تبلیغات
 همسفران نور - وادی دوازدهم

به نام یگانه  زیبایی آفرین جهان

در روز دوشنبه 1/6/95 لژیون همسفران نور به استادی سرکار خانم فاطمه عزیز و جمعی از همسفران  پرمهر با دستورجلسه وادی دوازدهم شروع به فعالیت نمود.

 

سرکار خانم فاطمه با بیان کلمات شیرین، کار خود را آغاز نمودند :

خداوند را شاکرم که امروزهستم و همدیگر را می بینیم و انشااالله ایام به کام شما باشد .سپس، اینکه هفته آینده لژیون خدمتگزار هستیم را یادآوری کرده و به لزوم خدمتگزاری شایسته وکارآمد اشاره کردند. وگفتند باید خدمت را بچرخانید تا همه خدمت های گوناگون را تجربه کنند.همچنین نزدیک شدن هفته مرزبانی و ایجنت را خبردادند و در مورد اهمیت قدردانی و سپاس برای رسیدن یه حال خوش و سپاس از خداوند صحبت کردند ،که باعث می شود نعمت هایی که خداوند داده را به خودیادآوری کنیم ومثبت نگری را یاد می دهد.

خانم محبوبه سوال کردند:قبلا گفتیم که نباید تعریف کنیم .آیا تعریف وتشویق فرق می کند؟اگر بخواهیم بچه ایی را به خاطرکار درستی که انجام داده است تشویق کنیم ،چگونه و به چه صورت باشد ؟

خانم فاطمه :

یکی از بزرگان کنگره می گویند ،وقتی از کسی تعریف می کنی ،گویی که داری ذبحش می کنی یعنی اورا می کشی ،چرا؟چون ممکن است کسی را که مورد تعریف قرار می دهید دچار منیت شود و با خود بگوید پس کار من خیلی درسته و همین تفکر منیت که در ذهنش افتد باعث سقوط وی شود .کنگره مخالف تعریف کردن است .گفته شده که در تولد ها هم که از شخص صحبت می شود اینگونه است که تغییراتی که شخص به نسبت قبل نموده است را باز گو می کنیم . در مورد بچه ها هم باید خوبی های آنها را به خود آنها گفت آن هم در اندازه ایی که هست و نه در جمع افراد ،چرا که دچار منیت خواهد شد اما اگر بچه کوچکی مثلا زیر هفت سال باشد برای اینکه ویژگی دراو یا صفتی (عادت مسواک زدن و...) در اوحک شود ،ایرادی نیست .بنابراین باید دید بچه در چه سنی ،در چه جایی و این که آیا چیزی برای تشویق وتعریف هست ،آن موقع عمل تعریف انجام شود.

خانم مهین:زمانی که وارد لژیون مالی شدم ،به حالتی رسیدم که می گویند انفجار حس ،وقتی ظرفیت انرا نداشته باشید و دیگران از شما تعریف کنند یک احساس خود بزرگ بینی ،منیت ،اینکه بهتر از همه می دانم و می فهمم اتفاق می افتد .خانم مرجان در لژیون گفتند وقتی استاد می شوی وآن بالا می نشینی متوجه می شوی که چه کسی با موج مثبت و چه کسی با موج منفی حرف می زند .اکنون که از بزرگان کنگره یادگرفتم که اگر ظرفیت را بالاببری وپذیرش که گرفتی ،توانستی به تعادل برسی و خودت شاد و سرخوش شدی ،حالا دیگران چه تعریف بکنند و چه تعریف نکنند به حالت فرقی نمی کند. پس حس تو به خودت بستگی دارد و به تعریف وتمجید کاری ندارد. تعریف هر جایی باشد باید حد واندازه داشته باشد.

خلاصه قسمتی ازوادی دوازدهم از  هفته قبل :این وادی با عنوان "دراخر امر ،امر اول ،اجرا می شود"آغاز می گردد.اعلام جانشینی درجهان خاکی را خبر می دهد .انسان، جانشینی با اختیارات کامل برسرنوشتش.چگونگی پیدایش جهان خاکی و اینکه انسان خلقی است که صور پنهان او از عالم امر خلق شده است را شرح می دهد.برای رسیدن به خواسته ها بایستی زمان را در نظر داشت .زمان از ترکیب مکان متحرک وفضا بوجود امد . معجزه زمان تغییراست یعنی برای بوجود امدن تغییر ،گذشت زمان لازم تا کاری که باید انجام شود صورت گیرد.

خانم فاطمه :

یادگرفتیم که برای رسیدن به هر چیزی زمان لازم است .باید زمانی سپری شود و تمام نیروها بکار گرفته شود تا انجام شود ان کاری که باید انجام شود.تغییرات انسان یکمرتبه روی نمی دهد در وادی دوازده می گوییم امر اول در اخر امر اجرا می شود یعنی برای هر خواسته و امر وهدف ونیتی باید پارامتر زمان را در نظر بگیریم و هر کجا زمان را حذف کنید، دچار مشکل می شویم.بخصوص در تربیت انسان ، که برای تزکیه وپالایش اخلاق نمی شود یک دفعه کاری کرد .مثلا نمی شود یک شبه از یک آدم دروغگو یک آدم راستگو ساخت و یا از یک آدم مصرف کننده آدمی سالم تحویل دهیم.باید زمان بگذاریم.آقای مهندس می گویند:" برای این که یک آدم افسرده،آدمی سالم وشاد بشود؛باید در سه مقوله تغییر کند ،اول تغییر نگرش نسبت به خودش ،دوم تغییر نگرش نسبت به خانواده و سوم تغییر نگرش  نسبت به اجتماع (جامعه).در غیر اینصورت افسردگی او درمان نخواهد شد.

نیروهای تخریبی یعنی نیروهایی که بازدارنده و خراب کننده هستند،از چه چیز باز می دارند ؟از حرکت به سمت روشنایی ،چه کسی راباز می دارند ؟انسان را.نیروها دو قسمت می شوند : نیروی روشنایی و نیروی تاریکی که هر دو دارای قدرت یکسانی هستند.ستم کاران ،پیمان شکن ها مصرف کننده های مواد مخدر و الکل و....جز نیروهای تاریکی هستند و راستگویان صالحین وصدیقین و...جز نیروهای روشنایی هستند .

 

خانم مهین :در صورتی که مجبور باشیم سخن شخصی را به شخص دیگری انتقال دهیم و در قسمت تاریکی قرار می گیریم ،آیا این عمل غیبت و قضاوت است یا نه انتقال حرف است؟

خانم فاطمه :زمانی که از شخصی بد می گوییم غیبت است و زمانی که در مورد کسی حکم صادر می کنیم ویا برچسبی می زنیم قضاوت است .حال شما باید ببینید ،اگر در صحبت خود برچسب زدید و یا بدگویی کردید ،قضاوت وغیبت است در غیر اینصورت اگر عیناًحرف منتقل کنید ،فقط نقل قول غیر مستقیم یا همان انتقال سخن  است .

گفته می شود ،کسی که به کنگره می آید سرش به کار خود باشد و اجازه دارد با افرادی چون مرزبان ،راهنما و در کل کسانی که بیشتر از او می دانند مشورت کند ،چرا؟چون اگر یک حال خراب کنار حال خراب دیگری بنشیند ،هیچ درمانی رخ نمی دهد .ولی اگر حالم بد است کنار کسی که بهتر از خودم هست بنشینم خیلی زودتر بهترمی شوم که یادآور همان کمال همنشین در من اثر کرد می باشد و این  از طریق نیروی القاء اتفاق می افتد.آموزش های کنگره سینه به سینه و چهره به چهره است .همه آن از طریق القاء است.

خانم حکمت :گفته شده که اگر فرد بتواند بر نیروهای تخریبی غلبه کند ،بلافاصله نیروهای القاء،احیاءو تحرک به کمکش می آیند.اگر نتواند چه می شود؟

خانم فاطمه:

کسی که به کنگره می آید  می خواهد تغییر رویه دهد اما نیروهای تخریبی نمی گذارند و هر بار به یک شکل ظاهر می شوند،پس بستگی به خواسته و تلاش فرد دارد و در ضمن اذن خداوند نیز مطرح است.

نقش نیروهای بازدارنده نقش مکمل است ،نمی شود که نباشد یا حذف شود .هر چیزی بر مبنای ضد ش قابل تشخیص است.

خانم محبوبه:

در کتاب ادموند وهلیا به خوبی درک می کنیم که وقتی انسان در بهشت است ،ادموند مضمون چیزی را نمی داند و در یک مسیر تعیین شده است و همه خوبی است و به همه چیز چشم می گوید .ساکنین می بینند که خیلی همه چیز یکنواخت و ساکن و طبق عادت است .پس خداوند برنامه ریزی می کند و جن وروح را اظهار می نماید و  به ادموندمی گوید این ها کنار تو هستندو هر دو حرف می زنند ولی توبا اختیار می توانی انتخاب کنی.پس خوبی وبدی کنار هم هستند این ما هستیم که انتخاب می کنیم .

خانم فاطمه:

اگر قرار باشدانسان همیشه خوب باشد چه ارزشی داردواگر نیروی بدی نباشد،انسان شبیه رباط می شود.مفهوم عشق را کسی می فهمد که از تنفر گذشته باشدو کسی تواضع را درک می کند که تکبر را تجربه کرده باشد.

خانم فرح:

می گویید عشق وزشتی باید باشد،تنفر باید باشد تا عشق فهمیده شود و یک گروه آدم در تاریکی و ضدارزش قرار می گیرند، اگر این ها باید باشند چرا این افراد مورد بازخواست قرار می گیرند؟

خانم فاطمه :

کسی که در مسیر ضد ارزش وارد می شود خودش در این راه قرارگرفته است .  اینقدر در مسیر اشتباه می رود تا وقتی نیروی تاریکی به روشنایی برسدو به جایی می رسد که هر چه قدرت مطلق گفت می گوید چشم ولی این چشم گفتن با چشم گفتن نا آگاهانه  قبلی فرق می کند.پس باید این آموزش ها برای من اتفاق بیفتد تا به نقطه تفاهم برسم.

خانم زهرا:

 برای من همیشه سوال بود که چرا برخی افراد که در مسیر ضد ارزش ها مانند غیبت کردن و بدی نمودن وغیره هستند،بااین حال زندگی خوبی دارند .اما با آمدنم به کنگره و فهمیدن اینکه هر انسانی دارای صور پنهان است با خوم گفتم من از کجا می دانم که این شخص  چه موقع می دانند نقطه شروع برای او باشد.بنابراین دست از گیر دادن برداشتم و جواب خود رایافتم.

خانم بهار :

ما به لحاظ ذهنیتی که داریم ،دورانی که گذراندیم و آدم هایی که برخوردکردیم ،فکر می کنیم یکی باید الگوی خوبی باشد و یکی الگوی بدی .نیروها دو دسته شدند و در حال عضوگیری هستند و هرکس بنا به حس وحال خودش در یک گروه قرار می گیرد.راه ها بازند ،نیروها هم هستند این من هستم که انتخاب می کنم به کدام سمت بروم .

خانم فاطمه :

خداوند از طریق پیامبران قوانین را می فرستد و می گوید ای انسان! ببین تو انسانی با جسم خاکی که می خواهی در جهان خاکی زندگی کنی ،برای زندگی بهتر باید این قوانین را رعایت کنی وگرنه در صورت عدم اجرای قوانین ،طبق قوانین سیسستم مجازت می شوی و به رنج می افتی .پس خداوند مجازات خاصی برای بنده خود تعیین نمی کند.

نیروهای تخریبی را خداوند خواسته خلق کند اما چگونه آدم ها تغییر می کنند؟

از طریق نیروی الهام والقاءو باز می گوید در هر گروهی می خواهی برو اما باید بهایش را بپردازی .

خانم فاطمه :

هر جز از هستی علاقمند است هر چه را می داند ،  به همنام خودش القا ءنماید یعنی چه ؟

یعنی اینکه مثلاًآدم دروغگو دوست دارد همه را دروغگو کند .یایک آدم مصرف کننده می خواهد دیگران را مثل خود کند.مثال مسافر وهمسفر ،که اگر همسفر منفی باشد نمی تواند روی مسافر اثر مثبت گذارد ،باید بیایید حس وموج خود را مثبت کند تا بتواند بر حس منفی مسافر غلبه نماید و روی او اثر مثبت گذارد. وقتی من بخواهم برایم فراهم می شود.

بزرگترین احیا ءکنند قدرت مطلق است .آدم هایی که در تاریکی فرو رفته اند مرده هساتند برای همین از کلمه احیاءبه معنی زنده کردن استفاده نمودند.

حرکت مهم است اما جهت جرکت نیز بسیار اهمیت دارد.پس باید جهت حرکت رابشناسیم که به  سمت

ارزش هاهست یانه.الهام والقاءبه دست آسمانی است و نیروی احیاءدر زمین وآسمان کمک می کند تا در جهت مثبت قرارگیریم اما در نهایت خود انسان باید عمل کند تا نتیجه بگیرد.

انسان سرخودش کلاه می گذارد یعنی چه ؟

برای اینکه وجدان درد نگیریم برای اعمال ناپسند خود توجیهی پیدا می کنیم ،که نوعی کلاه سر خود گذاشتن است.

"هفته آینده سی دی تغذیه"

 

                                                                                   "در پناه حق"



تاریخ : دوشنبه 8 شهریور 1395 | 01:24 ق.ظ | نویسنده : همسفر حکمت | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران