تبلیغات
 همسفران نور - سی دی پایان

به نام خداوند مهربان جهان آفرین

امروز دوشنبه 21/01/96لژیون نور به استادی خانم فاطمه عزیز و دوست داشتنی و جمعی از همسفران با وفا با دستور جلسه سی دی پایان راس ساعت 45/5شروع به کارنمود.

سر کار خانم فاطمه :حال و احوال شما چطور است ؟خوبید انشا الله ،امید وارم سلامت باشید و روز به روز خوبتر باشید ومن هم خوب هستم .

این سستی و رخوت بهاری هم انشاالله برطرف می شود .نمی دانم شاید که باید خوراک و تغذیه عوض شود تا این سستی از بین برود ........

همسفر عذرا :من هم یک مدتی بی حال  و بی خواب بودم به حدی که جسمم سِرمی شد ، نزد دکتر طب سنتی رفتم الان خیلی بهتر هستم.

خانم فاطمه :در فصل بهار سستی و رخوت بر جسم مسلط می شود شاید به خاطر به هم خوردن بالانس بدن است ، یا اینکه مربوط به آن تغییر طبع ها ی دموی- بلغمی-صفراوی و سوداوی باشد که این هم با تغذیه مناسب برطرف می شود .بیشتر میوه های فصل را بخورید ، میوه هایی که مزه ملس دارد ،ترش وشیرین است و بیشتر غذاهای گیاهی بخورید و غذاهای گوشتی را کمتر مصرف کنید.

ثبت نام آزمون کمک راهنمایی نیز تا چهرشنبه شب تمدید شده است و هر کس می خواهد حتما ثبت نام کنید تا مراحل مقدماتی را سپری کنید.

فصل گرما رو به شروع است هرچند می دانم که خودتان رعایت می کنید ولی سعی کنید  رعایت  بهداشت را مد نظر داشته باشید .

نکته در مورد بوسیدن هنگام دیدار مجدد که آقای مهندس گفتند که بوسیدن  صورت اصلاَ درست نیست و در آغوش گرفتن هم باید فقط از یک طرف باشد .

همسفر محبوبه :قبلاً حرکت های بسیاری داشتم و هر تصمیمی می گرفتم دنبال می کردم ولی اکثراًشکست می خورد و با خود می گفتم خدایا من که نیتم درست بود پس چرا نتیجه نگرفتم .در نوشته ایی توسط آقای خدامی خواندم که گوشه ایی نوشته بودند حرکتی خوب است که با تفکر باشد و این به من تکانه ایی داد که حرکت های من با تفکر نبوده است و و فهمیدم که نباید آنقدر فکر کنیم که وسواس شود و نه  آنقدر هم بی باک و بی هوا هر حرکتی را انجام دهیم .

خانم فاطمه : بله از وادی اول تفکر را داریم بعد به وادی هشتم می رسیم پس اول باید اول تفکر و سپس حرکت بنماییم.

همسفر وجیهه : من خودم را می گویم جسارت نباشد زندگی ما مثل یک اسب عصاری بوده و ما فکر می کردیم که حرکت می کنیم ، ولی از همان صبح که بلند می شدیم مشکلات را به گردن دیگران می انداختیم ، راه همیشگی را می رفتیم و فکر نمی کردیم و حالا که یادگرفتیم که فکر کنیم تا مشکل را حل کنیم ، مشکلات کمتر شدند و هر کاری باید فکر درست پشت سرش باشد و بعد حرکت کنیم.

خانم فاطمه : تفکر زیاد نیز منجر به وسواس می شود کسانی که سر موضوعی می مانند و زیاد فکر می کنند دچار تردید می شوند که انجام بدهند یا ندهند و آیا نتیجه چه خواهد شد .مثل همین امتحان که می گوییم شرکت کنید ، رهجو می گوید ای وای نمی توانم وفکرش می رود تا یک سال دیگر و اصلا آمادگی این را ندارم خوب بله این حرکت اولیه است و قرار نیست همان قدم اول همه مسیر روشن باشد و همه جزئیات را بدانیم یک ضرب المثل چینی می گوید «راه هزارفرسنگی با قدم اول شروع می شود »ما هم قدم اول را برمی داریم و ادامه راه را به مسیر می سپاریم .آقای مهندس می گویند: تو در راه پای بنه و هیچ مگوی    خود بگویدت راه چون باید رفت .خود راه به شما نشان می دهد که چکار کنی وچگونه پیش بروی و جایی که فکر کردید راه درست است حرکت کنید.

همسفر زهرا: دوسال کنگره می آیم و زیاد حرکت نکردم اما چند هفته ایی است در برابر مسافر سکوت کردم چطور است ؟

خانم فاطمه : بله از همسفر همین سکوت را می خواهیم البته سکوت با آگاهی .سکوتی که پر از بغض و ناراحتی و فشار به خود باشد و عذاب بکشید  به درد نمی خورد.سکوتی که اختیار را به خودش بسپارم ،در کار مسافر دخالت نکنم وقتی همسفر یادگرفت سکوت کند آن موقع به خود می پردازد و اشکالات خود را می بیند و در جهت اصلاح خود قدم برمی دارد.

همسفر حکمت : هر کدام از ما بسته به خواست و هدف های خود حرکت های متفاوت داریم ولی چیزی که هست وقتی حرکت می کنیم بالاخره در مسیر قرارمی گیریم حالا یا درست یا نادرست اما گیر وگره قبل از حرکت است ، به نوعی همان بند های مرئی و نامرئی که به خواسته ها وصل است  وهر کسی عوامل زیادی سدراه حرکت است این گره ها را چطور بازکنیم ،اگر در این موارد هم صحبت و راهنمایی داشته باشیم خوب است .

خانم فاطمه : هر کسی خودش خوب می داند در چه زمینه ایی ضعف دارد ،همانطور که خودتون در مشارکت گفتید یکی از این ها ترس است همیشه در ترس ها باید فکر کنیم که ته ته قضیه چی می شود ،در بدترین حالت ها باز شما چیزی که با حرکت بدست می آورید بسیار بسیار با ارزش تر از چیزی است که مثلاً از ترس قضاوت دیگران عقب نشینی کنید .شما قدم اول رابردارید و تا زمانی که این افکار در ذهن باشد نمی توانید کاری انجام دهید فقط نکته این که حرکت ها باید پیوسته و مداوم باشد وگرنه در صورت قطعی و گریز تخریب زیادی خواهید داشت .

همسفر زهرا: مادر مورد افرادی که به کنگره می آیند نگران نیستیم با افراد بیرون از کنگره چه کنیم؟

خانم فاطمه : اصلاً کاری به قضاوت دیگران نداشته باشید باید بدانیم برای اینکه به هدفم برسم و یا برای رسیدن به هرچیزی باید بهایش را بپردازم ، بهای اینکه من اعتماد به نفسم را برگردانم این است که فرضاً دیگران به من بخندند، خوب بخندند یا ضایع شوید،مهم نیست باید این بها را بدهم تا به آنچه می خواهم برسم .

همسفرزهرا : حرفی از کنگره را در پاسخ عمل شخصی زدم حالا مرتب می پرسد این ها از کجا یادگرفتی . در این مواقع چه کنیم ؟

خانم فاطمه : قرار نیست که صحبت ها و یا آموزش های کنگره به کسی بدهید اگر فکر می کنید دردسر ساز است خوب نزنید این فرق می کند با جایی که مثلاٌ می خواهید احقاق حق کنید و یا نظری بخواهید بدهید .اگر خواستید چیزی به کسی بگویید شرایط را بسنجید بعد تصمیم به گفتن بگیرید.

همسفراکرم : خانم فاطمه درست است که نبایدو قرار نیست آموزش های کنگره را به کسی بدهیم اما من وقتی از آموزش ها و صحبت های دوستان در لژیون در مواقعی برای صحبت در جمع کمک می گیرم واقعاًانرژی می گیرم.

خانم فاطمه : فقط شرایط را بسنجید و در مواقع به جا و زمان مناسب استفاده کنید.

خانم فاطمه : یکی از حرکت های مهم که باید همه ما انجام بدهیم نظم است ، نظم فقط گذشتن اجسام در سر جای خود نیست بلکه مفهوم مهم تری دارد ،نظم یعنی هر کاری را در وقت و جای مناسب خودش انجام دهید و تنها چیزی که باعث می شود تعادل از دست بدهید بی نظمی است ،آقای مهندس می گویند چیزی که باعث موفقیت من شد همین نظم است.

قسمت پایانی سی دی  دوای (3)

خانم فاطمه :گفتیم جسم ما از میلیاردها سلول تشکیل شده است و هر سلول هم خودش یک شهر است گفتیم باید از جسم مراقبت کنیم حال چگونه از ان مراقبت کنیم؟ با تغذیه –ورزش و استراحت و خواب به موقع .حال اگر این سلول ها سالم باشند ،جسم ما هم سالم است . چه موقع بیمار می شویم ؟ وقتی که سلول ها فرم و شکل اصلی خود را از دست می دهند .یعنی تغییر شکل می دهند .

به نظر شما چه چیزی باعث می شود سلول تغییر شکل بدهد؟

همسفر زهرا: یکی افکار

همسفر مهین : تفکر واندیشه >هم ژن و هم بیماری های روانی و کسالت های جسمی .

همسفر حکمت : غوطه ورشدن در ضد ارزش ها

همسفر پریوش:انفجار سلول وقتی انسان ظرفیت پذیرش چیزی را نداشته باشد.

همسفر محبوبه : مواد غذایی که به اندازه به جسم نرسد – سوء تغذیه

خانم فاطمه : بیماری چیست ؟تغییر شکل سلول را بیماری می گویند.

وقتی سلول از حالت طبیعی خارج می شود و تعادل خود از دست بدهد، بیماری مسلط می گردد. عواملی که باعث تغییر شکل سلول می شود یکی افکار منفی است که بر سلول ها فرمانروایی می کند، کسی که دارای افکارمنفی باشد همان بیماری سایکوسوماتیک یا بیماری روان تنی  بوجود می آید که آقای مهندس می گویند بیماری افکار تنی است .اگر می گوییم افکار منفی نداشته باشید که برای کلاس گذاشتن یا برای خودمان که نیست به خاطر خودتان می گوییم .با تغییر شکل سلول ها انواع و اقسام بیماری هایی چون افسردگی ، آلزایمر ، ام اس ،پارکیسون و......پدید می آید و چون راه درمان آن را نیافتند می گویند بیماری نا علاج است .

همسفر راضیه : ناشکری و ناسپاسی نیز از عواملی است که بر روی سلول ها تاثیر مستقیم دارد.

خانم فاطمه :بله ، در کل جهان بینی و این که من چه دیدگاه و تفکری نسبت به خودم ، خانواده ، دوستان ،آشنایان ،جامعه  و حتی کنگره و هم لژیونی و......خود دارم برروی تک تک سلول های ما تاثیر گذار است.

خانم مهین : عواملی چون ژن و تمام کسالت های روحی و جسمی نیز موثراست ،جالب است که شنیدم مردم اصفهان از نظر آماری دومین دسته از افراد افسرده هستند . چند روز پیش در پارک قدم می زدم ،وقتی با نگاه نافذ افراد را می دیدم متوجه شدم که  بیشتر افراد آمدند پارک اما همه باچهرهای گرفته و افسرده هستند گویا در عالمی دیگر بسر می بردند و من فکر می کنم یکی از علت ها می تواند ناشکری باشد که منجر به بیماری شده است ما آدم هایی هستیم که از عالم و آدم طلبکار هستیم و این بسیار مخرب اندیشه  ماست .

خانم فاطمه : آقای مهندس می گویند 95درصد بیمارهای جسمی مربوط به افکار است ،آدم هایی بودند که از نظر روان و افکار مریض بودند که این نیز بر جسم آنها اثر گذاشته است .برخی مواقع می گوییم ما به چی شکر کنیم مثلاً به این پسر یا شوهر معتاد ، به زندگی بهم ریخته ، به ماشین نداشته ام و یا با لحنی طلبکارانه شکر وسپاس به جا می آوریم این طریقه شکر گزاری نیست و ما باید در عمل شکر گزار خداوند باشیم .اما از همان صبح اول وقت که بلند می شویم چیزهای نداشته ی ما جلو چشم ما است و به همین دلیل افکار و خود را بد حال می کنیم ولی اگر لیستی از داشته ها و نعمت های خدا را از نوک موی سر گرفته تا تمام ذره به ذره جسم خود، سلامتی ،آرامش و امنیت و..... تهیه کنیم می بینیم چقدر باید سپاسگزار قدرت مطلق باشیم.البته بخشش نیز موثر است.

همسفر مهین : نود درصد ناشکری انسان ها مربوط به امور مالی است یا از نداشتن وضع مالی خوب در رنج هستیم یا از این که دیگران دارند و مانداریم و به هم می ریزیم.

سی دی پایان

همسفر اکرم : حقیقت آن چیزی است که در گذشته وجود داشته و اکنون نیز وجود دارد و در آینده نیز خواهد بود . در ادامه حقیقت نقاب از رخ برمی دارد .برای روشن شدن حقیقت زمان از پارامترهای مهم است.

خانم فاطمه : حقیقت نقاب از رخ برمی دارد یعنی چه؟یعنی بالاخره حقیقت هرچیزی آشکار می شودمثل اینکه می گویند ماه پشت ابر نمی ماند، هرچه هم من مخفی کنم بالاخره آشکار می شود.مثال هایی برای حقیقت بگویید.

همسفران :خداوند یک حقیقت است ، صورت مسئله اعتیاد –مسافری که در هر مقطعی می خواست اعتیاد خود را پنهان نگه دارد – 2*2وانواع ضد ارزش هایی مانند دروغ گفتن و.......

همسفر اکرم :بعد راجع به مرگ صحبت کردند که مرگ چیست و چگونه است . انسان ها به دو گروه تقسیم می شوند یک عده معتقدند زندگی با مرگ تمام ونابود می شود و یک عده دیگر اعتقاد دارند بعد از مرگ زندگی در جهان های دیگر وجود دارد  و دریک جسم دیگری ادامه داردو مرگ پایان زندگی نیست ،یک سفر است و از یک مرحله وارد مرحله دیگری می شویم.اصولاًبشر راجع به خود چیزی نمی داند. چگونه وقتی مسافرت می روید برای اقامت هتلی و اتاقی وجایی را کرایه می کنید،ما انسان ها نیز دقیقاً همینطور هستیم و ما این جسم ویا بلد خود را اجاره کردیم و چند صباحی در این جسم هستیم و ما کاره ایی نیستیم و اختیار این جسم دست مانیست .ما در مقابل کائنات وهستی هیچ هستیم .مثلاًگیلاس که کاشت می شود و از دل خاک میوه ایی به این زیبایی و خوش رنگی بیرون می آید را می گوییم طبیعت است و یا توجهی به این اکسیژن نداریم که اگر ثانیه ایی به ما نرسد دیگر زنده نخواهیم ماند.چون جسم ما در اختیار مانیست هیچ پزشکی قادر نیست جسم ما را درمان کند فقط قسمت هایی را که مربوط به جراحی و یا پیوندها را انجام می دهند ولی در هر حال جسم خودش خود را ترمیم می کند .

خانم فاطمه : دو دیدگاه راجع به مرگ وجود دارد یکی این که با مرگ پایان زندگی است و با مرگ زندگی نابود می شود و دیگری که کنگره نیز به آن معتقد است اینکه نه مرگ پایان زندگی نیست ، مرگ یک نوع انتقال است .مادیگرایان معتقدند سیستم خلقت همینطوری بوجود آمده است ، چطور می توانیم این را باور کنیم ما که هنوز نسبت به جسم خود که صور آشکار است هیچ شناختی نداریم چه برسد به اینکه در مورد صور پنهان خود چیزی  بدانیم . ما مثل آدمی هستیم که در روستایی دور افتاده و عقب مانده است که در گوشه ایی در دورترین نقطه کره زمین در کهکشان راه شیری قرارداریم یعنی موقعیت ما در سیستم خلقت اینگونه است و هیچ آگاهی از هستی نداریم آن وقت چطور مثلاًادعا می کنیم گیلاس خودش رشد می کند و یا یک نوزاد همینطوری بدنیا می آید؟ و طبعت است و هیچ نظمی در پشت آن نیست .

همسفر وجیهه :حقیقت هیچ موقع از بین نمی رود مثل شاعرانی چون مولانا و حافظ که شعری گفتند و با وجود اینکه 700الی 800 صد سال گذشته است بازهم قابل استفاده است . سه کتاب پر تیراژ در جهان ، قرآن،انجیل و تورات است چون حر ف آن ها حق است و اگر تحریفی نیز بود ه ربطی به متن  آن ها ندارد و حقیقت سخن آن ها از بین نرفته است .در ادیان معتقدند مرگ پایان زندگی نیست حالا از قرآن گرفته تا زرتشت و بودا و هندو...... کلاً موضوعی که در پشت این هست اینکه برای خروج از ظلمت وتاریکی ه باید جهان بینی به حقیقت نزدیک باشد .

خانم فاطمه :بله این جمله بسیار مهم است و برای خارج شدن از تاریکی های وجودمان مانند حسادت ،سرزنش ، دروغگویی ، تهمت و انواع ضد ارزش ها باید جهان بینی و دیدگاه وتفکر ما به حقیقت و راستی ودرستی نزدیک باشد .

خانم وجیهه : برای مثلث درمان اعتیاد(جسم ،روان وجهان بینی )وقتی جهان بینی درست باشد جسم وروان سالمتری خواهیم داشت مثل شخصی که دارای اعتیاد است وقتی جهان بینی او درست شود می تواند از اعتیاد خارج شود

خانم فاطمه : مقایسه سیستم کنگره را با سیستم NAرا بگویید؟

همسفر راضیه: در معتادان بی نام کارکرد آنها بر روی تغییر رفتار است > مثلاً برای رها شدن باید توپ بازی یا زمین بازی را عوض کنند اما کنگره معتقد است وقتی انسان معتاد به رهایی می رسد  اینگونه نیست که در جمع معتادان دیگر نرود اما معتادان بی نام روی این موضوع که باید از افراد مصرف کننده جدا شوند و قطع رابطه کنند تاکید دارند .

خانم فاطمه : در معتادان بی نام گفته می شود زمین وتوپ بازی را عوض کنید یعنی فرار کن تا بتوانی اعتیاد را ترک کنی اما کنگره جنس افراد عوض می کند .،کار کنگره فلسفی – معنوی است ، ریشه ایی است ، اساس وبنیان فرد را عوض می شود ،آدمی دیگر با جنس وتفکر است ،وقتی دیدگاه و جهان بینی عوض می شود افرادی که در اطراف او هستند خود به خود عوض می شود و افرادی که در کنگره به رهایی می رسند دیگر هیچ حسی به مواد ندارند ولی در سیستم های دیگر فرد ممکن است با دیدن دوباره مواد به لرزش و لغزش بیفتد.

همسفروجیهه : لطفاً در مورد این قسمت « گاهی کمتر گاهی بیشتر با صحبت هایی که در مورد این موضوع یا زندگی های موازی انجام گرفته است .....» توضیحی بدهید.

خانم فاطمه :چرا از مرگ می ترسیم ؟

همسفر حکمت : چون ناشناخته است .

خانم فاطمه :بله چون مرگ ناشناخته است فکر می کنیم با مردن همه چیز تمام می شود ، این دنیا برای ما جاذبه هایی دارد و افرادی هستند که ما آنها را دوست داریم و آنها نیز ما را دوست دارندو یک سری تعلقات مثل خونه –ماشین ، وسایل و  زیبایی های طبعت داریم و چون باور این است که با مرگ این ها را از دست می دهیم از یک طرف به همین خاطر مرگ سخت و رنج آور است و هم بر این باوریم که با مرگ از دست می رویم واز طرفی هم که برای ما ناشناخته است از مرگ می ترسیم.آن سوال شما هم مربوط به  زندگی هایی است که قبلاً داشتیم و زندگی که الان داریم ویک سری مسائل از قبل در این دنیا آوردیم و برای ما جاذبه دارد و ما را به این دنیا وصل می کند و این است که مرگ برای ما سخت است .

همسفر محبوبه :آیا بیماری دوجنسی با بیماری دو قطبی یکی است ؟

خانم فاطمه : خیر ، بیماری دوجنسی بیماری جسمی و هورمونی است و هورمون هایی که ترشح می شود نه زنانه است و نه مردانه  که قابل اصلاح است اما بیماری دوقطبی مربوط به روان یعنی خلق و خوکه یکبار خوش اخلاق و یکبار بد اخلاق و ترسو است و احساس حقارت دارد  .

همسفرمحبوبه :این روزها این نوع بیماری زیاد شده است ، می توان گفت براثر سوءتغذیه ومشکل هورمون ها و به هم ریختگی های آن  باشد؟

خانم فاطمه :آقای مهندس می گویند بیشتر مشکلات امروزی مربوط به افکار و تغذیه مسیستم بیوشیمی است و از همه چیز تاثیر می گیرد.

همسفر راضیه : توفی یعنی چه ؟ یعنی تحویل گرفتن است و به معنی نابودی نیست و فرشته مرگ می آد و نفس را تحویل می گیرد.

خانم فاطمه : توفی از کجا آمده است ؟

همسفر حکمت : از قرآن

همسفر راضیه :اگر انسان فکر کند که با مرگ همه چیز تمام می شود و باید همه چیز را بگذارند وبروند بسیار سخت می شود.ولی برای ما که می دانیم  مرگ پایان زندگی نیست و آغاز حیاتی دیگر است راحتر با این مسئله کنار می آییم .اموال ودارایی بندی به دست وپای آنها است نه اینکه بگوییم باید مفلس و ؤژنده پوش باشیم .قدیم ها می گفتند پول چرک دست است و این اشتباه است و معتقدند انسان ارزشی ندارد و این مسئله آنقدر ادامه یافت که در برخی مکاتب جسم در مقابل روان و یا آخرت در برابر دنیا قرار گرفت و هر چقدر جسم سختی بکشد ، روان رستگارتر می شودو  یا گفته می شد علم بهتر است یا ثروت . انسان می تواند هم عالم باشد و هم ثروتمند . این ها غلط است علم وثروت و یا جسم وروان و دنیا وآخرت مکمل هم هستند.

خانم فاطمه : ما نباید چیزهای با ارزش را فدای چیز های بی ارزش کنیم یعنی عشق و محبت و دوست داشتن وبرداری را نباید فدای امور دنیوی نمود.

همسفر راضیه : اگر نگاه کنیم حضرت سلیمان صاحب گنج و ثروت فراوان بودند و پادشاه بودند بنابراین ما نباید از راه کج و نادرست و تقلب ثروت جمع کنیم . ثروت را از راه درستش داشنته باشیم و شیک پوشی نباید جهت تفاخر باشد.

 

همسفر محبوبه : درزمانی در مورد اینکه چشم ونظر چگونه اتفاق می افتد سوال کردند ،جواب داده بودند که اگر شما فرضاً لباسی رابخرید و بپوشید و در آینه خود را ببنید و با این نیت باشد که دیگران آن را ببیند و با ان خود را نشان دهید دقیقاً همان چشم ونظر رخ می دهد ولی اگر پوشیدن آن لباس برای دید بقیه نبود و فقط به نیت اینکه خودتون لذت ببریید آن را بپوشید،کمتر چشم ونظراتفاق می افتد.

همسفر راضیه :نباید عشق و محبت و دوست داشتن فدای چیزهای دنیوی کنیم و عشق ومحبت بالاترین موهبتی است که خدا به بنده عطا فرمودند. اگر کسی احساس کند کسی اورا دوست ندارد بسیار ناراحت می شود و علت اینکه برخی در خانه حیوان نگهداری می کند همین است تا کسی را برای دوست داشتن و دوست داشته شدن داشته باشد .

در جهانی که مادیات حاکم بر جسم وروان باشد واولویت مادیات باشد ..........

همسفر مهین :مفهوم سی دی برای من این بود که در وادی 12 داریم که خدا انسان را به جهان خاکی فرستاد به این دلیل که موجود کاملی نبود و به او علم واختیار و اکثر صفات خدا را هم به او داد که وقتی به جهان خاکی آمد با آموزش هایی که می گیرد زندگی را به نحوی پیش ببرد تا به حق وحقیقت برسد.حالا در این سی دی گفته می شود دنیای مادی یک سری جذابیت دارد و مهمترین مسئله پول هم پول است اگر بدانیم این راه حقیقی نیست ، نه این که پول بد باشد مشروط بر این که از راه درست بدست آید و در راه صراط مستقیم خرج شود بسیار خوب هم هست .افردادی هم که در صور آشکار با خوبان هستند اما در صور پنهان با بدان هستند در جهان دیگر باید جوابگو باشند وقتی جهان فیزکی مرا قطع و نفس مرا می گیرند مرگ به مانند کشیدن سیم از پریز برق است پس ثروت را که با خود نمی توانم ببیرم وچیزی که به داد من می رسد عشق ومحبت و دوست داشتن و خدمت کردن است .

خانم فاطمه : مادیات بر چه کسانی حاکم می شود؟ بر کسانی که فکر می کنند زندگی فقط همین دنیاست و مرگ پایان زندگی است .

همسفر محبوبه : کسانی هستند که به مسجد می رونو و به جهان دیگر اعتقاد دارند اما عمل و رفتارشان در این سو نیست و هر چه جمع می کنند باز هم می خواهند ،چرا؟

خانم فاطمه :راستی ودرستی قیمت ندارد و فهمیدن وشناخت این مهم است .خیلی وقت ها این را نمی فهمیم .فقط رفتن مسجد و نذردادن کافی نیست .

ما مثلث عقل وعشق وایمان راداریم انسانی متعادل است که دارای این سه مولفه باشد .کسانی هستند که به مسجد می روند و به جهان بعد هم اعتقاد دارند ولی به گونه ایی دیگر عمل می کنند و با فرزندان خود نیز رفتار درست ندارندو ایمان خشگه دارند و فقط یک شاخه را گرفتند وبه جلو میروند،این ها انسان متعادلی نیستند.

خانم فاطمه : انسان آرشیو دارد و تمام وقایع و کارهایش ثبت می شود .اگر بیست سال پیش می گفتند وسیله ایی  مانند موبایل می آید و ثبت وقایع می کند آن موقع  باورتان نمی شد ،باور جهان بعد هم برای یک عده همینگونه است.

همسفر مهین :پاداش و مجازات دست خود ماست تا زمانی که به قدرت مطلق برسم و این که می گویند در آرشیو همه چیز می ماند  زندگی ما ادامه داریم و نمی دانیم گذشته چگونه زندگی کردیم که  امروز سختی هایی را داریم می بینیم ادامه زندگی گذشته است واگرمن  دارم سختی می بینم  در این جایگاه هستم  .مژده ایی که این سی دی می دهد، می گوید خوب به این جهان خاکی  که امدی از این به بعد باآموزش هایی که در راه صراط مستقیم می گیری زندگی بعد از این خود رابسازو شهادت دادن اجزای جسم یعنی وقتی به جهان دیگر رفتم وبنشینم و خاطرات گذشته خود را مرور کنم و خاطرات مرا مثل  پرده ایی جلو چشمم می آوردند من بفهم این کجا بوده است، من چه تغییری کردم و  د هرر مسیری که بودی نباید بروی و به سمت جلو  بهتر شدن باید  پیش بروید،.گفتن این که سر پل طراط می گیرند یعنی  با اعمال خودت و سختی هایی که می گیری خودت را مجازات می کنی ،و ما مخلوقین خدا این شانس را داریم که جسم وروان و صور آشکار وپنهانمان مکمل یکدیگرند چون این ها در جهت ساخته شدن ما بسیار به ما کمک می کنند.جایی که از بیماری افکار من جسم من مریض می شود این هشدار که تو داری راه را اشتباه  می روی و برگرد.

همسفر حکمت : آیا پس از مرگ ما متوجه می شویم که ما خودمان بسیاری از مسائل را با خود آوردیم؟

خانم فاطمه :بستگی دارد فرمان قدرت مطلق  درمورد ما چی باشد. آیا اذن بازگشایی آرشیو را برای ما می دهند یا خیر.اما نظر شخصی من این است که بله آرشیو برای ما باز می شودو این  که کجا بودیم وداریم به کجا می رویم. را متوجه می شویم اما دقیق نمی دانم .

همسفر پریوش :از کلامی که گفته شده به اندازه ذره عمل نیک یابد پاداش و مجازات آن را می گیرم نشان از این است که بله آرشیو باز می شود.

خانم فاطمه :وقتی مرگ اتفاق می افتد ما متوجه نمی شویم که جابه جا شدیم و افراد ناشناسی به استقبال ما می آیند و  زمانی که افرادی که از دنیا رفتند و  می شناسیم را می بینم متوجه می شویم که مرده ایم و مرگ ناگهانی اتفاق می افتد.

در پایان می خواهند افرادکنگره به این دیدگاه برسند که این زندگی ادامه دارد و تا فرصت دارد اشکالات و ضد ارزش های خود را در همین جا برطرف کند.

همسفر اکرم : آیا این دنیا که من هستم اولین جهان من است یا نه از جهان دیگری آمدیم ؟

هفته آینده :کتاب عبور از منطقه 60دجه زیر صفر، سی دی شرح تصاویر مسیر حرکت

در پناه خدا

 

 

 

 

 

 

 

 



تاریخ : شنبه 26 فروردین 1396 | 03:10 ق.ظ | نویسنده : همسفر حکمت | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران