تبلیغات
 همسفران نور - سی دی مستان

*به نام پروردگار مهربان*

امروز دوشنبه 4/11/95لژیون همسفران نور با دستور جلسه "سی دی مستان" به استادی موقت "خانم راضیه عزیز"وجمعی از همسفران شروع به فعالیت نمود.

البته اگر همه افراد خمر بالایی داشتند خداوند از طریق الهام مسائل پشت پرده را برای آنها بازگو می کرد ونیاز به هدایت نداشتند. ما نباید وقتمان را بیهوده تلف کنیم واز هر لحظه استفاده کنیم و با خودمان فکر کنیم ببینیم که جز کدام دسته از گروه بندی خداوند هستیم...؟

*به نام پروردگار مهربان*

امروز دوشنبه 4/11/95لژیون همسفران نور با دستور جلسه "سی دی مستان" به استادی موقت "خانم را ضیه عزیز"وجمعی از همسفران شروع به فعالیت نمود.

ابتدا استاد از همسفران خواستند تا پیرامون دستور جلسه عمومی "سم زدایی یا سم نزدایی "مشارکت کنند.

همسفر عذرا:قبلا یکبار ما برای سم زدایی به مطب پزشک رفتیم،خانمی آنجا بود که برای پسرش این کار ار انجام داده بود وما را شدیدا منع کرد.من ومسافرم برگشتیم وخدا را شکر می کنم که این کار را انجام ندادیم.درست است هنوز مسافرم پس از چند سال رها نشده،ولی خدا را شکر که در کنگره هستم وامید وارم در صبر بی صبری نکنم ودر ادامه هم صبور باشم.

همسفر محبوبه:مسافر من تجربه سم زدایی را دارد.انشالله کسی چنین تجربه ای نداشته وبدست هم نیاورد.چون مسافرم، خیلی سابقه ترک دراین پانزده سال داشت ولی این مدل یکی از بدترین ترکها بود. یادم میاد سال 79-80بود که ما به بیمارستان خورشید رفتیم وپس از زدن آمپولهای نالتروکسن در عرض نیم ساعت مسافرم از این رو به آن رو شد.تا ظهر این قدر حالش بد شد وبدنش خالی از مرفین شد، که حتی قادر به راه رفتن هم نبود.سه روز این آمپول باید زده می شد .اینقدر حالش وخیم شده بود که عین یک مرده شده بود.من با اینکه واقعا پرپر شدنش را می دیدم،ولی گمان می کردم حالا که اینقدرحالش بد شده، زودتر هم خوب می شودو کارم فقط گریه ودعا بودواما مدت یک هفته هر روز بد تر می شد  تا اینکه دوام نیاورد ودوباره مواد  مصرف کرد.این روش سم زدایی سریع قبلا بیشتر رایج بود ولی من فکر می کنم داروهایی هم که تبلیغات ماهواره ای دارند،همان داروها هستند،منتها زمانش را به دوهفته یا بیست روز ویا بیشتر تغییر داد اند.

خانم راضیه:من هم اصلا نمی دانستم که مسافرم اعتیاد داردوبه همین علت از سم زدایی هم چیزی نمی دانستم.اما حالا که در کنگره از بقیه این روش را می شنوم که چقدر بد است،خدا را شکر میکنم که اعتیاد مسافرم را نمی دانستم ،اگر نه من هم حتما مسافرم را مجبور به این نوع ترک می کردم.

همسفر نسیم:آقای مهندس یک جایی می گویند:نیاز نیست فرد مصرف کننده را سم زدایی کنید، کافییست به او مقداری جوهر لیمو بدهید،کاملا مرفین از بدن او خارج می شود.در اعتیاد؛خمر طبیعی بدن خشک می شود ومواد مخدر بیرونی جای آنر امی گیرد. با سم ردایی کاملا این مواد از بدن بیرون کشیده می شود وباعث درد وتشنج وحالتهای بدی برای مصرف کننده می شودوبدن هم دیگر قادر نیست خمری تولید کند که جای آن مرفین بیرون رفته را پر کند.

همسفر حکمت:من هم تجر به ای ندارم ولی فکر می کنم با سم زدایی مرفین را از جسم خارج می کنند؛اما روان وفکر را که نمی توانند سم زدایی کنند!!فکر وروان خراب هم باید درست شود.

همسفر زهرا:وقتی فرد برای درمان به کنگره میاد،افکار وجهانبینی او هم تغییر می کند.

س همسفر افسانه:آیا ممکن است در اثر سم زدایی،فرد بمیرد..؟

ج همسفر محبوبه:طبق مطالبی که شنیدم،زمانی که فرد سم زدایی می کند،تمام مرفین بدن ،حالا مرفینی که از بیرون وارد بدن شده وته مانده شبه افیونی خود بدن،تماما از بدن خارج میشود.این جا اگر فرد دوام نیاورد وبلافاصله مواد را ،آن هم در دوز بالا ،مصرف کند،فرد سنگکوب یا اور دوز می کند واحتمال مرگ و ایست قلبی وجود دارد.

خانم راضیه:من هم از خانم فاطمه فاطمه شنیده بودم،که هم مواد بیرونی وهم ته مانده مواد بدن خارج میشود وبا مصرف مواد زیاد احتمال مرگ وجود دارد.

سی دی مستان

همسفر افسانه:آقای مهندس در سی دی می گویند سه گروه در بین انسانه وجود دارد.

1-یاران یمین(سمت راست)که ازخمرخوبی برخوردارند،آرامش دارندوکارهای ضدارزشی نمی کنند.

2-یاران شمال(سمت چپ)که کارهای ضد ارزشیانجام می دهند وبا نا آگاهی وجهلشان مدام مشکل ایجاد می کنند.اینها سیستم خمر خوبی ندارندواز آرامش برخوردار نیستند.

3-سابقون یا پیشی گرفتگان:که شرایط بسیار مناسبی دارند،خمر آنها بسیار قوی کار می کندو همیشه در انجام کارهای نیک از هم سبقت می گیرند.

حالا برای این میگوییم یاران؛که هرگروه به هم کمک میکنند،یمین درجهت خوبی وشمال درجهت بدی.

در اشعار ومطالب معنوی ویا عرفانی از می ومستی ،زیاد گفته شده وما نمی دانیم منظور از مستی ومی ،مستی الهی است ویا مستی با می انگور!!!ا     (اندک اندک جمع مستان می رسند) آقای مهندس می گویند درقدیم عرفا وبزرگان کلمه ای نداشتند که برای حالات عرفانی فرد بیان کنند وکلمه می ومستی را از فرهنگ عامیانه مردم گرفتند.منظور از مستان؛افرادی هستند که خمر بالایی دارند. دربهشت برین چهار نهر وجود دارد،حالا چه خمری در آنها هست ما نمی دانیم وبه نظرم،سابقون مطلع هستند.

1.     خمر درونی بدن بسیار اهمیت دارد،فرد مصرف کننده مواد به مرور زمان،خمر داخل بدن را خشک می کند ومواد بیرونی جایگزین آن می شود. فردی که از خمر بالایی برخوردار است،خیلی را کارها می تواند انجام دهد.یا حتی حیوانات،زمانی که یک گربه پایش زخمی میشود؛علیرغم درد زیاد باز هم به زندگی ادامه می دهد ودر ادامه خوب می شود.حالا به این دلیل  می تواند درد را تحمل کند که خمر وسیتم شبه افیونی در بدن او وجود دارد.مرفین از کلمه مرفعه به معنای الهه شادی است .البته سیستم x بدن مواد شبه افیونی های دیگری هم تولید می کندمثل دینورفین که با آن حتی فیل را هم از پای در می آورند وقدرتش ده برابر قوی تر از مرفین است.

خانم راضیه:به نظر شما افراد غیر مصرف کننده چگونه سیستم خمر خود را از کار می اندازند..؟

همسفر افسانه:با جهل ونا آگاهی خود،که بیشتر روی روان وافکار اثر می گذارد.

خانم راضیه:درست است ومورددیگراستفاده از قرصهایی که روانپزشک ویاخودشان مصرف میکنند.

همسفر افسانه:آقای مهندس می گویند که اگر فردی خمر خوبی داشته باشد،در جهانهای بعدی هم از آن استفاده می مند.کسی که با اخلاق خوب وآگاهی بمیرد،در آن جهان هم همان آگاهیها را دارد.انسان هیچ چیز مادی را با خود نمیبرد حتی کفن که همه می گویند،فقط آگاهییها منتقل میشود. اگر خمر فردی خوب کار نکند،آن فرد بدبخت وبیچاره است، از لحاظ زندگی خانوادگی،در تربیت فرزندمشکل دارد از لحاظ کار ورابطه های اجتماعی وهر کجا که باشد؛حتی اگر دنیا ثروت هم داشته باشد،لذتی نمیبرد چون نه گرمی را حس می کند ونه سردی راونه آتش ونه رطوبت را. مثل یک مصرف کننده که زمانی که نئشه هست وسیستم خمر او کار می کند،خوب است وهمه کاری می کند ؛اما زمانی که خمار است حوصله خودش را هم ندارد،چه برسد به بقیه.

خانم راضیه:خمر چیست..؟

همسفر حکمت:پرده وحجابی که روی افکار ما می افتد.

همسفر پریوش:آقای مهندس در ادامه سی دی می گویند:تغذیه  وجهان بینی روی خمر ما اثر می گذارد.جسمی که سالم باشد، تغذیه مناسب استفاده کند، ورزش کند، حمام برود،این جسم از خمر خوبی برخوردار می شود.جهان بینی هم باعث تقویت سیستمx می شود وبدن با اینها متعادل می شود. حتی با ایمان بودن وبی ایمان بودن،روی خمر بدن اثر می گذارد.وقتی ما به خداوند معتقد باشیم وایمان د اشته باشیم،از یک سری قوانین پیروی می کنیم.در قرآن گفته شده :ای کسانی که ایمان آورده اید (نه اسلام) اجتناب کنیدفاز بسیاری از گمانها که باعث گناه می شود_ تفحص وتجسس نکنید_غیبت نکنید که مانند خوردن گوشت برادران مرده خود میماند. مبادا قومی قوم دیگر را استهزا کنند،شاید آن قوم برتر از شما باشند ونه زنان ،زنان دیگر را (که این جا منظور همان زنانی هستند که با تلفن ویا حضوری،دیگری را مسخره می کنند)حتی گفته شده خومدتان، خودتان را سرزنش نکنید،نگویید من که نمی توانم ویا اعتماد به نفس ندارم یا فلان جا چرا این کار را کردم..؟عیبهایتان را بشناسید،اما خود را سرزنش نکنید تا بتوانید مشکلات را حل کنید.اگر از این قوانین پیروی کنیم،خمر درونی بالا می رود وبه حالت مستی عرفانی می رسیم. ما نباید بگذاریم حسمان آلوده شودحالا توسط خودو یادیگران،چون حس به طرف نیروهای منفی می رود.مثل زمانی که کسی حرفی میزند وما به هم می ریزیم وباعث خشم ونفرت ما میشود.

زمانی که خمر ما بالا برود حس هم خوب کار می کند.بعضی مواقع حس یکدفعه جایگزین عقل می شود .مثلا تصمیم می گیرد از ساختمانی بیرون برود وزمانی که رفت آنجا سقف پایین میآید.

س همسفر محبوبه: من این قسمت را درست متوجه نشدم.ما گفتیم هر چه دانایی کمتر باشد،نفس به جای عقل تصمیم می گیرد (البته عقل را مجبور به دستور دادن می کند)اینجا گفته شده حس جایگزین عقل میشودولی قبلا گفتیم حس اولین نقطه شروع کننده قوه عقل است!! در ذهن من این جا تناقص دارد،چرا..؟

همسفر افسانه:گفته می شود،بعضی مواقع حس میآید وجای عقل را می گیرد.مثلا می خواهم نوه ام راببوسم،یکدفعه بدون فذمان عقل او را می بوسم واین جا اشکال ندارد.اما اگرحس مادری مرا وادار کندبیش از اندازه به فرزندم محبت کنم،این جا حس کارش را درست انجام نمیدهد.

همسفر حکمت:من فکر میکنم اینجا باید تفاوت حس ونفس باز شود.در کل نور وصوت وحس زیر مجموعه نفس هستند وحس همان فکری هست که به ذهن میاید.

همسفرزهرا:اگر من خوب تزکیه وپالایش بشوم،حس م هم خوب کار می کند.

همسفر نسیم:در سی دی یگفته می شود که حس بعضی مواقع جایگزین عقل می شود ولی نفس اختیار عقل را به دست می گیرد که این کار را بکن ویا نکن.

همسفر پریوش:زمانی که زمانی که از قوانیین پیروی می کنیم،حس هم قوی می شودوفرمان درست هم می دهد.حالا گفته می شود که باز هم بعد از پیروی از فرمان حس،باز فکر کنیم وکه تصمیم درست گرفته ویانه.اگر حس درست جایگزین عقل باشد خوب است ونه حس حسادت وتنفر و....

همسفر نسیم:حس از اطلاعاتی که به دست ما می رسد ،میاید.حالا اگر اطلاعات درست باشد،حس مثبت وفرمان عقل درست انجام می شود وبرعکس هم می شود.هر چه قدر که بیشتر تزکیه وپالایش شوم،بهتر می توانم بفهمم که حس درست می گوید ویا اشتباه.

س همسفر وجیهه:یک قسمت سی دی گفته شده حفره ها بایدباز شوند،منظورازحفره چیست؟

ج همسفر پریوش:کسانی که حرف بقیه را قبول ندارند،هنوز اندیشه آنها پذیرش مسیر درست را ندارد.باید آنها را به حال خودشان رها کنیم تا اینکه وقتش برسد واینقدر از سختی ها باید بگذرند تا حفره هایی درونی آنها باز شود ورحمت خداوند شامل آنها بگردد.

ج همسفراکرم:ما یک آشنایی داشتم که مصرف کننده بود وهر چه به او می گفتیم که به کنگره بیاید نمی امد.حالا که دید مسافر من اینقدر راحت مواد را با کنگره کنا ر گذاشت،تازه را ه بر ایش باز شده وبه کنگره میآید.وقتی فرد پذیرا نیست باید رها شود تا خودش اقدام به خواسته اش کند،

ج همسفر محبوبه:به نظر من حفره باز شدن یک در،نمایان شن یک راه یا مسیر برای فرد است ،حالا به فراخور مشکلی که دارداعتیاد،بیماری ویا هر مشکلی و باز شدن این در از طریق الهام والقا ،زمانش که برسد صورت می گیرد.البته پس از نمایان شدن راه بنا نیست اتفاق عظیمی برای ما بیفتد بلکه نوع دید ونگاه ما با کسب  دانایی عوض می کند وبه خواسته یمان میرسیم. مثلا باز شدن راه کنگره که دید ونگاه ما را تغییر داد نه اینکه اتفاق خاصی در زندگیم افتاده باشد.

 ج همسفر افسانه:حفره ها زمانش که برسد،باز می شود.مسافر من حدود پنج سال بود که به کنگره می آمد ومن نمی آمدم.همیشه من را تشویق به آمدن می کرد،سی دی ها را گوش می کردم ولی هنوز به نظر خودم زمانش نرسیده بود.حالا دوسالی است که به کنگره می آیم،چون حفرهای درونی من باز شد وکنگره را پذیرا شدم.

همسفر بهار:چقدر از آمدن به اینجا راضی هستید..؟

همسفر افسانه:خیلی عالی بوده است .فهمیدم هر چیزی حکمتی دارد وهر اتفاقی رازی پشتش نهفته است.فهمیدن این موضوعات که درکنگره یاد می گیریم را خیلی افرادهنوز نمیتواند درک کنند.

همسفر بهار:اتفاقتی پشت پرده می افتد که ما از آن بی خبریم ونمی بینیم.باید یک مسائلی اتفاق بیفتد تا روی فرد اثر بگذارد.مسافر من بعد از سه سال تازه انگار پیام کنگره را دریافت کرده است و علاقمند شده است.اینکه گفته می شود خواست وفرمان ،خیلی مهم است که هم من بخواهم وهم خداوند فرمان باز شدن حفرها را بدهد.طبق مشارکت یکی از همسفران،ما هم وجودمان پراز سم است وباید سم زدایی شویم . وجود من پر از استرس،نا آرامی و.. شده است وهمه اینها برای ما پرده وحجابی ایجاد می کنند که باعث بسته شدن حفرهایمان می شود. من باید فکر کنم که وجودم چقدر لز سم پر شده است!!!چه قدر برای خودم حجاب ایجاد کردم!!من که به کنگره می آیم آیا توانسته ام خودم را سم زدایی کنم ویا فقط می آیم ومی روم!!!

همسفر افسانه:من فکر می کنم کسانی که برگشت خورده اند راه را پیدا کرده اند ولی هنوز حفره ها بسته های آنان باز نشده است.

خانم راضیه:آقای مهندس می گویند :کسانی که نمی دانند که  نمی توان بر آنها خرده گرفت ولی کسانی که به آگاهی برسند وباز هم به کارهای قبلی ادامه دهند وای بر احوالشان.در ادامه سی هم گفته می شود که سابقون از بقیه سبقت می گیرند وخمر بالایی دارند وبا حس پنج گانه صور پنهان مسائل را می ببینند.اما نمی توانند مسائل را برای همه باز گو کنند چون هم در معرض سوالات زیاد قرار می گیرند وهم به آنها برچسب زده می شود.البته اگر همه افراد خمر بالایی داشتند خداوند از طریق الهام مسائل پشت پرده را برای آنها بازگو می کرد ونیاز به هدایت نداشتند. ما نباید وقتمان را بیهوده تلف کنیم واز هر لحظه استفاده کنیم و با خودمان فکر کنیم ببینیم که جز کدام دسته از گروه بندی خداوند هستیم...؟

هفته آینده سی دی یاران ووادی دوم

 در پناه حق باشید



تاریخ : چهارشنبه 6 بهمن 1395 | 11:43 ق.ظ | نویسنده : همسفر محبوبه | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران