تبلیغات
 همسفران نور - ناامیدی

به نام یگانه معبود عالم

 

در روز دوشنبه25/11/95 لژیون همسفران نور به استادی سرکار خانم فاطمه عزیز و جمعی از همسفران مهربان با دستورجلسه سی دی ناامیدی شروع به فعالیت نمود.

انشاالله ایام به کام شماباشد و مطمئن باشید هر چیز خوب وبدی که هر روز به ما می رسد به خیر وصلاح ماست و حکمتی نهفته دارد. اما آن لحظه نمی دانیم و به هم می ریزیم و حالمان بد می شود وبعد که زمان می گذرد حکمت آن را می فهمیم ،مثل قضیه اعتیاد که روزی که فهمیدیم مسافرمان مصرف کننده  است چقدر حالمان بد شد وامروز که اینجا به چیزهایی رسیدیم ،هرروز باید بابت آن  خدارا شکر کنیم .....

خانم فاطمه : «در مورد دستور جلسه هفتگی «جشن هفته دیدبان» هر کسی می خواهد مشارکت کند .»

همسفر محبوبه :یاد گرفتم در هر جلسه بفهم این دستور جلسه چه چیزی برای من دارد.احترام وتشکر از دیده بان ها واجب است ،اما گاهی یادمان می رود که به هر حال این ها هم روزی مصرف کننده بودند و با تلاشی که داشتند آنها توانستند مشکلات را یکی پس از دیگری حل کنند و بعد اول دید بان خودشان بودند همان دید عوض کردن را می گویم ،پس هر چه آینه خودرا صاف تر ببینیم مشکلات را بهتر می بینیم و وقتی به تعادل برسیم ،خصوصاَسفر اولی ،که دید بان خوب برای  زندگی خود باشیم و هرچه دید بانی خانم ها بیشتر باشد بسیار موثر تر است .

همسفر حکمت : همه دوستان راجع به وظایف و زحمات دید بان های محترم گفتند و لزوم احترام وقدر دانی را متذکّر شدند ، اما من با شندیدن وظایف دید بان این فکررا کردم که همانطور که دید بان از دور ناظر هستند ما هم می توانیم در بسیاری ازموارد از دور بر کارها ناظردقیق و درست  باشیم و مطمئن باشیم که آن  تاثیر وکارآمدی را خواهد داشت ،اما هنوز چگونگی انجام آن را باید فرا گیرم . 

همسفربهار: ما خانم ها واقعاَ دیدبان هستیم و از دور می توانیم بدون اینکه بخواهم کنترل کنم بدون این که بخواهیم فضولی یا تجسسی داشته باشیم ،مطالعه کنم ودر زندگی اجرا کنم  و باید وظیفه دیدبانی را یادبگیرم و صحیح پیاده کنیم.

خانم فاطمه : زمانی را در نظر بگیرد که شخصی پایین درخت ایستاده و وقتی در بالای درخت است ،زمانی که پایین است میدان دید کمی دارد ولی از بالای درخت میدان دید وسیعتری دارد  ، درنتیجه فاصله بیشتری را می توانید ببینید .اما بگویم که دیدبان  ها آدم های خارق العاده نیستند ،که فکر کنیم توانایی خاصی دارندیا از کره دیگری آمدند،نه آنها مثل ما بودند و روزی بهم ریخته و حال خراب بودند . این به من این پیام را می رساند که من هم می توانم در زندگی شخصی خود به این جایگاه برسم  و  اجرا کنم ،به شرط تزکیه و اجرای فرامین تا به این مرحله برسم وبتوانیم بر روی مسائل کنترل داشته باشیم .

خانم فاطمه : دراین بخش نکاتی را از مرزبانی اعلام کردند که افراد لژیون نور همگی می توانند در آزمون کمک راهنمایی شرکت کنند  ،این یک دستور است وجزو وظایف است وباید دفتری تهیه نموده و به طور هفتگی دو سی دی از منابع امتحانی را بنویسند و برای خودتان سوال نیز طرح کنندو دبیر لژیون موظف به بازبینی است . خانم فاطمه گفتند باید تغییر جایگاه بدهید ،فقط باید کمی همّت کنید و مهّم است که تلاش کنید و خواسته داشته باشیدو اگر خیر شما درآن باشد اتفاق می افتد. هفنه دیدبان را تبریک گفتند و لزوم قدردانی را گوشزد کردند. حضور در ورزش و جلسات به صورت منظم را جهت قبولی در آزمون را واجب شمردند.

 

همسفر نسیم : وقتی خبر ناگهانی به ما میرسد و ما هم مقصر نیستیم و ما راتحت فشارقرار می دهد چه کنیم؟البته از نظر جهان بینی روی خودم کار کردم ولی از نظر فیزیکی نتوانستم غلبه کنم و کم آوردم چه کار کنیم؟

همسفر مهین : من هم خبر ناگهانی مرگ برادر بهم رسید و به نوعی مانند هستیم، در مغزم دیگران را مقصر می دانم و این تنش برایم ایجاده نموده است اما خانم مرجان گفتند :باید هر چیزی را به خدا واگذار کنید و بخواهی و نخواهی بحران پیش می آید و باید دوره آن را بگذرانید.

همسفر زهرا: بایدخودت ،خود را کنترل کنی .

خانم فاطمه : آقاامین می گویند ،در لحظه ناامیدی چیزی که مهم است بستگی دارد که من چه دیدگاهی و تفکری داشته باشم ؛اگر فکر کنم که دیگر تمام شدوضربه مهلکی به من خورده است و دیگر فایده ندارد خوب بله با چنین تفکّری بهم می ریزم و حس ناامیدی من قویتر می شود و در تاریکی عمیق تری می روم . دومین نکته  این که برای کنکور فرصت دو ماه زمان کمی است اینطوری شاید بتوانی بهتر آماده شوی .دیگر اینکه قرار نیست همه از راه کنکور به جایی برسند و همیشه کنکو زندگی نیست و باید خودت را در چاه نامیدی نیندازی که بیرون امدنش بسیار سخت است .از نظر فیزیکی هم سطح انرژی شما پایین آمده است .بنابراین باید زمان بدهی تا ازبحران بیرون بیایی ودر چنین شرایطی باید فکر کنیم که در عملکرد چکار کنیم.

همسفرزهرا: خودت نباید اجازه بدهی غم واندوه تورا بگیرد و بدانی هر چیزی حکمتی دارد.

همسفر محبوبه : انسان عادت دارد تنبلی کند ، امکان دارد کسی از جزوات آزمون سوال طرح کند؟

خانم فاطمه :نه قرار نیست کسی برای کسی سوال ذر آورد ،دنبال سوال نباشید ،فقط بخوانید.

سی دی ناامیدی

همسفر مهین :در ابتدای سی دی آقای امین برمی گردند به قسمت اول وادی اول یعنی تفکر را توضیح می دهند و بعد می گویند سختی های که به انسان می رسدرا ما می شود از دو جهت نگاه کرد ؛این سختی ها ممکن است جنبه آموزش داشته و یا جنبه مجازات وتنیه دارد. بعد توضیح می دهند شخصی را که می خواهد ورزش رزمی یاد بگیرد و پیش استاد می رود ؛استاد برای آموزش خوب او؛ضربه ها وسختی زیادی به وی وارد می کند، خوب این نوعی آموزش است اما رهگذری که در خیابان به کسی بد وبیراه گوید و کتک بخورد این نوع ضربه و آسیب نوعی تنبیه است . از دو جهت می توان راجع به سختی صحبت کرد و این برمی گردد به زمانی که ما قدرت تشخیص پیدا کنیم و وقتی در زندگی مشکل پیش می آید باید ببینم این حاصل کدام یک از خواسته هاای ماست ،اگر خواسته ما معقول و در مسیر راست ودرستی بوده است پس سختی که می بینیم به این مفهوم است که داریم نوعی آموزش می بینیم ولی اگر بنشینیم وببینیم این سختی ماحصل خواسته نامعقول و نابجا و کاشت بذر زهرآگینی بوده است خوب حالا دارم برداشت می کنم .اگر بخواهید آموزش و تبیه را تفکیک کنید باید فکر کنید . تفکر وافکار با هم فرق می کنند . ،افکار مثبت ومنفی راجع به موضوعات مختلف در زمان های مختلف را افکار گویند ولی وقتی تفکر می کنی باید این ها را کنار بگذاری و فقط روی یک موضوع و در زمان خاص فکر کنی ، متاسفانه ما آدم ها مشکلی که پیش می آید مرتّب می گوییم فکر کردم ولی واقعیت این است که فکر نمی کنیم.آنقدر افکارمان را دامه می دهیم که قدرت تشخیص ما را می گیرد و متوجه نمی شویم کجا درست و کجا اشتباه است .

خانم فاطمه : نکته ایی که راجع به آموزش و مجازات هست این است  که آقای امین می گویند قرارنیست ما درمورد آدم ها قضاوت کنیم و اگر کسی در سختی و مشکل قرارمی گیرد بگوییم حقّش است ،یا چون آدم بدی است یا نادان واحمق است داردسختی می بیند  ، ما نمی توانیم تشخیص بدهیم چه درست و چه نادرستباشد، فقط آن شخص و استاد هستند که می دانند این سختی آموزش یا مجازات است .ولی من فکر می کنم ، هردومورد منجر به آموزش می شوند .

همسفر مهین :این که شما می گوید نهایت به آموزش منجر می شود ، نکته ایی هست که ما حتی زمان مجازات اگر با این مجازات به نقطه تاریکی وارد شویم  ومداوم شکایت کنیم چرا برای کسی دیگری نهاین اتفاق نیفتادو.... ؛آقای امین قبل از توضیح ناامیدی  می گویند: البته اینجا نکته ایی را بگوییم که من طی جستجو به مطلبی از یک کارشناس ژاپنی برخوردم که می گفت برای اینکه یادبگیرد چگونه تفکر کنید شما ده ثانیه به تنفس خود توجه کنید و روزی چند بار این عمل را انجام دهید؛در ادامه   آقای امین  این را گفتند : شخصی که می خواهد تفکر کند استارت آن با نقطه نوری است که برای هر انسانی روشن می شود با این نقطه تفکر که می آید باید دو کار انجام دادیکی به زمان حال فکر کنید و فقط به ان موضوع و درآن لحظه و سعی کنید بتوانید مسائل دیگر را از ذهن پاک کنید. کسی که برایش سختی پیش آمده باید خواسته های خود را تفکیک کند ،ببینیم اگر خواسته معقول دارم پس تفکر من درست است و اگر خواسته ام نامعقول است این افکار است که پی درپی می آید و میرودو اگر خواسته ات معقول است بدان مسیر تو درست است ودر مسیر آموزش افتادی .

خانم فاطمه :برای موفقّیت باید یک سری خواسته ها را کنار بزنید یعنی خواسته هایی که در این زمان برای من مهم ودر اولویت هستند را در نظربگیرید .یک وقت هایی معقول و نامعقول بودن شرط نیست ،مواقعی خواسته معقول است اما زمان آن مناسب نیست .پس تفکر یعنی این که بتوانم به خواسته های معقول در زمان مناسبش فکرکنم و در مسیر آن حرکت کنم.

همسفر مهین : اگر می خواهید شخصی را در تاریکی نگه دارید اورا مایوس کنید ،حالا خودم و یا دوستان و دیگران مرا ناامید می کنند و در تاریکی محض می روم و فکر می کنم بدترین موجود عالم هستم .اما آقای امین می گویند همان زمانی هم که انسان در تاریکی فرو رفته یک نقطه روشنی هست و اگر این نقطه روشن را بیابد می تواند خود را نجات دهد. خیلی طبیعی است  زمانی که اتفاقی برای ما می افتد ما همه افسرده و غمگین می شویم و به هم می ریزیم ،ولی ممکن است راهی باشد که من از بحران بیرون بیایم و همین نقطه شروع می شود و وقتی تو حرکت می کنی ودر مسیر قرار می گیری و در جهت تحقق خواسته هستی کم کم این نقطه بزرگ وبزرگتر شده و نیروهای القاء و احیا نیز کمک می کنند تا بتوانی بر آن تاریکی غلبه کنید.بعد گفتند جهان هستی بر مبنای اتفاقاتی که در طبیعت اتفاق می افتد ما هم براساس همان درون که جهان اصغر می گویند ،آن چهار فصلی که هست در درون ما هم هست و هر اتفاقی بیرون رخ می دهد درون ما هم هست،مثلاَوقتی بادی می وزد و ابری جابه جا می شود و مکان های دورتر را مملّو از آب می کند  و طبیعت را شکوفا می کند ما هم چنین نیروهای درونی را نیز داریم و اتفافق هایی که در درون ما می افتد بهر چیزی است  اما نکته مهم این است که تازمانی که باوجود این اتفاقات دردرون ما بتوانیم این نیروها را کنترل کنیم ،مشکلی برای ما پیش نمی آید اما اگر از کنترل ما خارج شوند دچار ناامیدی می شویم پس در زمان بحران باید این نیروهای درونی را بتوانیم مهار کنیم. ناامیدی چگونه بوجود می آید؟ بار غم واندوهی است  که انسان نمی تواند زمین گذارد.آدم ناامید مثل شخصی است که کوله ایی سنگین رابا خود حمل می کند و هر جا می رود با خود دارد. معمولاَانسان هایی که به هر دری می زنند و به در بسته می خورند و یا هر راه و قدمی را برمی دارندو به خواسته خود نمی رسند ناامید می شوند و انگیزه از دست می دهند و دیگر حرکت نمی کنندو هیچ لذتی را حس نمی کنند .انسان دارای صوّر آشکار و پنهان است ، ناامیدی چاهی است که شخص درآن افتاده و یک هوای کمی به او می رسد فضای کمی دارد و دیوارهای آن نامرئی است یعنی وقتی شخص ناامیداست دریک فضا هم هست و هم نیست . یعنی جسم انسان جایی است و روح وروان جایی دیگر است بدترین چیزی که اتفاق می افتد انسان را می خواباند و قدرت حرکت را می گیرد . در ناامیدی هم ترس و هم منّیت وجود دادرد و برای غلبه برآن باید حرکت کرد .

خانم فاطمه : این بار غم از کجا بوجود می اید؟ شخص دارای خواسته بوده و هرراهی را برای رسیدن به آن رفته ولی به آن خواسته نرسیده است پس اسیر شده است مثل قضیه اعتیاد که خیلی ها می خواستند به رهایی برسند و نشد و وارد ناامیدی شدند وبعد منجر به خودکشی آن ها شد.ناامیدی با انسان چکار می کند؟

همسفر حکمت :احساس را کور می کند .

خانم فاطمه : دقیقاَ بله آدم ناامید احساسش کور می شود و از هیچ چیزی لذّت نمی برد نه چیزی دریافت می کند و نه چیزی می دهد دچار حالت بی حسی می شود .نه انرژی می گیرد و نه انرژی دارد که به کسی بدهد ،تمام کانال ها و ورودی وخروجی ها بسته است .انسان توان حرکت ندارد.

همسفرنسیم :نیروهای منفی شگرد قدرتمندی دارند که می توانند به من القا کند که کار درست را انجام ندهم واگر بدانی می توانی خودرا کنترل کنی ولی آیا این حس القا می شود ،حس است که به ما القا می شود یا حسِ مارا تغییر می دهد؟

خانم فاطمه : حس مارا تغییر می دهند .

همسفر مهین :انسان هر جایگاهی که باشد بنابر آن احساس در همان جا می ماندیعنی اگر جایگاه نفرت باشد ،نفرت را تجربه می کند و اگر در شرایطی که هست محبّت را حس کند پس محبت را تجربه می کند. مشکل آدم ناامید این است که به گذشته برمی گردد و مداوم شکایت دارد که من از اول بدبخت بودم و سهم خود را از زندگی نگرفتم و چون این احساس را دارد کم کم بزرگ وبزرگتر شده و اصلاَمفهوم محبت برای ناامید معنا ندارد و اینجاست که نیروهای منفی می آیند .

همسفر حکمت :آیا اصل نیروهای منفی طبق گفته ای که هر چه در هستی است دردرون ماهم هست وجود دارند و این ما هستیم که آن ها را برجسته تر می کنیم و آن تفکر ما باعث می شود نیروهای منفی بیشتر خودشان را نشان دهند و  یا نه اساساَاز بیرون وارد می شوند؟

خانم فاطمه : نیروهای منفی در کمین هستند و سراغ همه آدم ها می روند ،چه آن هایی که جایگاه بالایی دارند و چه آنها یی که پایین تر هستند اما این من هستم که در را به روی آنها باز می کنم و اجازه می دهم هر کاری می خواهد بکند و زمانی که شما شناخت پیدا کنید که این یک نیروی بازدارند ه است و آمده که حس را خراب کند بهتر می توانید آن را مهار و کنترل کنید.اصلاَ آقای مهندس و امین همین را می گویند آموزش ها را می بینیم تا شناخت پیدا کنیم ،درون وبرون ما چه نیروهایی هست ،ساختار انسان چگونه است و.....

همسفر محبوبه :افکار وتفکر روبروی هم هستند ،تفکر خواسته هایش معقول است ،حالا تفاوت تعقل وتفکر......

خانم فاطمه :نمی گوید تفکر خواسته اش معقول است بلکه  تفاوت افکار وتفکر را می گوید.تفکر هم می تواند در موردخواسته معقول و هم نامعقول باشد، درتعقل خواسته معقول است.دقت کنید سوال از چه منبعی خواسته شده است ،پاسخ طبق همان منبع سوال باشد.

خانم فاطمه :چرا می گوییم کسی که در ناامیدی است در زندان نامرئی است ؟

همسفر حکمت : چون به حالت سکون رسیده و در جای خود حرکت می کند و مثل اینکه یخ زده است ، خودش نمی تواند کاری کند .

همسفرمحبوبه:ناامیدی یعنی از لحاظ فکری به جایی نمی رسد ،یعنی نمی تواند به موضوعی فکر کند.

همسفر مهین :شخص ناامید چون احساسش بسته است قدرت انجام کار ندارد یعنی به جابه جایی انرژی بستگی دارد ووقتی ناامید برای خود حصاری کشیده و با بیرون از خود ارتباط ندارد پس انرژی از کجا بیاورد و زمانی نیروهای منفی از او بیرون می رود که بتواند تبادل انرژی کند .

خانم فاطمه :شخص ناامید ظاهراَ آزاداست اما عملاَزندانی است چون هر کاری را پیشنهاد می کنند ،میگوید حوصله انجام ندارم و دچار روزمرگی و تکرار است ،نه کاری می تواند بکند و نه جایی می تواند برود ،برای همین می گویند در زندان نامرئی است و دلیلش هم پایین آمدن سطح انرژی است .

همسفر نسیم : گفتیم که اگر شخصی ضد ارزش انجام دهد در رهن آن کاراست ،آیا در قسمت ناامیدی هم می توانیم بگوییم شخص در رهن نیروهای منفی است ،صدق می کند یا نه ؟

خانم فاطمه : در هر تاریکی که قرار می گیریم می تواند مجازات و تنبیه و یا آموزش  باشد ،یعنی  یا به دلیل انجام ضد ارزش ها است یا یا به نوعی آموزش است .

همسفر مهین : چه کنیم تا حس بیدار شود ؟

باید سطح انرژی را جابه جا کنیم باید ورودی و خروجی ها راکنترل کنیم . استخروآب داخل آن و میزان گنجایش آن را در نظر بگیرید،گنجایش را ظرفیت می گویند و خود آب تمثیل انرژی است . فکر کنید درون ما استخری است و آب درون استخر انرژی ماست پس هر چه سطح انرژی بالاتر باشد انرژی بالاتری داریم و هرچه پایین تر باشد سطح انرژی پایین تراست .برای اینکه آب استخر همیشه تمیز بماند ورودی وخروجی دارد؛که به انرژی ربط می دهند یعنی باید یک انرژی بگیریم و یک انرژی بدهیم ،این کیفیت انرژی که ما می گیریم و اندازه انرژی که می گیریم بستگی به احساس ما دارد . اگر در این استخر پر از اشغال باشد وقتی اشغالی در آن بیفتد زیاد مهم نیست، این نشان دهنده یک آدم پر از انرژی منفی است فرضاَ من که منیت ونفرت دارم ،حالم خراب است چه اشکال دارد که حسادت هم داشته باشم .ولی اگر آب تمیز وزلال باشد اگر حتی برگی درون این آب بیفتد نمایان است و این مصداق آدمی است که داردتزکیه می کند و درست حرکت می کند و تا یک حس منفی وارد او بشود زود پیدایش می کند و تمامی این ها بستگی به این دارد که شما انرژی خودرا از کجا می آورید و چگونه صرف می کنید .انرژی سرمایه ایی است که ما به ذهن خود می دهیم و ذهن را شارژمی کنیم ،این ما را جدا می کند که آدمی امیدوار  یا ناامید باشیم .اگر آدمی بداند در درون خود ،جسم ،ذهن خودش میلیون ها سلول است که مدافع او هستند و نمی گذارند از بیرون مسائلی وارد بشود . شخصی که  دچار ناامیدی می شود ،در حال ناامیدی سلول ها هم می فهمند و می گویند این را ول کن فرمانروای لایقی نیست ،مثل مصرف کننده ایی که خودش به خودش توجه نداردو تخریب برای خود ایجاد می کند، سلول ها هم از او دفاع نمی کنند .

خانم فاطمه : خوب شاید بگویید بالاخره می خواهیم انرژی از بیرون دریافت کنیم حالا چه فرقی می کند از چه راهی باشد آب زلال باشد یا وصل فاضلاب باشد ؟

همسفر مهین :مدل های مختلف انرژی را انسان تجربه می کند،باعث می شودحس های ما باز وبسته شوندو قدرت تشخیص پیداکنیم که این  انرژی از چه جنسی است .

خانم فاطمه :همه دنبال این هستیم که عمل سالم انجام دهیم ،کسی که انرژی از راه های ضد ارزشی است یعنی انرژی منفی که وارد استخر می شود قدرت تشخیص را از دست می دهد و نمی تواند تشخیص دهدکجا عملش سالم وکجا ناسالم است ،مثال استخر که پاک و کثیف باشدآدمی که انرژی درون پاک وزلال دارد و از راه های ارزشی بدست آورده کوچکترین ضد ارزش راتشخیص می دهد  ویا کوچکترین موردضدارزش و ناسالم دچار بهم ریختگی می شود که چرا این کاررا کردم، و دقیقاَ در ادامه  قدرت تشخیص از دست می دهد و این همان است که نیروهای بازدارنده می خواهد .

همسفرمهین : نکته ایی هست که دوست دارم بگویم ما چهار تا نون داریم ؛نادانی ،ناتوانی ،نیازمندی و نگرانی ،که اگر واقعاَبه آنها توجه کنیم نمی توانیم بگوییم ناامید هستیم و ریشه تمامی ناامیدی ها در پی قیاس و قضاوت است.

همسفر وجیهه : چگونه به شخص ناامید که در اطراف  ما هست،کمک کنیم؟

خانم فاطمه :در حقیقت کمک چندانی نمی توانیم بکنیم فقط می توانیم امید به او دهیم ،تفکر مثبت القاء کنیم . برای افراد درکنگره خدمت گرفتن بسیار خوبه که از ناامیدی و حس بد بیرون بیایند ،خودم را امیدوارنشان دهم تاشاید تاثیری روی او بگذارد و از موج من بیدار شود.باید تزکیه اتفاق بیفتد و این شخصی است او خودش باید انجام دهد تا از ناامیدی بیرون آید و در درجات بالای ناامیدی که افسردگی است ما نمی توانیم کاری انجام دهیم.

 

هفته آینده :سی دی حرف وعمل (1)

 

به امید دیدار

 



تاریخ : جمعه 29 بهمن 1395 | 07:57 ب.ظ | نویسنده : همسفر حکمت | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران