تبلیغات
 همسفران نور - وادی سیزده


*به نام قدرت مطلق*

امروز19/7/95لژیون همسفران نور به استادی خانم فاطمه عزیز وجمعی از همسفران ،با دستور جلسه ادامه وادی سیزده شروع به فعالیت نمود.

یه وقت یک مشکل کوچکی داریم ولی با نوع برخورد مان،صد تا مشکل دیگر بوجود می آوریم.مثلا آقای خانه نان نخریده وسر سفره نان نداریم.الان مشکل نداشتن نان است،اما این را رها می کنیم وفقط داد وبیداد می کنیم که چرا نان نخریده ای ومشکلات بیشری را بوجود می آوریم. بعضی مواقع هم اینقدر این مشکلات زیاد می شود که ......در موقع بروز مشکل باید به دنبال راه حل آن باشم وحل کنم نه اینکه به ان دامن بزنم.

*به نام قدرت مطلق*

امروز19/7/95لژیون همسفران نور به استادی خانم فاطمه عزیز وجمعی از همسفران ،با دستور جلسه ادامه وادی سیزده شروع به فعالیت نمود.

درابتدا استاد؛ کمکهای مالی  اعضای کنگره را درهفته لژیون مالی وگل ریزان اعضا را مورد تحسین قرار دادند.ایشان برای خود وبقیه آرزو کردند که همیشه به کنگره وصل باشند وهم آموزش ببینند وهم خدمت کنند.

خانم فاطمه ادامه دادند که اگرما یک ریال را باآگاهی وشعورببخشیم، صدبرابرش برکت به زندگیمان برمی گردد.خداوند دری برای ما باز کرده که همین کنگره است؛اگر بخواهیم در این جا به آرامش وخوشبختی واقعی می رسیم.خوشبختی به پول زیاد ،موقعیت عالی،شغل خوب و...نیست، خوشبختی یعنی اینکه از داشته هایت،هر چه که باشد لذت ببری.شاید خیلی از مسائل که از دید بقیه افراد مشکل سختی می باشد،اگر دیدم را عوض کنم در کنارش من لذت میبرم ورشد میکنم.این خوشبختی واقعی است که با کمک خداوند وتلاش خودمان می توانیم به آن برسیم.اگر حقیقت کنگره را درک کنیم،حاضر نیستیم با هیچ کجا عوضش کنیم.

همسفر حکمت:مصرف کنندها ثابت کردند که حتی خیلی بهتر از افراد معمولی،بخشش دارند وخدا را شکر اتفاقاتی که برای مصرف کنندها در کنگره اتفاق داده است باعث شده دید مردم نسبت به تنها عوض شود.

خانم فاطمه:ان شاالله تمام این بخشش ها از روی آگاهی باشد نه اینکه جوگیر شویم.بخشش همراه با علم وایمان .

موضوع دیگر اینکه ما درهفته به غیر از سی دی لژیون،باید سی دی هفته که نشریات هر هفته ازتهران می آورند، خریداری کنیم وگوش دهیم.شاید جواب سوال یا مشکل من در همان سی دی باشد.هر چه بیشتر سی دی گوش کنیم،آرام تر میشویم،در نتیجه دریافتمان بیشتر میشود.

ادامه وادی سیزده

صفحه 138:بایستی با جستجو علم را یافت....خانم فاطمه:اینجا انسان را به یک شهر تشبیه کرده که وقتی یک کار ضد ارزشی میکند(خشم، کینه،حسادت، دروغ،غیبت،...)شهر،آسانش تیره وتار می شود ودرهای آسمان بسته می شود.یعنی من انسان امواج وافکار مثبت را دریافت نمی کنم.

ادامه کتاب صفحه 140:جانشین دست خود را بالا می برد....خانم فاطمه:داستان چوپانی از دست داده یعنی انسانی که خودش را گم کرده ویک مشکلی برایش پیش آمده است.حالا اگر نوای نی که فرمانها والهامات الهی است را نشنود،روز به روز بیشتر گرفتار می شود ومشکلاتش بیشتر می شود.حالا چرا این اتفاق می افتد...؟نی نوازانی که در نی خود پوشال ریخته اند ؛منظور کسانی که متصدی یک جایی هستند ویک مسولیت بزرگی دارند،اما به جای اینکه مردم را هدایت کنند،منافع خود را در نظر می گیرند.خودشان اینقدر گناه می کنند که اصلا نوری ندارند ،چه برسد که بخواهند به بقیه نور هم بدهند......مثل کشتارهای جمعی که امروزه به نام اسلام انجام می دهند.

ادامه کتاب،صفحه140:دراین هنگام ناگهان جرقه ای....خانم فاطمه:منظور از نقطه سیاه من هستم، منی که سرتا پا در ضد ارزش فرو رفته ام.حالا برای این نقطه تاریک از آسمان جرقه ای می زند که برای ما همین کنگره است. حالا هر چه جلو تر می رویم،آگاه تر می شویم وافکارمان روشن تر می شود. اما لازمه این تغییر،حرکت خود من هم هست، تا زمانیکه از سیاهی ها دور شوم.(دفها شروع به نواختن می کنند...)منظور حال خوشی هست که به ما دست می دهد.

ادامه کتاب:قلم فرمان به نوشتن می گیرد.....این جا منظور کسانی که از این بند رها شده اند وبه بقیه کمک می کنند،مانند کمک راهنماها. چرا اینقدر کمک راهنماها به رهجوهای خود تاکید می کنند که کمک راهنما بشوند..؟چون کمک را هنمایی خود ،جزئی از پروسه درمان است وشیرینی خودش را دارد.شرابیست که خود نوشید ه اند،شیرین بوده وحالا به بقیه توصیه می کنند.

ادامه کتاب:ص141:به هر حال بازی زندگی توسط معمار بزرگ....این که انسان یک مقطعی در تاریکی است وبعد به روشنایی می رسد،طراحی خداوند است.خداوند به انسان اختیار داده تا خودش مسیرش را انتخاب کند. حالا از قوه به فعل در اوریم یعنی چه...؟

همسفرمحبوبه:یعنی ازسکون درآییم وحرکت کنیم،اگر چیزی را یاد گرفتیم،به مرحله عمل برسانیم.

خانم فاطمه:این یک تعبیر است وتعبیر دیگر این که همه توانایی ها وعلوم ودانش ها در درون من نهادینه شده است،باید آنها را بشناسم وبه مرحله عمل درآورم.این کارآسانی نیست،اما ممکن است.

دور گردان گر دو روزی برمراد ما نرفت   

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

منظور از این بیت:اینکه اگر چهار  روزی از این دنیا به میل من نیست، ناراحت نباشم  بچه ام مشکل دارد،شوهرم اعتیاد دارد،مشکل مالی دارم و....زمان می گذرد ومشکلات هم تما م می شود،من حواسم به خودم باشد که هر مشکل چه درسی برایم دارد...!!!

ادامه کتاب ص142:نقطه؛شروع وپایان یک دروه است.....خانم فاطمه:منظور از کلیه حرکتهای ما: روزانه تمام برخورد ها ی ما با محیط اطرافمان ، شاید یک حرکت باشد،با یک برخورد ویک پیام شاید یک مسیر طولانی برای ما شروع شود،حالا مسیر راست یا کج، مثل آمدن ما به کنگره که با گرفتن پیام از شخص شروع شد. حالا این منم که باید تفکر کنم وبدانم چه خط ومسیری را می خواهم انتخاب کنم.. البته خطهایی که در زندگی داریم ودوستشان نداریم را می توانیم تغییر دهیم، به شرط اینکه اول تفکر وبعد تلاش وکوشش کنیم. ازسختی پروایی نداشته باشیم،اگر در مسیر مستقیم قدم می گذاریم ومجبور می شویم سختی هایی را تحمل کنیم،یا اینکه از یک سری خواسته هایمان بگذریم؛ حتی معقول، نترسیم وحرکت کنبم.

ادامه کتاب:ص143،به عبارتی ؛پیدا کردن راه حل مهمتر از خود مشکل می باشد.....خانم فاطمه: یه وقت یک مشکل کوچکی داریم ولی با نوع برخورد مان،صد تا مشکل دیگر بوجود می آوریم.مثلا آقای خانه نان نخریده وسر سفره نان نداریم.الان مشکل نداشتن نان است،اما این را رها می کنیم وفقط داد وبیداد می کنیم که چرا نان نخریده ای ومشکلات بیشری را بوجود می آوریم. بعضی مواقع هم اینقدر این مشکلات زیاد می شود که ......در موقع بروز مشکل باید به دنبال راه حل آن باشم وحل کنم نه اینکه به ان دامن بزنم.

همسفر زهرا ج:من همیشه به جای این که مشکلم را حل کنم، آن را کنا رمی گذارم واین منجر به زیاد شدن مشکلا ت می شود.به تازگی متوجه شدم که اگر مسائل  وگره های کوچک را حل نکنم،چه بسا بزرگ بزرگتر می شوند وشاید از همین نان گرفتن ساده شروع شود.

خانم فاطمه:آدمهای جاهل همیشه بدترین راه را برای بازکرده گره هایشان انتخاب می کنند. شاید یک مقطعی خودم را به آن در بزنم ومشکل را کنار بزنم،اما تا حل نشود در زندگی من هست ودر دیگر کارهایم وقفه ایجاد میکند.یک بچه اگر صد بار هم زمین بخورد باید راه رفتن را خودش یاد بگیرد ومادر نمی تواند او را به زور راه ببرد. یا بزرگتر که میشوند باید یا مسولیتهایشان آشنا شوند وبدانند برای زندگی ،باید تلاش کنند،البته نحوه خواستن وگفتن من مادر هم خیلی مهم است.اگر مثلا همان نان را می خواهیم ؛با دانایی، با لحنی درست، با محبت، با حس خوب، با کیاست وسیاست به آنها بگوییم.  حالا فرقی نمی کند بچه باشد ویا همسرمان، با نوع برخورد وحرف زدمان ،مشکلات را چند برابر نکیم ودرصدد حل آنها بر آییم. اگر یک جمله را بچرخانیم،همه چیز درست میشود.

همسفر محبوبه:آقای امین در سی دی خانواده ذکر می کنند که یک موقع مشکلی در خانواده رخ می دهد وطرف مقابل شروع به داد وبیداد می کند.درسته اینجا حق با من است ولی من می توانم دو رفتار از خودم نشان بدهم ؛یا اینکه از حقم دفاع کنم وحرفم را به کرسی بنشانم وایراداتش را به بگویم.یا اینکه ابتدا سعی کنم او را آرام کنم.از خودم بگذرم واو را درک کنم.بدانم وقتی اینقدر عصبی وپرخاشگر است ،پس درونش آتش است،اول سعی کنم آتش را خاموش کنم وبعد موضوع را بررسی کنم.این از خود گذشتن؛همان عشق واقعی است.

خانم فاطمه: اگر در یک مقطعی شرایط اقتصادی خانه به هم ریخته است،خانمها چون کم طاقت ترند، سریع در صدد کار اقتصادی بر می آیند تا خانه لنگ نماند ویا چیزهای بهتری بتوانند فراهم کنند،این خوب است که من مقطعی کمک خرج آقا باشم ولی اولا ؛ طلب کار نباشم ومنت نگذارم ،چون خودم خواستم .دوما؛ حواسم باشد جایگاه من ومرد خانه عوض نشود.وظیفه آقایان امرار معاش خانه است،حتی اگر کم باشد.... خداوند رزاق خانواده من است، شاید برخی مواقع مجبور باشیم فقط یک سیب زمینی ساده بخوریم،چه اشکالی دارد؛از آن طرف مرد خانه هم بیشتر به فکر می افتد. یا شاید هم بچه های من باید یک مقطع سخت را بگذرانند تا رشد کنند،من با مخفی کاری واذیت کردن خودم،مانع آنها نشوم. یک روز باید یک غذای ساده بخورد تا روزدیگر قدرغذای خوب را بداند!!!*

همسفر بهار:خانمها با دخالت در امور اقتصادی واین که می خواهند همه چیز عالی باشد،کم کم  جایگاه خود را از یاد می برند وشاید به آقای خانه هم  با این کار ظلم  می کنند. اگر هم خانم کار می کند بنا نیست همه در آمدش را صرف خانه کند وباید یک مقدارش همیشه پس انداز بماند.

یک همسفر:اصلا شاید همین زندگی اعتیاد ،برای بچه من باعث رشد است ومن با مخفی کاری مانع رشد او میشوم//!

خانم فاطمه:درست است،اما ماباید به سن بچه وظرفیتش هم نگاه کنیم واینکه  چه مسائلی  را برایش بازگو کنیم واین بستگی به قدرت تشخیص من دارد.ما نباید به همه خواسته های فرزندمان پاسخ مثبت دهیم. در مسائل ومشکلات مالی ،اگر بچه چیزی می خواهد ،سریع نیاید برایش فراهم کنیم،از ان طرف هم نگوییم نمی توانم ،چون این خود القا یک فکر منفی است،بگوییم صبر کن؛تا شش ماه آینده می توانیم فلان چیز را بخریم. این جور،هم بچه صبر را یاد می گیرد وهم ما اذیت نمی شویم وما حتما باید قناعت را به بچه هایمان یاد دهیم،البته با روش صحیح ونه با زور.

ادامه کتاب ص143:موجود یک بعدی چگونه موجودی است..؟خانم فاطمه: انسانهای یک بعدی ؛فقط روی یک موضوع تمرکز می کنند مثلا پول یا مقام یا تحصیل یا عشق و... حالا برای اینکه ما از حالت تک بعدی بیرون بیایم، باید با مثلث عقل وعشق وایمان ،خط قبلی  راتغییر دهیم .

انسان چند بعدی؛در صلح است،

برای جامعه خود مفید است.

همه انسانها را دوست دارد.

انسانها نیز او را دوست دارند.

اگر دچار مشکلی شود،قادر است آن را حل کند.

تا هفته آینده روی این موضوعات تفکر کنیم که کدام از نشانه های انسان چند بعدی را داریم..؟

هفته آینده :ادامه وادی سیزده

*آرامش ؛همنشین وجودتان*



تاریخ : شنبه 24 مهر 1395 | 01:48 ب.ظ | نویسنده : همسفر محبوبه | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران