تبلیغات
 همسفران نور - سی دی حرف وعمل1

*به نام پروردگار حکیم*

جلسه دوشنبه 2/12/95لژیون همسفران نور به استادی خانم فاطمه وبا دستور جلسه سی دی حرف وعمل 1 با حضورهمسفران شروع به فعالیت نمود.


آدمهایی که حرف وعملشان یکی نیست،با خود می گویند:حالا من یک دروغی هم گفتم ،حالا یک غیبتی هم کردم،زد وبندی هم انجام دادم حالا درست ویا غلط، چه  کسی می داند..؟ اولین چیزی که من در اثر یکی نبودن حرف وعملم از دست می دهم،آرامش وآسایش من است.

*به نام پروردگار حکیم*

جلسه دوشنبه 2/12/95لژیون همسفران نور به استادی خانم فاطمه وبا دستور جلسه سی دی حرف وعمل 1 با حضوران همسفران شروع به فعالیت نمود.

در ابتدا اعضای لژیون؛ سالروز آزاد مردی(پنج سالگی رهایی) مسافر خانم فاطمه قاسمی"آقا مصطفی" را به ایشان تبریک گفتند وبرایشان آرزوی بهترینها را نمود.

خانم فاطمه:مسافرم با اینکه در کنگره نیست ولی خدا را شکرخیلی شاهد تغییرات در ایشان بودم. درطول سفر سختی ومشکلات هست،اما نباید ترسید وبه قول آقای حکیمی: کسی که از اقیانوس گذشته باشد دیگر پریدن از جویهای کوچک نباید برایش مهم باشد.

 یک تبریک هم به خانم مرضیه  مرزبان ورزش که هم زحمت می کشند وهم تیم دارت همسفران مقام اول را گرفته وهم نشان وادی هشتم را دریافت نموده اند.

مشارکت همسفر بهاردر مورد وادی 12:در آخر امر،امر اول اجرا می شود...یکی از درسهایی که در مشاوره تازه واردین برای ما گفتند:اینکه باید خواست از طرف ما وجود داشته باشد وهر چیزی را باید در خواستش را به کائنات بدهیم.حالا ازوادی اول باید شروع کنیم که فکر کنیم،ناامید نشویم، مسئولیت هایمان را بپذیریم، حرکت کنیم وجاری باشیم، نقطه تحملمان را بالا ببریم و...حالا اگر پس از اینها،تغییر ،تبدیل وترخیص صورت گرفت ،دستوری که به کائنات د اده بودم صورت می گیرد  ولی من انسان چون فراموشکارم در ادامه یادم می رود که چه خواسته ای داشتم واجرا شد......

سی دی حرف وعمل 1

همسفر محبوبه:ما در سی دی های قبل گفتیم که سه گروه داریم :یاران سمت راست،یاران سمت چپ وسابقون.حالا یکی از مشخصه های یاران سمت راست،یکی بودن حرف وعمل آنهاست،چون صور آشکار وپنهان آنها یکی است وبه لفظ عامیانه،ظاهر وباطن آنها یکی است.بعضی مواقع افرادی را می بینیم که حرف آنها سند است وحرفی که می زنند،محال است که به آن عمل نکنند واینگونه مشخصه، برای اصحاب یمین است. واما یاران سمت چپ از همین حالا در مقدمه جهنم هستند نه بعد از مرگشان. شاید از ظاهر زندگی فردی،فکر کنیم که در آرامش وآسایش است ،اما در باطن امراینگونه نیست.مثلا دونفر از دو گروه راست وچپ که تمکن مالی دارند وبه دلیلی هر دو برایشان مشکل پیش می آید وخانه ویا کار ویا ماشین و..را از دست می دهند.کسی که از یاران سمت راست است می داند که هر کاری در هستی ،حکمتی دارد وشاید هم مقطعی ناراحت شود ولی زود خودش را جمع می کند،اما یاران سمت چپ، تمام خوشبختی وآرامشش در گرو وضعیت مالی او بوده وبا از دست دادن آنها،به کل به هم می ریزد وجهنمی برای خودش می سازد که خدا می داند... کسی که درجهت منفی است،امکان ندارد که رستگار شود،چه در این جهان وچه در جهانهای دیگر!

خانم فاطمه:آدمهایی که حرف وعملشان یکی نیست،با خود می گویند:حالا من یک دروغی هم گفتم ،حالا یک غیبتی هم کردم،زد وبندی هم انجام دادم حالا درست ویا غلط، چه  کسی می داند..؟ اولین چیزی که من در اثر یکی نبودن حرف وعملم از دست می دهم،آرامش وآسایش من است. همه این آموزشها ورفتن آمدنها، برای این است که من به آرامش برسم،حرف وعملم یکی شود.اگر می گویم غیبت بد است،به حرف نباشد، اگر می گویم دروغ بد است وقضاوت خوب نیست،اول خودم به آن عمل کنم.ما باید به جایی برسیم که فرمان عقل را اجرا کنیم وان وقت حرف وعملمان یکی می شود. مقایسه کنیم زمانی که تازه به کنگره آمده بودیم وحالا را!!حرفمان یک چیزبود وعملمان چیز دیگر. می دانستیم که چه خوب است وچه بد ولی عمل نمی کردیم وبه مرورزمان وضع تغییرکرد.

همسفر محبوبه:طبق صحبت"آقای مهندس"ما باید شجاعت داشته باشیم وازدست هر کس که دلخور می شویم،رو در رو با او مسئله را حل کنیم.یا من او را متقاعد می کنم ویا او مرا...اصلا شاید سو تفاهم بوده وگفتن مشکل ،به واسطه فقط وضع را بدتر می کندوباعث ایجاد کینه ونفرت می شود.رو در رو که حرف بزنیم؛ 5حس ظاهر و5 حس باطن وحس ششم ویا رابط به کمک ما می آیند وباعث می شود که مسئله زودتر حل شود.متوجه می شویم اصلا شاید این حرفهها را این فرد نزده باشد.

خانم فاطمه:برای یکی شدن حرف وعمل،اولین قدم همین است که از اطرافیانم شروع کنم.اگر با جاریم مشکل دارم بروم با خودش در میان بگذارم ونه اینکه به جاری دیگر بگویم.البته این هم نمی شود که از همین امروز بروم وبا هرکس مشکل دارم،به او بگویم،بلوایی به پا میشود...آرام آرام وبا تفکر. دراین گونه مسائل،خیلی وقتها برداشت من ازحرف طرف اشتباه است.از اینها باید بگذرم ودر خود نگه ندارم.نگه داشتن بار اضافه،انرژی من را می گیرد.اما اگر موضوعی ما را آزار می دهد ونمی توانم بگذرم،باید بروم وباطرف رودرروصحبت کنم که البته آقای مهندس می گویند که این هم شرایط خاص خودش را دارد.نباید با خشم،با عصبانیت،با ترس ولرزش، با کینه،با تحقیر وبا توهین باشد. کاملا در حالت آرامش،احقاق حق کنم ویازده حسم به من کمک می کنند.

همسفر محبوبه:سجده؛نمادی از پیروی است ومن فکر می کنم زمانی که ما سجده می کنیم،انگار فقط خودمان را می بینیم وخدایمان را!حس  قشنگی در آن وجود دارد،ازهمه چیز فارغ میشوی... حالا شیطان از دستورخداوند پیروی نکرد وبه انسان سجده نکرد،چون جنس خود را برتر واز آتش می دانست.انسان خاکی از جنس خاک است واسیربعد جسمیت است،اینجا قدرت رفت آمد در افلاک شیطان وجن از انسان خیلی بیشتر است چون اسیر ماده نیست، ولی زمانی که انسان از جسم فیزیکی جدا می شود،قدرت سیر در افلاک انسان چندین برابر قوی تر از شیطان می شود،مثل سرعت پرواز عقاب در مقابل گنجشک وکلاغ.

خانم فاطمه:برای رهایی مسافر هم می توان ازاین مثال استفاده کرد که ابتدا اعتیاد برای آنها قفسی است که هیچ گونه تسلطی بر روی زندگی خود ندارند(نه خانواده ،نه افکارونه هیچ موضوع دیگر)حالا زمانی که به کنگره می آیند وسفر را شروع می کنند وبه درمان می رسند،از تخم سر بیرون می آورند وتبدیل به جوجه عقاب می شوند ودر ادامه اگر در کنگره بمانند،تبدیل به عقابهای تیز بین وتیز پروازی می شوند وبه جایگاه واوج یک عقاب می رسند.

همسفرمحبوبه:جهان آفرینش برمبنای اعداد است.آقای مهندس می گویند:دراین عالم هرچیزی حساب وکتابی دارد وعلمی خوب است که برمبنای حرف حساب باشد ونه اینکه علم وسیله ای بشود برای اثبات مسائل غیر علمی.حرف حساب یعنی کسی هیچ دارویی مصرف نکند ومتعادل باشد

خانم فاطمه:جهان براساس اعداد است وحساب وکتاب دارد،مدتی که برای کشت محصولات است ویا مدتی که بچه باید در شکم باشد و...در کنگره هم همه چیز بر مبنای حساب وکتاب است ونمونه هایی که به درمان رسید ه اند.اعضای کنگره نسبت به بقیه گروهها حتی افراد عادی،ازتعادل بیشتری برخوردارند.این افراد بعد ازدرمان سر آمد همه میشوند،تعادل دارند،از صاحب کارویا کار فرما ی خود طلب کار نیستند ومی دانند چگونه صحبت کنند،حس کینه وحس بدی ندارندومردم داری را یاد گرفته اندو به همین علت از موقعیت های خوبی بهره مند می شوند.

همسفر محبوبه:یک نکته در پیام سی دی گفته شده که جای تا مل دارد واینکه افراد در کنگره برای کیک مطالب ومشترکاتی جمع شده اند که یکی از آنها اعتیاد است ودر کتاب 60درجه هم استاد رعد میگویند:ما برای وصل شما به آنانی که باید بدین طریق،رها شوند مقدمات را فراهم خواهیم نمود... من فکر می کنم جمع شدن این افراد کنار هم با برنامه ریزی خاصی است واعتیاد شاید بهانه ای باشد برای جمع شدن انها وبه غیر از اعتیاد ،هدفهای مهم دیگری هم در ادامه وجود دارد...

خانم فاطمه:ما قبلا شاید در جهانهای دیگر یا هم بود هایم وحالا مثل حلقه های زنجیر دوباره به هم می پیوندیم وشایان ذکر است که به گفته آقای حکیمی از هفته قبل به بعد سی دی های آقای مهندس را بیشتر گوش کنید،چون یک سری مطالب  واهداف کنگره رابیشتر برای ما توضیح می دهند.خیلی ها به کنگره می آیند،یک ماه،چند ماه ویا یکسال می ماندد ومی روند وکسانی که می مانند وخدمت می کنند وادامه دهنده راه کنگره( با کمک را هنما شدن ویا هر خدمت دیگری)هستندحتما به جاهای خوبی میرسند.

همسفر بهار:ادامه سی دی/کسانی که وارد این سیستم می شوند  وباز پرداخت زندگی قبلی خود را پرداخت می کنند،به درمان می رسند.وقتی ما وارد یک مشکلی می شویم،می گوییم چرا من..؟اما آن سختی یا برای آموزش من است ویا برای باز پرداخت بدهیهای من.بعد از آموزش در کنگره،افراد جایگاههای خودشان را پیدا می کنند. منظورازجایگاه ،جایگاه خاصی نیست بلکه همان جایگاه انسانی خویش است.دراثر اعتیاد این جایگاه از آنها گرفته شده بود وحالا به آنها پس داده می شود.

خانم فاطمه:یکی شدن حرف وعمل ورسیدن به شخصیت انسانی،یک شبه اتفاق نمی افتد.این نیست که بگویی من به کنگره رفتم ودرمان شدم،کافیست.رسیدن به انسانیت به مرورزمان وذره ذره انجام میشودوآرام ارام متوجه اشکالاتشان می شوند.حتی مسافر اگر در اجتماع هم شخصیت خودش را از دست نداده باشد،درمقابل خانواده اش همسر وفرزندش جایگاه خود را در اعتیاد از دست داده بود. حالا بعد از درمان دوباره آن را پس می گیرد.حالا یک سوال ما همسفران چگونه جایگاه خود را ازدست  داده بودیم...؟آیا ما هم راه گم کرده ایم..؟ما باید به چه چیزی برسیم..؟

ج همسفر زهرا:جایگاه ما این است که خودمان را بشناسیم وبرای این آموزش می بینیم که نقص هایمان را ببینیم.

ج همسفربهار:من واقعا نقش خودم را گم کرده بودم ونقش یک انسان کنترل گروپرخاشگر راداشتم.با این که مسولیت های زندگی بر عهده مسافرم بود،ولی مدام می خواستم اورا کنترل کنم.خدا رو شکر راه باز شدومن مشکل خودم را دیدم.هنوز هم حس کنترل گر هست ولی عمق ندارد ومن خیلی را حت تر از قبل شدم وکمتر اذیت می شوم. در پاسخ به سوال دوم اینکه آیا من به عنوان همسر ویا مادر،جایگاه خودم را می شناسم..؟آیا با شاغل بودنم می توانم اصلی ترین وظیف زن بودنم را انجام بدهم..؟من به شخصه کمی در این مسولیتها گیج شده ام!!!

همسفر مرضیه:من هم اعتیاد مسافرم را می دانستم وفکر می کردم که فقط ایشان گناهکارند ومن یک انسان کاملا خوب ومظلوم هستم.الان که وارد کنگره شدم متوجه شدم که فکر می کنم که گناه مسافرم، فقط مصرف کردنش بودوخیلی ازضدارزشهای من رانداشت.من واقعا جنس خودم را نمی شناختم وهمین که حالا میدانم حواسم به خودم باشد،برای من خیلی ارزش داردوخوشحالم از کنگره.

همسفر پریوش:همین که فکر نکنیم که آدم خوبی هستیم وجنس خودمان را می شناسیم،این خیلی خوب است.حتی اگرهمان لحظه،نتوانم درست عمل کنم ولی بعد متوجه می شویم که کارم درست نبوده است وپی بردن به اشتباه خیلی مهم است.

س همسفر فرح:آیا بی تفاوت شدن به همسر ویا هرفرد،با کنترل نکردن دو معقوله جدا است..؟

ج خانم فاطمه:باید ببینیم که این کنترل نکردن با چه حسی است.اگر از روی آگاهی باشد،خوب است. آگاهی یعنی چه..؟یعنی من برای اختیار مسافرم ویا هر فرد دیگر اخترام قائل باشم.یک انسان اجیر واسیر من نیست.بنا نیست شوهرمن تحت سیطره من باشد!!1اما اگر کنترل نکردن با این معنا باشد که ولش کن برود به جهنم ویا بگذار هر غلطی می خواهد بکند!این دیدگاه خوبی نیست ودر ادامه فرد هیچ لذتی از زندگی نمی برد ودر ادامه به افسردگی میرسد.

در مورد سوالی هم که کردم،جایگاههای ما گم شده بود،به لحاظ احساسی بیمار شده بودیم.از ناراحتی دیگران خوشحال می شدیم واز خوشحالی دیگران ناراحت می شدیم. پشت سر دیگران حرف می زدیم،قضاوت می کردیم، مدام وبی اندازه همه را سرزنش می کردیم.اگر مسافر من یک ضد ارزش داشت،من دهها ضدارزش داشتم.گم کردن جایگاه فقط به خاطر اعتیاد نیست وهمه ما به اینجا می آییم تا به شخصیت انسانی برسیم.من باید بدانم مسولیت من در زندگی چیست.../آیا باید پلیس وکار آگاه همسرم باشم .؟او فردی عاقل وبالغ است واگر هم اشتباه می کند،روزی من است ونوش جانم.خودم را اصلاح کنم تا مشکلات از سر راهم کنار برود.

همسفر افسانه:چیزی که من هفته قبل تجربه کردم واین که در احوال پرسی ها،هیچگاه از طرف مقابلم سوال نمی پرسم وفقظ حال او ویا خانواده اش را می پرسم وهفته قبل نا خود آگاه از فامیلی سوالی پرسیدم که نباید می پرسیدم.بعد از بابت این قضیه خیلی ناراحت شدم وحتی شب هم خواب دیدم وروز بعد شاکر خداوند شدم که متوجه اشتباهم شدم.در مورد همسر هم اگر بهاو اطمینان داشته باشم،هر کجا که برو،برای من سوال ومشکلی پیش نمی آید.

خانم فاطمه:موج من که عوض شود،مسافر من هم اصلا تغییر می کند دوشاید خیلی کمترجایی برود واگر هم برود،خطایی نمی کند.یک مطلب دیگر هم در مورد عقاب که آقای مهندس می گویند ما باید عقاب گونه باشیم.چرا..؟

همسفر بهار:چون عقاب از تفکر بالایی برخوردار است وطعمه نمی شود مگر اینکه بیمار باشد وآشیانه اش در دسترس نیست.

س همسفروجیهه:در پیام سی دی گفته شده که حربف وعمل انسان بسته به اعمال ورفاتار قبل والان او دارد.چرارفتار گذشته...؟ما ازالان می خواهیم این گونه باشیم،حالا که متوجه اشتباهمان شدیم!!!نمیشود حرف وعملمان یکی شود...؟

همسفر پریوش:منظور این است که اگر می خواهیم حرف وعملمان یکی شود،باید به قبل برگردیم وببینیم چه خساراتی وارد کرده ایم وآنها راجبران کنیم،بعد در ادامه حرف وعمل هم یکی می شود.

خانم فاطمه:اینکه من از الان بخواهم حرف وعملم یکی شود،نمی شود چون پیشینه دارم.علفهای هرزی قبلا کاشتم،هنوز اینها هست،باید کاملا آنها را ریشه کن کنم جبران خسارت وپرداخت بدهی کنم ،بعد آرام آرام وجود من خالص می شود وظاهر وباطنم یکی می شود.

فقر مالی هم خود یک نوع بیماری است که توسط آن می توانیم طعمه شویم،مثل عقاب بیمار....

هفته آینده:سی دی حرف وعمل 2

به سبزی دشتها،جوان وجاوید باشید



تاریخ : پنجشنبه 5 اسفند 1395 | 01:45 ق.ظ | نویسنده : همسفر محبوبه | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران