تبلیغات
 همسفران نور - سی دی فلز وجود وانرژی

به نام خداوند مهربان

امروزدوشنبه 25/2/96با دستور جلسه سی دی انرژی فلز وجودی با استادی خانم فاطمه قاسمی راس ساعت 16:45شروع به فعالیت نمود.

زن وشوهر ویا مادر وفرزندی که می آیند وهنوز مسافرش رها نشده،هنوز از یک جنس هستند ویا سطح انرژی آنها تغییر نکرده است واگرجنس تغییرکند،حتما مشکل درست میشود. حالا کسی که مسافرش درکنگره است، تا زمانی که اخراجش نکردند،نباید کاری به کارش داشته باشیم.اگر اخراج شد باید هر کاری بکنیم تا اورا دوباره به کنگره برگردانیم واگرمسافربه کنگره نیامد ومشکل همچنان باقی است،آن وقت اختیار باشماست که آیا می توانی با مشکل اعتیاد کنار مسافرت زندگی کنی ویا نه؟؟ بارها گفته ام ما ازپشت پرده خبر نداریم.نمی دانم با این مسافر که الان درزندگی من گذاشته شده،درگذشته چه صنمی داشته ام؟ چه ارتباط وحساب وکتابی با هم داشته ایم؟؟ شاید این جوری با این مسافر حسابهایم صاف شود !! شاید تا آخر عمر باید کنار این مسافر با اعتیادش زندگی کنم!! اگر جنس من، فلز من، دانایی من تغییر کند،مطمئنا او هم تغییر می کند ویا اززندگی من به هر نحوی که شده، بیرون می رود.

ابتدا خانم فاطمه گفتند که بیست دقیقه بعد از لژیون در شعبه بسته می شود واگر سوالی دارید نیم ساعت قبل از شروع جلسه درشعبه باشید ودر طول جلسه عمومی هم تقاضای مشاوره نفرمایید.

س همسفر نسیم:آیا برای مرزبان شدن باید شرایط خاصی داشته باشیم.؟؟

ج خانم فاطمه:نه هر کسی که یکسال از رهایی اش گذشته باشد،می تواند کاندید شود .اگرفکر می کنید که ازدرون مشکل دارید،حتما شرکت کنید.چون درست است که خدمت سختی است ومسولیت دارد ولی در ادامه اگر با عشق خدمت کنی، با جان ودل پذیرای سختی ها می شوی وآموزش واعتماد به نفس وحال خوشی را دارد.

مشارکت در مورد دستور جلسه

همسفر عذرا:خدا را هزار بارشکر می کنم با وجود اینکه مشکلات زیادی دارم وسفر مسافرم طولانی شده،اما با آموزشهایی که در کنگره گرفته ام،توانسته ام آرامش خوبی در خانه برقرار کنم.

همسفر حکمت:فرمانها توسط پیامبران برای ما اورده می شود ویکی از فرمانها صبر است.حضرت محمد می فرمایند:انسانهای صبور سه مشخصه دارند:1-دلتنگ نمیشوند.2-انسانهایی که کسل نمی شوند.3-از پروردگارشان شکایت نمی کنند.چرا که اگر کسل شوند،حتما حقی را ضایع می کنند.اگر دلتنگ شوند،شکر گزاری نمی کنند واگر از خداوند گله کنند،حتما گناه می کنند.مادر وادی هشتم پیمان می بندیم که ضد ارزش انجام ندهیم ولازمه اش،داشتن صبر ونقطه تحمل است واین صبر وبالا بردن نقطه تحمل یاد گرفتنی است.

همسفر بهار:چیزی که من استنباط کردم نقطه تحمل یک نوع تعادل است.قبل از اینکه مشکل اعتیاد مسافرم رابدانم،فکرمی کردم نقطه تحمل خوبی دارم وصبورم،به طوری که اگرمسافرم از موضوعی عصبانی می شد، برای من خیلی چیز مهمی نبود وبه من می گفت چقدر صبور هستی، چون مشکلی در مسافرم نمی دیدم که بخواهم با ان بجنگم. زمانی که اعتیاد ایشان را فهمیدم،آستانه تحمل من از یک بچه هم کمتر شد وحتی برای چیزهایی هم که نبود،بحث ودعوی می کردم.حالا چند ماهی است که با علم  به اشتباه بودن کارم،جر وبحث می کنم وبعد پشیمان می شوم،اما هنوز در این زمینه مشکل دارم؛ چه کار کنم..؟

خانم فاطمه:همین که می دانی ومتوجه اشتباهت شدی ،یعنی رشد وما همین را می خواهیم.قبلا هم نمی توان گفت که نقطه تحمل بوده چون آگاهی وجود نداشته است. نقطه تحمل زمانی بوجود می آید که ما در مقابل مشکلی قرار بگیریم وبا آن دست وپنجه نرم کنیم وازآن عبور کنیم. نقطه تحمل کسب کردنی است واکتسابی ونه ذاتی.در وادی نهم مثالی زده که تا شیر وببر درنده نباشد،گوزن چابک وقوی نمی شود.حالا مشکلات وسحتی ها ونیروهای بازدارنده  برای من همان شیر درنده هستند. اگر نقطه تحملم را بالا ببرم ومقاومت کنم وتفکر کنمفمی توانم از آن بگذرم وقوی شوم واگرحرکتی نکنم،دانایی نداشته باشم، زیردست نیروهای تخریبی له می شوم.انسانی که نیروهایش در دست خودش نیست وصبر وتحمل ندارد،عین عدالت است که با نیروهای تخریبی نابود شود!!!  

همسفر محبوبه:زمانی به مشکلی می رسی،مقاومت می کنی ودرآن زمینه،نقطه تحمل بالا می رود.اما بعد که به مشکل دیگری برخورد می کنی،دیگر آن توانایی قبلی به کارت نمی اید وباید خود را قوی تر کنی،ولی مسئله اینجاست که برخی مواقع در سختی،هر چه آموزشها در ذهنت می اید ویا سی دی گوش می کنی،اما جوابگو نیستند.حالا آیا باید بتوانم زود از این موضوع عبور کنم چون حالم را بد کرده ویا زمانئ بدهم تا به یک حالتی برسم تا بتوانم مشکلم را حل کنم..؟؟

خانم فاطمه:نقطه تحمل ما باید به صد برسد والان ازما پنج است.حالا باعبور از هر مشکل یک پله بالا می رویم تا آرام آرام به اوج برسیم. نکته دیگر،یادم باشد که هر مشکلی که خداوند سر راهم می گذارد،حتما تواناییش را در من دیده است وبیشتر از حد توان،مرا سختی نمی دهد. باید در این مواقع خودم را باور داشته باشم،ایمان داشته باشم که به کمک خداوند وقدرت تفکر حتما می توانم از آن عبور کنم.  برخی مواقع زمانی که مشکلی بعضی پیش میاید،هیچ سی دی آموزشی ومطلبی نمی تواند به تو کمک کندکه آرامش پیدا کنی.یریک دوراهی می مانی که نه می توانی مشکلت راحل کنی ونه می توانی آنرارها کنی که آرامش پیدا کنی فشار زیادی رامتحمل میشوی،اینجا بهترین ابزار که به کمک من می آید ،گذشت زمان است.زمانی که زلزله می آید کافی است ازجلوی موجش کناربرویم وکاری نکنیم، زمانی که رد شد با آرامش تصمیم بهتری می توان گرفت.دربرخی ازمشکلات هم باید رهاکنیم وبه زمان بسپاریم.شایددربرخی از مشکلات هم باید کاملارها کنیم، اصلا ربطی به ما ندارد وما الکی درگیر می شویم.

همسفرنسیم:ازخانم مرجان که میپرسیدم،میگفتند اگر شما بتوانی مشکلی راحل کنی،بعد ازمدتی که به عقب نگاه می کنی میبینی که چقدر بچه بودی در آن موضوع وکنار آن سختی چقدر بزرگ شدی، توان بیشتری پیدا کردی وبه حسهای خوبی رسیدیم.موضوع دیگه که می گفتند:در کنگره؛ هر آموزشی یک آزمایش وآزمون دارد.این مشکلات که سر راهت می آیند،الکی نیست.

خانم فاطمه:دقیقا درکمک راهنمایی این اتفاق می افتد البته با شدت بیشتر،یعنی هر چیزی که سر لژیون به رهجو آموزش می دهی، درموردش ادعا می کنی،برای خودت پیش می آید واگراز آن سربلند بیرون بیایی آن وقت است که لذت فراونی داردوانرژی زیاد وحس خیلی خوبی دریافت می کنی که قابل وصف نیست.این شال نارنجی قشنگ ترین گردنبندی است که خودتان بایدآن راحس کنید.

همسفرمهین:آقای مهندس درسی دی بیان می فرمایند:راه صراط مستقیم وجایگاه کمک راهنمایی فوق العاده زیباست واگر خداوند این شانس را به کسی بدهد،واقعا باید قدرش راداشته باشد وبه نظر من کسی آزمون می شود که راهش را درست حرکت کند.

س همسفرمحبوبه:دراوایل سی دی آقای امین می گویند که اگرفردی بخواهد دیگری راکمک کند تا ازتاریکی بیرون بیاید واین کاردرمدت زمانی نشد باید رهایش کند تا زمانش برسد.حالا مادر وفرزند ویا زن وشوهر که زندگی آنها مستقیما با هم گره خورده،رها کردن را چگونه می توان انجام داد؟

خانم فاطمه:زن وشوهر ویا مادر وفرزندی که می آیند وهنوز مسافرش رها نشده،هنوز از یک جنس هستند ویا سطح انرژی آنها تغییر نکرده است واگرجنس تغییرکند،حتما مشکل درست میشود. حالا کسی که مسافرش درکنگره است، تا زمانی که اخراجش نکردند،نباید کاری به کارش داشته باشیم.اگر اخراج شد باید هر کاری بکنیم تا اورا دوباره به کنگره برگردانیم واگرمسافربه کنگره نیامد ومشکل همچنان باقی است،آن وقت اختیار باشماست که آیا می توانی با مشکل اعتیاد کنار مسافرت زندگی کنی ویا نه؟؟ بارها گفته ام ما ازپشت پرده خبر نداریم.نمی دانم با این مسافر که الان درزندگی من گذاشته شده،درگذشته چه صنمی داشته ام؟ چه ارتباط وحساب وکتابی با هم داشته ایم؟؟ شاید این جوری با این مسافر حسابهایم صاف شود !! شاید تا آخر عمر باید کنار این مسافر با اعتیادش زندگی کنم!! اگر جنس من، فلز من، دانایی من تغییر کند،مطمئنا او هم تغییر می کند ویا اززندگی من به هر نحوی که شده، بیرون می رود.

همسفرنسیم:آقای مهندس هم میفرمایند که اگر اعتیاد درمان نشد،درآخر کار شما اختیاردارید ولی بهتر است که کانون خانواده رانگه دارید ولی خانم فاطمه بعضی مواقع جلوی هر کاری که می خواهیم انجام دهیم را می گیرند،حتی در صراط مستقیم،مثلا بیرون نرو،ورزش نرو و..این جا چه کار کنیم که به کانون خانواده هم لطمه نزنیم..؟

خانم فاطمه:اینها روزیهای ماست وشاید هم آزمونهایی که آموزشش را می گیریم. یک بار از خانم مرجان پرسیدم تاکی؟؟ تاکی صبر کنیم ونقطه تحمل رابالا ببریم/؟؟پس کی باید به خواسته هایمان برسیم؟؟ جواب دادند:شاید تا آخرعمر!!!باید چیزی که در کاسه ما گذاشته شده رابپذیریم وغیر از پذیرش کار دیگری هم نمی توانیم بکنیم...غیراز اینکه خودمان رانابود می کنیم،چه کار دیگری می توانیم انجام دهیم؟؟ تازه اگرفرزندم مصرف کننده باشد که نمی توانیم ترکش کنیم واورادرخیابان بیندازیم. باید این فاطمه بمیرد،با تمام صفاتش ویک فاطمه با صفات جدید زنده شود،با جنس جدید. اگراین اتفاق افتاد وبه این مرحله رسیدیم، آن وقت ذره بین راروی مسافرم بگذارم وبگویم چرا این جوراست؟؟چرا تغییر نکرده است؟؟ هنوز نگاهم به مسافرم است،هنوز تفکر من تغییر نکرده که برای چی من کنار این مسافر هستم؟؟برای چی به کنگره می آیم؟؟؟ آیا راه پیدا کردن من در کنگره فقط به خاطر درمان مسافرم است ویا اینکه من باید قوانین زندگی را یاد بگیرم؟؟ کتاب ادموند وهلیا را بخوانید که متوجه شوید اضداد برای چه هستند؟؟ما برای چه به این جهان خاکی آمده ایم؟؟

همسفر محبوبه:خانم فاطمه درست،ولی مشکلی که است زن مسولیت داخل خانه ومرد مسولیت تامین زندگی را دارد.حالا مسافری که سفرش طول می کشد ودر تامین هزینه مشکل پیدا می کند، باعث مشکلات در خانه می شود،خصوصا که سالها اعتیاد بوده ومشکلات مالی تلمبار شده،حالا اگر بخواهم رها کنم، باید این مشکل حل شود ولازمه اش اسقلال در زمینه مالی ولازمه اش کار کردن خانم است.آیا این صحیح است؟؟؟

خانم فاطمه:آقای مهندس می فرمایند:کار وتحصیل؛ایرادی ندارد که همسفر کار کند،فقط مراقب سلامتی خود ومسولیتهایش باشد با برنامه ریزی درست. حتی می توانی کار کنی ،پس انداز کنی ودرخانه هم خرج نکنی.حالا اگرهمسراجازه کارنداد،حرف اوارجع است،چون ولایت ما باشوهرست. اگر حرفش راگوش ندهم ،نغز قانون کرده ام واین جا از فرمان خداوند عدول کرده ام وعواقبش میشود مشکلاتی که امروز داریم. البته ولایت این نیست که تو سری خور شوهر باشی،باید خواسته هایت را باسیاست وکیاست مطرح کنی .بروید وسیاستش را یاد بگیرید!!!

س همسفروجیهه:مسافر من چند ماهی است که رها شده وخدارا شکر خیلی تغییر کرده است،یکی از نزدیکان او هم اعتیاد دارد ومدام شوهر من را به رخش می کشند وجوری شده که او در جمع ما نمی آید ،از این موضوع ناراحتم وامکان دارد ما مانع درمان اوشده باشیم..؟

خانم فاطمه:اول اگر روی مسافر شما اثر می گذارد وامکان دارد اورابه سمت تاریکی برگرداند،کمتر رفت امد کنید.برای رهایی او هم؛ هنوز زمانش نرسیده است. درهمین سی دی گفته می شود که مکانها وانسانها تغییر نمی کنند،مگراینکه اذنش برسد وعلمش رافرا گیرند.شمافقط برایش دعاکنید.

همسفرحکمت:کسی که در کنگره درمان صحیح بشود،اصلا اگریک عالمه مواد هم ببیند،وسوسه نمی شودواگر به سمت مواد بازگشت،هنوز نیاز دارد ودرست درمان نشده است.

ادامه سی دی خانم فاطمه:گفتیم تفاوت انسانها در فلزآنها است،البته فکر نکنید شما از طلا هستید ومسافرتان از آهن!!!مسافر؛ صفات خیلی زیادی دارد مثل گذشت،بخشش و..که شاید چندین سال طول بکشد تا ما به آنها برسیم.

همسفر اکرم:نه مسافر بلکه بقیه اطرافیان هم همین طور هستند واگر ما تا حالا خوبیهای آنها رانمی دیدیم، به خاطر منیت بوده است و حالا با کنگره تازه دارم خوبیهای افراد را می بینم ودیگر تنفری ندارم ویا کمترشده است، تازه به بعضی از آنها هم علا قمند شده ام.

همسفر محبوبه:در قسمت آخرسی دی هم گفته شده که قرار نیست راه بیفتیم وهر که را دیدیم بگوییم:این همجنس من نیست.اصولا فرداوایلی که به کنگره می آید ویا حتی چندسال،با آموزشهایی  که می گیرد، برخی مواقع دچار توهم می شود که مثلا من قضاوت نمیکنم ولی فرد روبه رو این کار را انجام می دهد.درست است که اوقضاوت دارد،اما من که نمی دانم،شایداوصفت خوبی داشته باشد که من ندارم. اساس زندگی سالم،مراودت ورفت وآمد با بقیه افراد است وآموزشها،برای خودمان است.

س همسفر مهین:بعضی مواقع،کسی از فامیل از ما کمکی می خواهد ودرتوان ما نیست که آن کمک را بکنیم،علم هم داریم که در کمک به بقیه باید توانایی آنرا داشته باشیم،اما این چه حقه ایست که مشکل مثلا مادررامی دانی وازتو کاری برنمی آید،اما حالت بد می شودومدام دلت برای او میسوزد؟

همسفرزهرا: این گره عشق است که نمی توانید به فکر او نباشید.

خانم فاطمه:دلسوزی؛ القا شیطان است. دلسوزی یعنی ضدارزش.هر کسی مسیر خودش را میرود وخداوند مراقب همه انسانها است.دلسوزی برای من استرس می آورد، نمی توانم درست تفکر کنم وکاری می کنم که شاید جلوی مسیر رشد طرف روبه را هم بگیرم. آن فرد هم سختی باید بکشد تا رشد کند.دلسوزی به زیباترین شکل در افکار ما می آید.مثلا می آید که فلان فرد به کمک تو نیاز دارد،شما میروی ،از خود انرژی می گذارید،ولی در ادامه به حال خوشی هم نمی رسی.ما باید به نقطه ای برسیم که دو ندای درونی را هم بشنویم وهم تشخیص دهیم ،که کدام ندای روح است وکدام ندای جن وجودی.اگر درادامه با انجام کار به حال خوشی رسیدیم ونتیجه خوبی گرفتیم ،ندای روح را گوش داده ایم.

همسفر محبوبه:بحث دیگری که در سی دی آمده،بحث مقاومت فلزات است. برخی فلزات رسانای خوبی برای عبورجریان برق هستند ومقاومت نشان نمی دهند وبرخی فلزات هم برعکس،برق را کم عبورمی دهند واین باعث حرارت وگرم شدن زیاد آنها می شود.انسانها هم همین طور هستند.برخی اگرمقابل حرفی که دوست ندارند قراربگیرند نقطه تحمل پایینی دارند نمی توانند ازآن بگذرند،داغ می کنندوازخود مقاومت زیادی نشان میدهند.برخی دیگرنه؛شاید ازآن موضوع ویا صحبت ناراحتهم بشوند،اما زود می گذرند ودر ادامه حال بدی هم ندارند.فلزی که رسانای خوبی نیست،یا ناخالصی زیادی دارد ویا ماهیت وجنس خوبی ندارد.انسان هم مصداق همین فلز است وباید جنس تغییرکند.  

خانم فاطمه:این موضوع در اموزش گرفتن هم صادق است.انسانهایی که ناخالصی دارند ویا کیفیت خوبی ندارند،درمقابل آموزش مقاومت نشان می دهند.وقتی آموزشی برای آنها برسد داغ می کنند ونمی پذیرند.اما آدمی که مقاومت نکند،اجازه میدهد،آموزشها به درونش راه پیدا کند.

همسفرحکمت:مقاومت مقابل آموزش،جهالت است.مقاومت نکردن یعنی آموزش را بگیرم وپیاده کنم

س همسفر مهین:برخی مواقع جوری می شویم که فضا ودور همی های بیرون کنگره به ما انرژی نمی دهد وفقط از دوستان کنگره ای انرژی می گیریم.چرا؟ چکار کنیم که این حس پیش نیاید..؟

خانم فاطمه:اولا ما اینجا این آموزشها را می گیریم که در بیرون بتوانیم پیاده کنیم.اما چون سطح انرژی ما با آنها تغییر کرده وبالا تر رفته این موضوع پیش می آید.اما اگر نگاهمان را تغییر دهیم، حتما خوبیهای آنها راهم می بینیم واگر این حس بیاید،با دید من زود می گذرد.البته کنگره ودوستان   دراینجا چون ازیکجا انرژی دریافت می کنندوهم حس هستند،انرژی بیشتری ازآنها دریافت می کنیم.

س همسفر وجیهه:چه طور می توان به سطح بالاتر از انرژی رسید وانرژی بیشتری دریافت کرد؟   

خانم فاطمه:یکی اینکه فوتون ونور بیشتری دریافت کنیم که برای ما اموزشهای کنگره است.دیگر اینکه با کسی ویا چیزی برخورد کنیم وجهشی در انرزی ما ایجاد شود،مثل برخورد با راهنما.

هفته آینده:سی دی شیر وموش ووادی چهارم

سر بلند وپایدار باشید



تاریخ : جمعه 29 اردیبهشت 1396 | 07:43 ب.ظ | نویسنده : همسفر محبوبه | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران