جهش برایش اتفاق میافتد یعنی خداوند بستری برایش فراهم میكند كه جهش كند و جایگاهش تغییر كند. آدمی كه ناسپاس نباشد و غرغر نكند همه اینها باعث تغییر جایگاه میشود.  

خانم فاطمه: 
در این داستان شیر و موش نكتههای ظریفی است من فكر میكنم تمام علم كنگره در این سیدی گنجانده شده است. اگر كسی تك تك گفتههای آقای مهندس را در این سی دی بتواند اجرا كند یعنی به جهان بینی رسیده است. 

همسفروجیهه: 
وقتی كسی میخواهد جایی سخنرانی كند حالا بسته به موضوعی كه میخواهد سخنرانی كند اگر مطلب یا موضوع جدی است ،اگر سخنرانی خود را با لطیفه شروع كند باعث میشود كه دیگر كسی سخنرانی را جدی نگیرد یا جایی که شاد هست  ، برعكس عمل كند پس بسته به محیط و موضوع به این مسائل نیز دقت كنید. 

خانم  فاطمه: 
نكتهای كه آقای مهندس گفتند، با قویتر از خودت درنیفتید خیلی خیلی مهم است. خیلی وقت ها ما فكر میكنیم نباید از طرف كم بیاوریم، مثلاًاگر جواب او را ندهم و اگر هیچ كاری نكنم فكر میكند من بیعرضه هستم و یا میترسم. كسانی كه فوق ما هستند مخصوصاً در محیط كاری، كسی كه مافوق ما باشد یعنی جایگاهش بالاتر از من باشد یا در كنگره خودمان نباید با كسی كه جایگاهش از من بالاتر است دربیفتم. اگر دستوری میدهد و راهنمایی میكند نباید شاخ و شونه بكشم. باید بدانم با چه كسی طرف هستم. شیر را با موش مقایسه كرده است تفاوت قدرت در این دو بسیار است. 

همسفرافسانه: 
این كه ما باید با كسانی كه در رده ما هستند طرف شویم آیا همان ضرب المثل كبوتر با كبوتر، باز با باز است؟ 

فاطمه خانم: 
نه آن ضرب المثل مربوط به وقتی است كه هم جنس هم باشند وسطح انرژیهای مثل هم داشته باشند كنار هم قرار میگیرند و این موضوع كاری به آن دارد. 

همسفروجیهه: 
بعد داستان دو موش را میگویند كه یكی از موشها با تجربه تر بوده و دیگری موش جوان و بی تجربه بوده است كه هر دو در یك خانه لانه داشتند و در آن خانه هم گربهای زندگی میكرد. موش جوان میخواسته از خانه بیرون بیاید ولی موش پیر به او میگوید تا وقتی كه این گربه در خانه هست از لانه بیرون نرو، گربه وقتی متوجه این قضیه میشود شروع به چرب زبانی میكند. اینجا میگویند در قدیم وقتی كسی چاق بود یا چیزی چرب بود چیزی ارزشمند به حساب میآمد من منظور را دقیق متوجه نشدم. 
گربه با چرب زبانی باعث میشود كه موش جوان به سمت او گرایش پیدا كند. 

فاطمه خانم: 
قدیم غذای چرب و چیلی میخوردند، چرب بودن یك چیز ارزشی بوده است، چاق و چله بودن نیز ارزشی بود. اصولاًقدیمها به خواستگاری توپول و موپول میرفتند. میگفتند كسی كه چاپلوسی كرده چرب زبان بوده است. این دو موش یا مادر و بچه بودند یا پدر و بچه بودند. موش پیر هر چه كه به موش جوان میگوید كه این میخواهد گولت بزند موش جوان حرفش را قبول نمیكند و میآید بیرون و در چنگ گربه اسیر میشود و اینجا هم شروع به عجز و التماس میكند دوباره آقای مهندسی میگویند هر كسی به حرف بزرگتر خودش گوش ندهد همان بلایی سرش میآید كه سر بچه موش آمد. 

همسفروجیهه: 
به نظر من آیا این همیشه عمومیت دارد كه اگر حرف بزرگتر را گوش ندهی دچار مشكل میشوید یا گاهی وقتها هست كه بزرگترها نمیتوانند راه درست را بگویند یا حرفشان همیشه صحیح باشد؟ شاید آنها هم اشتباه كنند، شاید كسی كه جوانترباشد درایت او هم بیشتر باشد. 

فاطمه خانم: 
در داستان گفته میشود پیر دانا و پخته، منظور بزرگتر، دانا و با تجربه است. 

همسفرحكمت: 
درست است كه بزرگترها هم ممكن است اشتباه كنند اما شاید سلیقههایشان فرق كند و یا شاید راهها از نظر آنها متفاوت باشد ولی اكثر مواقع بزرگترها بهتر میدانند در سیدی پردازش می گویند که  هیچ وقت عقل یك بچه به عقل پدر و مادر نمیرسد.... مسلماً یك ذره را جلوتر است. 

فاطمه خانم: 
صد در صد یك مادریا یك پدر از فرزندش جلوتر هست چون تجربه آنها زیادتر است اما این اشكالات به خاطر برداشتهای متفاوت است، من آن طوری كه خودم میخواهم حرف میزنم و برداشت میكنم و آن هم همان طور كه میخواهد حرف میزند و برداشت میكند. اینها به جهان بینی و دیدگاهها برمیگردد و این تفاوت باعث میشود نتوانیم همدیگر را درك كنیم. ولی به نظر من هر بزرگتری كه چیزی را میگوید ،البته آنهایی كه مرض ندارند ،والبته  به این باور هم رسیدم که وقتی حرف بزرگتر را دقیق تر گوش میكنم میبینم بد هم نمیگوید، بیراه نمیگوید، ولی قبلاً چون برداشت غلط داشتم همیشه جبهه میگرفتم. شاید گیرندههای ما مشكل دارد. 

همسفراكرم: ؟؟؟؟؟

فاطمه خانم: 
از هر آدمی و زندگی او مشخص میشود داناییاش در چه حد است اگر واقعاً آدم دانایی است خوب بپذیریم چه اشكالی دارد. 

همسفروجیهه: 
در ادامه چند نصیحت میكنند.........................

فاطمه خانم: 
این رفتن بچه موش به سمت گربه چاپلوس تمثیل چه چیزی در زندگی امروز ماست؟ 

همسفرحكمت: 
شاید موش تمثیل آدمی مصرف كننده است كه به سمت خوبیها و جذابیت اولیه مواد مخدر كشیده میشود. 

فاطمه خانم: 
میتواند تمثیلی از رفیق های ناباب امروزی باشد. خیلی وقتها بچه های ما دوستان خوبی پیدا نمیكنند و بزرگترها میگویند كه اینها دوستان خوبی نیستند و بچهها گوش نمیكنند. بعضی از بچههای امروز بی كله و نپخته وبی تعقل هستندو ما مادر و پدرها باید حواسمان جمع باشد که بچه ها گرفتار چنین دوستان ناباب و چرب زبان نشوند.

همسفرمهین: 
مادران امروزی باید بدانند كه آگاهی دادن با كنترل كردن و مسلط بودن روی بچهها فرق میكند وقتی من دائماً بچهام را كنترل میكنم مسلماً وقتی این بچه به سنی برسد، دیگر از من حرف شنوی ندارد شروع به دروغ گفتن  و پنهان كاری میكند ولی از وقتی كوچك است آگاهی بدهم این اتفاق نمیافتد و سؤالی برای من هست كه بچه هشت ساله امروزی میایستد و توی چشم من نگاه میكند و حتی آموزش ندیده است كه سلام كند و برخورد كند و مادر میآید روی جهتهای دیگر مانور میدهد، ما ایرانیان چون خودمان وابستگیهایی به فرزندان داریم به آنها داریم یاد میدهیم كه آنها هم باید وابسته باشند به چه شكل؟ به شكلی كه ما اصلاً به بچههایمان اجازه فكر كردن و تصمیم گرفتن نمیدهیم. وقتی این بچه بزرگتر شود شرایطی را میبیند و حرف شنوی دیگر ندارد. همگام و همراه بودن و همدل بودن با مسلط بودن فرق میكند. 

همسفروجیهه: 
نکات دیگر که اشاره شد،اینکه در طول زندگی باید سحرخیز باشیم. وقتی بیدار میشویم حتماً دست و صورت را بشوییم. مسواك بزنیم چون تمیزی ما باعث میشودكه دیگران بفهمند ما در چه مرتبهای قرار داریم. زمان خنده به صورت دهان باز نخندید. 

فاطمه خانم: 
بله كسانی هستند كه مسّن هم هستند ولی وقتی از خواب بیدار میشوند دست و صورت خود را نمیشویند. پاكیزگی و نظم در روابط انسانها بسیار مؤثر است. 

همسفرمهین: 
عادت بدی برای بروز درد در بدن برای من ایجاد شده است درد ازمثلاً ساعت یک شب  میآید و تا پنج صبح ادامه دارد و از پنج به بعد میخوابم و بعد كسل میشوم چكار كنم كه كنترل كنم؟ احساس میكنم شاید مربوط به صور پنهان باشد ،آیا همینطور است ؟ 

فاطمه خانم: 
یا باید منشأ درد را با بررسی پزشك پیدا كنید و یا نظر مشورتی آقای حكیمی را بگیرید. سی دی اهمیت خواب شب راهم گوش كنید شاید كمك كننده باشد. 

مهین خانم: 
هر كس هر چه گفته اجرا كردم فایدهای نداشت. گفتند پروتئین بخورم، گرمی بخورم، سردی بخورم و ...... 
خودم سعی كردم بعد از پنج صبح دیگر نخوابم، دیدم كه نمیشود كسل میشوم البته زمینههای ارثی هم داریم، امكان دارد مربوط به صور پنهان و ذهن باشد. 

همسفرعذرا: 
راجع به پاكیزگی و حمام که صحبت شد براستی که  بسیار مهم است. در خانهی ما با وجود سه تا مرد هیچ موقع بوی عرق و ناپاكی نیست و حتماً در لژیونها گفته شود كه رعایت كنند. 

همسفراكرم: 
بعضیها با وجود رفتن حمام، باز بوی عرق  میدهندو شاید ذاتاً این مورد را با خود دارند.

مهین خانم: 
گاهی بعضی افراد بسته به دوره سنّی ذاتاً بوی عرق میدهند و بعضی دختران و پسران دورهی بلوغ  به دلیل هورمون ها بوی خاصی  میدهند، اما بوی خاصی دادن مستمر مربوط به استحمام است و انشاالله همه برای سلامتی خود و جامعه و اجتماعی که درآن قرار می گیرند باید رعایت بهداشت را بکنند. 

همسفروجیهه: 
......آداب سر سفره نشستن را رعایت كنید یكی از این آداب این است كه از بشقابی كه جلوی شماست غذا بكشید. در میان سفره دست دراز نكنید و دستتان رادر بشقاب بقیه دراز نکنید. تقاضا بكنید كه به شما غذابدهند بهتر است از دست دراز كردن، احترام به پدر و مادر واجب است ،در مدرسه و جمعی كه میرویم آرام و منظم باشیم و كاری نكنیم كه نظم به هم بخورد و سعی كنیم هنگام صحبت استاد نهایت استفاده را ببریم. و به خاطر باز شدن زبان بیموقع خیلی سرها بالای دار رفته است. آدم نادان عقلش سر زبان اوست و آدم دانا اول فكر میكند و بعد حرف میزند. وسط حرف كسی نپرید. دروغ نگویید، عیب دیگران را به زبان نیاورید، فكر بد به ذهن خود نیاورید. در كارها از خداوند كمك بگیریدو در جوانی حرفه و كار یاد بگیرید و زندگی را به بطالت نگذرانید. 
انسان ممكن است چیزی را از دست بدهد و بعد دوباره بدست آورد اما تنها چیزی كه اگر از دست بدهد دیگر به دست نمیآورد زمان است. شب هنگام خوابیدن فكر كنید و ببینید در روز چه كارهایی انجام دادید و به قول قدیمیها فكر كنید آیا دری را به روی کسی  باز كردید، به كسی كمكی كردید یا نه ..........

فاطمه خانم: 
خانمی جوان بود كه بسیار بد زبان بود و به همین دلیل شوهرش او را مداوم كتك میزد و این كه میگویند زبان سرخ سر سبز را بر باد میدهدواقعاً تمثیل درستی است ، زبانی كه بیموقع باز شود و به چرت و پرت باز شود عاقبت خودمان را به خطر میاندازد، این خانم بر اثر كتك خوردن زیاد روانی شد و چند سال دچار دارو و دكتر وبعد هفت سال فقط در یك اتاق تنها به سر میبرد و عین مردهی متحرك بود. كاری نداریم كه شوهرش كارش اشتباه بود.اما این که این زن با بد زبانی باعث خشم شوهرش می شد اورا به این روز انداخت ، اما شما چكار میكنید كه او میزند، چرا مراقب زبان خود نیستید. 

همسفراكرم: 
گاهی از محبت فراوان هم ممكن است دچار مشكل روانی شوند. كسی بوده كه افسرده بسیار بوده است ودکتراو به شوهرش گفته او را سیلی بزن، آیا امكانش هست؟ 

همسفرمهین:
بعضی از این روان شناسان،  باید گفت روان نشناس هستند،این چه حرفی است به نظرم  این گفته غلط است. 

همسفرفرح: 
مدتی است تایم خود را گم كردم و یك كمی راجع به برنامه ریزی بگویید. صبح زود پا میشوم ولی زود ساعت یازده میشود حال كار ندارم، پیاده روی هم میروم ولی كلاً فكرم به سمت نامنظمی است و هدفم را گم میكنم. فكر ساماندهی زندگی ندارم، چه كار كنم؟ 

فاطمه خانم:
فكر كنم مربوط به سطح  انرژی كم شما باشد یا مربوط به بیماری های اخیرتان باشد.

همسفرفرح: 
به كلاس هنری میروم و شب میگویم فردا چه كارهایی را که انجام خواهم داد و شاید یك ساعت بیشتر هم وقت لازم نباشد. اما انجام نمیدهم، شاید توقعم از خودم زیاد است و از خودم راضی نیستم و فکر می کنم این برای بچه ها بسیار بدآموزی دارد و الگوی نامنظمی برای بچههاهستم.

همسفرمهین: 
 ممكن است مربوط به عمل های جراحی كه اخیراً داشتند ،باشد. 

همسفراكرم: 
قبلاً زندگیام بیهدف بود و الآن كه متوجّه شدم خیلی اذیّتم میكند شاید چون حسهایش باز شدند این حالت ها را دارند وباعث ناراحتی او میشود. 

فاطمه خانم: 
سیدی جهان ذهن آقای امین را گوش كنید و متوجه میشوید اشكال كار كجاست و بهتر میتوانید حركت كنید، آموزشهای كنگره را جدی بگیرید و پشت سر هم بیاید مؤثر است. 

همسفرافسانه: 
ممكن است كسی یا چیزی شما را اذیت كند و این از شما انرژی میگیرد.البته  در گذشته بودن و افسردگی نیز فراموشی میآورد. 

فاطمه خانم: 
هرز رفتن انرژی آزار دهنده است اینكه همین طور نشستهاید و به مسائلی فكر میكنید كه منفی هستند و همچنین مربوط به گذشته است و یا مربوط به زمان حال است ولی كاریش نمیتوانید بكنید،بسیار انرژی می گیرد،آقای امین می گویند: فكر كردن یك ساعت برابر با هشت ساعت بیل زدن است یعنی انرژی می گیرد.. تلاش كنید از گذشته بیرون بیاید. دست خودمان است تنها راه آرامش بیرون آمدن از گذشته است و پذیرش است و به نكات مثبت فكر كنید و خدا را شكر كنید . مسیر آموزش و رو به نور برای شما  باز شده است. كمك كننده است و شكرگذاری باعث میشود كه در گذشته غرق نشویم و افكار منفی سراغ ما نیاید. 
شاید به علت بیماریهای اخیر دچار مشكل شدید، جلسات كنگره را دست كم نگیرید. خدمت كردن بسیار حال شما را خوب میكند و شما از گذشته رها میشوید اگر در بطن آموزش و خدمت باشید بسیاری از  مسائل شما را اذیت نمیكند. تغییر نكردن شما باعث میشود مسافر موافق آمدن شما به كنگره نباشد. اگر قرار است كنگرهای باشید باید قوانین آن را اجرا كنید. 

همسفرمهین: 
من مشكل ایشان را سه سال پیش داشتم ،سخت است بخشیدن و از آن حالت بیرون آمدن سخت است وقتی آدم در بحرانی گیر بیفتد .اگر بتواند قدرت پذیرش خود را بالا ببرد و ببخشد و بگذرد، مطمئن باشد هر چه از دست رفته را میتواند دوباره بدست آورد. 
ما مشكل را فقط جا به جا میكنیم و هر از گاهی سراغش میرویم و آقای امین گفتند این مشكل ها مثل  حساب بانكی است وقتی بسته بشوند دیگر نمیتوانی سراغش بروی. هیچ چیزی به اندازهی كنگره آمدن و خدمت كردن كمك به شما نمیكند. سی دی موانع محبت را نیز گوش كنید. 

فاطمه خانم: 
نیروهای بازدارنده همیشه در كمین هستند. خیلی باید مواظب باشید و این من هستم كه باید دوباره شروع كنم و دوباره قدم بردارم .هر چقدر ناامید شویم حركت ما كندتر میشود. آموزشها را از دست ندهید پس در لژیون كار كنید، راه دیگری ندارید. تا دوباره انرژی بدست آورید، با ذره ذره حرکت و ذره ذره انرژی گرفتن می توانید مسیر را طی کنید.باید از سکون دربیاید تا کائنات هم به شما کمک کند. 

همسفر زهرا:
گاهی اوقات  هم ما باید نفس خود را گول بزنیم، به جای اینكه نفس ما را گول بزند.  

دستور جلسه عمومی هفته آینده: استحکام پایه های مالی کنگره 
دستورجلسه لژیون : سی دی  فاضلاب های جوشان  و خلاصه نویسی سی دی هفتگی 
و وادی چهارم .
سبز وآفتابی باشید.






تاریخ : جمعه 5 خرداد 1396 | 03:58 ب.ظ | نویسنده : همسفر حکمت | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران