تبلیغات
 همسفران نور - سی دی هیزم شکن 2

به نام قدرت مطلق الله

در روزدوشنبه 4/5/95لژیون همسفران نور به استادی خانم فاطمه عزیز وجمعی از همسفران گل با دستور جلسه سی دی هیزم شکن 2شروع به فعالیت نمود.

آقای مهندس میگوید: اگردر یک روستای ساده هستی ودر خانه نانی می پزی،این نان را درست وبا عشق بپز تا برای بقیه مفید باشد .مهم این نیست که جراح باشی ویا معلم ویا کارگر ویایک کشاوزر ،مهم درست انجام دادن کار است.مدرک وجایگاه مهم نیست،این که وظایفم را درست انجام دهم مهم است. اگربه یک نفر بله دادم وهمسرشدم،باید وظایف همسریم را با عشق انجام دهم.کاری نداشته باشم که او اعتیاد دارد ویا فلان مشکل را...مدام مشکلش را به رخش نکشم . اگرمی خواهم بچه بیا ورم ومادر شوم،باید وظایفم را با عشق انجام بدهم

به نام قدرت مطلق الله

در روزدوشنبه 4/5/95لژیون همسفران نور به استادی خانم فاطمه عزیز وجمعی از همسفران گل با دستور جلسه سی دی هیزم شکن 2شروع به فعالیت نمود.

در ابتدا خانم فاطمه از اعضای لژیون خواستند که اگر می توانند دروبلاگ لژیون همکاری داشته باشند وما را یاری دهند.

از کسانی هم که در امتحان شرکت کردند تشکر نمودند وگفتند: هر کس نمره خوبی می گیرد ،از نظر نیروهای درون به تعادل رسیده است که میتواند خوب بخواند وخوب هم بنویسد.

سی دی هیزم شکن

همسفراکرم:درسی دی آقای مهندس می گویند:انسانهایی که به مقام می رسند،این نیست که کارهای عجیب وغریب انجام دهند ویا وسایلشان را عوض کنند.اگر این جور باشد،حالشان خوب نیست وبه اصل موضوع پی نبردند.مهم این نیست که شغل انسان چه چیز باشد،مهم این است که کارش را خوب انجام دهد.مثلا یک پزشک جراح می تواند کارش را به بد ترین شکل انجام دهد ویا یک باغبان می تواند به بهترین نحو باغش را نگهداری کند. حالا در کنگره هم همین طوراست؛ مهم این نیست که در چه قسمتی خدمت می کنیم،مهم نحوه انجام خدمت است.کسی که سفر اولی باید مرتب بیاید، پیرو را هنما باشد،سی دی گوش کند وعمل کندودر کل قوانین را درست انجام دهد .چه بسا شاگرد خوب بهتر از استاد بی نظم باشد..!

س خانم فاطمه:برداشت شما از این قسمت در مورد خودتان چیست..؟

ج همسفر اکرم: اینکه اگرآشپزی می کنم ،درست غذا بپزم،به فرزندم نظم را یاد بدهم،اگر به کنگره می آیم،مرتب باشم وسی دی گوش کنم .همه اینها من را به تعادل می رسانند،چه بسا من در این مدت واقعا تغییرات خوبی را درخودم مشاهده کرده ام.

ج همسفر افسانه:کلا وظیفه ای که به عهده داریم را درست انجام دهیم،حالا هر کجا که باشد.در خانه برای مسافر وبچه هایمان ودر بیرون خانه،از کاری که می کنیم لذت ببریم، نه اینکه درونمان طوفانی باشد وظاهرمان را خوب نگه داریم.

ج همسفر حکمت:ما در هر جایگاهی که هستیم،کارمان را به نحو درست انجام بدهیم نه اینکه دائم غر بزنیم واز بقیه ایراد بگیریم.

ج همسفر وجیهه:وقتی وارد کنگره می شویم،بعد از مدتی جایگاهایمان عوض می شود.مثلا از سفر اول به سفر دوم می رویم.این موضوع نباید باعث شود که رفتار من تغییرمنفی کند،خصوصا در مقابل مسافر، بلکه باید بیشتر اورا درک کنم ،غر نزنم وبا محبت تر از قبل بشوم.

خانم فاطمه:در سی دی هیزم شکن 1گفتیم که هیزم شکن  بعد از اینکه استاد شد وآگاهی او بالا رفت؛ بازهم به همان کار خود ادامه داد.اما این بار کارش را با انگیزه ولذت بیشترانجام می داد.این به ما نشان می دهد که اگر به جایگاه بالاتری می رسیم،خودمان را گم نکنیم واتنظار بی جا مثل تایید واحترام وآقا وخانم از بقیه نداشته باشیم.درخت هر چه پر بار تر،سر به زیرتر است.حالا هر چه بارم بیشتر بشود ،یعنی چی..؟یعنی علم وآگاهی من بالاتر برود. در این حالت باید چه در خانواده وچه در اجتماع متواضع تروافتاده شوم. اولین کسی که باید منیت ما جلوی او درست شود،مسافرمان است.منی که همیشه فکر می کردم مسافرم چون مصرف کننده است،چیزی را درک نمی کند،بچه را نمی فهمد،مسائل مالی را نمی فهمد،از مشکلات خانه سر در نمی آورد وبه این بهانه ها او را سرزنش می کردم.

آقای مهندس میگوید: اگردر یک روستای ساده هستی ودر خانه نانی می پزی،این نان را درست وبا عشق بپز تا برای بقیه مفید باشد .مهم این نیست که جراح باشی ویا معلم ویا کارگر ویایک کشاوزر ،مهم درست انجام دادن کار است.مدرک وجایگاه مهم نیست،این که وظایفم را درست انجام دهم مهم است. اگربه یک نفر بله دادم وهمسرشدم،باید وظایف همسریم را با عشق انجام دهم.کاری نداشته باشم که او اعتیاد دارد ویا فلان مشکل را...مدام مشکلش را به رخش نکشم . اگرمی خواهم بچه بیا ورم ومادر شوم،باید وظایفم را با عشق انجام بدهم. من مادر یه موقعی وظایفم را درست انجام ندادم ویا بلد نبودم و حالش را نداشتم از کسی یاد بگیرم یا اصلا درست انجام دادم ولی از روی عشق نبوده وفقط می خواستم از خودم رفع تکلیف کنم، حالا بچه بزرگ شده وپرخاشگر شده ویا اعتیاد پیدا کرده و... دائم تو سرم میزنم که چرا این جور شد...؟

مثال دیگه اینکه دارم آشپزی می کنم،وقت هم میگذارم، آشپزی می کنم،سفره آن چنانی می چینم، ولی از سر تکلیف، این جاست که کسی از طعم غذا خیلی لذت نمیبرد.اما اگر همین آشپزی را اکسیر عشق داخلش کنیم،ان وقت لذت بخش ترین غذا برای خانواده ام میشود.

آقای مهندس می گویند :اگردرهر کاری که میکنیم،اکسیر عشق باشد،اثر خودش را می گذارد.اگر من راهنما صحبتی برای شما بکنم ولی با عشق ومحبت نباشد،آن وقت یک نفر هم در لژیون نمی ماند. البته رسیدن به این نقطه از عشق مشکل است،ولی در انتها شیرینی زیادی دارد. مثلا خود من قبلا آشپزی را از سر تکلیف  انجام می دادم ولی خدا را شکر چند مدتی است که با لذت آشپزی می کنم وواقعا دوست دارم که خانواده ام لذت ببرند.این حس عشق مخصوصا باید برای مسافرم باشد. مقصود تویی کعبه وبت خانه بهانه

اعتیاد مسافر بهانه ای شده که شاید وظایف همسری ام را درست انجام دهم،نه با سرزنش وحال بدی.اگر من را سرزنش می کند،مرا اذیت می کند،حالا با رفتار ویا گفتارش،من با محبت کار خودم را ادامه دهم.در ادامه آثارش رامیبینم ودر ادامه زندگی من؛ کن فیکون می شود.اگر هم تغییری حاصل نشد،من عوض شده ام ودیگر از همه چیز لذت می برم،حتی از بدیها...!

همسفراکرم:درادامه سی دی آقای مهندس می گویند:ما دربرخی ازعلوم پیشرفت کرده ایم ولی در پزشکی هنوز مجهولات زیادی داریم.مثل اعتیاد که خیلی از مردم باور دارند که اعتیاد درمان ندارد.

س خانم فاطمه:تعریف آقای مهندس از اعتیاد چیست..؟

ج همسفر اکرم:عدم تعادل در بیوشیمی بدن. کسانی که به روش غیر از کنگره ترک مواد میکنند،به محض دیدن مواد ،دست وپایشان می لرزد.

خانم فاطمه:کسانی که مواد را به غیر از روش دی اس تی ترک میکنند،در تشخیص مشکل دارند. فکر میکنند اگر فرد مواد نکشد،مشکش حل می شود.در صورتیکه اگر فرد به طور ناصحیح مواد را کنار بگذارد،دچار مشکل میشود، چون سیستم بیو شیمی او در تعادل نیست.

همسفر اکرم:ما باید درهر مشکلی ،تشخیص مان درست باشد.مثلا لوله ساختمان نشت می کند،98%کار این است که بدانی کجای لوله ها نشت کرده است و2%درست کردن لوله است.برای درمان اعتیاد هم باید ریشه کار را درست کنیم.چه بسا اگرفرد مصرف کننده را دربهترین جای دنیا ببریم وبا بهترین خوراکی وتفریحات،اما جای مواد را برای او نمی گیرد وحاضر است در گندابی باشد،اما مواد هم باشد.

خانم فاطمه:تشخیص در هر موضوع99%کار است و این که بدانیم گره کار کجاست. در درمان اعتیاد هم یک سری مصرف کنندها را به کمپ میبرند، یک سری را به تخت میبندند،یک سری را سم زدایی میکنند، اما هیچکدام نمی دانند ریشه مصرف مواد چیست. یا به یک سیگار ی میگویند به جای سیگار پسته بخر بخور.انتظار داریم فرد سریع سیگارش را کنار بگذارد،بدون این که راه حلش را بدانیم وراه صحیح درمان را.همیشه می گوییم که هیچ کس را نمی شود به کاری زور کرد. چرا..؟چون انسانها اختیار دارند.همسر من آدم خودش است ونه آدم من..!درسته چیزی که من میخواهم هم به نفع خانواده است وهم به نفع همسرم، اماهرچیزی باید ازراهش درست شود نه بازور. فکرنکنم  به اینجا می ایم،آموزش میبینم،پس حالا به مسافرم بگویم تودر جهل به سر میبری..!از چیزی سر در نمی آوری..! پس حالا باید این کار را بکنی ویا فلان کار را انجام دهی..! او خودش راهنما  ارد وهمه چیز را هم آموزش می گیرد وهم می فهمد،اما سیستم هنوز خراب است و این زمان می برد تا درست شود.چرا مصرف کننده زمانی که موادش را قطع می کند،دچار اسهال،آبریزش بینی،استخوان درد و...میشود..؟چون کل بدن او در گیر مواد بوده وحالا کل سیستم به هم ریخته است. درد خماری این قدر شدید است که هر کدام ما تحمل یک لحظه آن را نداریم.  باید  به مصرف کننده زمان بدهیم تا با روش درست درمان بشود.این که چند روزه مواد یا سیگار را کنار بگذارند،درست نیست،اگر هم دیگر مصرف نکنند،در تعادل نیستند وحال خوبی ندارند وچه بسا دوباره بازگشت کنند ویا پنهانی مصرف داشته باشند.آیا این ارزشی دارد..؟

س همسفر وجیهه:در همسایگی ما فردی است که از بچگی مشکل  روحی روانی داشت وبزرگ که شد بدتر شد.به تازگی هم مصرف شیشه پیدا کرده ودر حال حاضر در فارابی بستری است.این شخص اول باید درمان قرص کند  یا درمان شیشه..؟

ج خانم فاطمه:این فرد به خاطر عدم تعادلی که داشته روبه مصرف مواد آورده است.مواد مخدر تا مقطعی کمبود های او را جبران میکرده واو را به تعادل می رسانده.اما یک زمانی تخریبها بیشتر شده وبیماری او شدیدتر شده است.حالا در بیمارستان با داروها فقط سر پوشی روی بیماری او می گذارند وتا مدت کوتاهی هم آرام می شود ودر ادامه دوباره بیماری عود میکند. بهترین راه این است که با روش کنگره مواد وقرص را درمان کند.

همسفر وجیهه:آقای مهندس هم می گویند که در علم پزشکی کنونی مثلا سرطان،فقط با اشعه بیماری را متوقف می کنند وشاید فرد را چند سال بیشتر زنده نگه دارند،اما درمان واقعی اتفاق نمی افتد.باید در بیماری تشخیص داده شود که عضو بیمار چه چیزی کم دارد وان ماده را تامین کنند.

خانم فاطمه:  بله مثلا بیماری کلیه ویا قلبی عروقی داری،به پزشک مراجعه می کنی وفقط برای همان عضو دارو میدهد.آقای مهندس می گویند عضوی که بیمار است،یا از درون خودش مشکل دارد ویا قسمتی که به او فرمان می داده،مشکل پیدا کرده است.مثلا کلیه یا درون خودش ایرادی هست ویا قسمتی از مغز که به او فرمان می داده است،اشتباه فرمان را رسانیده است .پس ما باید در ابتدا ببینیم مشکل از کجاست ویا چه ماده ای کمبود دارد،آن را  درست کنیم تا بهبودی حاصل بشود.  بیماری ایدز؛ یک بی تعادلی کوچک در بدن است ،که اگرتشخیص داده شود مشکل این بیماری که اینقدر هم وحشت زاست را حل می کند.رنج انسان از دانشهای کشف نشده است..چرا انسان اینقدر از بیماریهایی مثل سرطان،ایدز،اعتیاد و....عذاب می کشند..؟چون هنوز منشا این بیماریها را تشخیص نداده اند.یه موقعی از تاریخ مردمان بسیاری از بیماری وبا،حصبه،سل و..جان خود را ازدست دادند وبسیار اذیت شدند،تا اینکه درمان این بیماریها کشف شد.حالا بیما ریهای کنونی هم این قدر تلافات می دهد تا راه درمان پیدا بشود.

آقای مهندس به طور یقین به درمان بیماری اعتیاد دست پیدا کرده اند وچه بسا ریشه بسیاری از بیماریهای دیگر راهم درست نبودن سیتم xمی دانند.کسانی در کنگره بود ه اند که بیماریهای مزمنی داشته اند وبا سفر xمشکل آنها بر طرف شده است مثل کولیت روده یا فردی که ایدز داشته وبا درمان مواد سیستم ایمنیاو به توانایی بالای رسیده و مثل افراد عادی به زندگی خود ادامه داده است. البته آقای مهندس در درمان ایدز عوامل دیگری غیر از سیتی فور را هم دخیل می دانند.

همسفر وجیهه:یکی دیگر از راههای تشخیص بیماریها،توجه به صور پنهان افراد است. با شناخت صور پنهان بسیاری از مشکلات فرد را می توانند  حل کنند.سوال:مدتی است که من دچار به هم ریختگی و اضطراب شده ام وپس از مراجعه به پزشک داروهای آرام بخش برایم تجویز کرده است.اما مردد هستم که بخورم یانه.چه کار باید بکنم...؟

ج خانم فاطمه:من هم مدتی دچار لرزش دست شدم و با مراجعه به پزشک ،یک سری از همین  داروها برایم تجویز کرد. من هم چون مردد بودم با آقای حکیمی مشورت کردم ودر جواب گفتند تشخیص خوردن ویا نخوردن با خودت است.اما خوردن قرص یک  درمان مقطعی می دهد ، حالت سرپوش را دارد.اگرسیستم من تا اندازه ای درتعادل است،همان را هم با خوردن قرص ازبین میبرم. این طبیعی است که منی که با یک مصرف کننده زندگی می کردم،دچار مشکلاتی مثل به هم ریختگی و..بشوم.اما به نظر من با آمدن به کنگره وآموزش جهان بینی،می توانم مشکلاتم را حل کنم.

 یک همسفر: من هم مشکلات روحی وروانیم ازاعتیاد همسرم بوجود آمده است ،اززمانی که به کنگره می آییم احساس می کنم او خیلی تغییر کرده ولی من هنور جای اولم هستم وتغییر نکره ام.

خانم فاطمه:برای چه می گوییم مسافر را رها کنید..! دخالت نکنیم که آیا شربت خورده یا نه..؟آیا کلاس رفته یا نرفته..؟آیا سی دی گوش می دهد..؟یا مدام از او گله کنیم که بد اخلاق است،کار نمی رود،به من توهین می کند،به بچه توهین می کند و.....این قدر به او نچسبیم واز خودمان غافل شویم.تا زمانی که م این مشکلات را می بینم،اینها برای من هست .زمانی که من چشمم را روی اینها ببندم وفکر آرامش وحال خوب خودم باشم؛این مشکلات کنار می روند.حتی اگر هم باشند برای من دیگر مهم نیستند.

س همسفر زهرا:از یک طرف به ما می گویید مسافر را رها کنید واز طرف دیگر می گویید تنهایش نگذارید .اینها با هم تضاد ندارند...؟

ج خانم فاطمه:اگر می گوییم تنهایش نگذارید به این معنا نیست که او را کنترل کنید...!این تنها نگذاشتن آن هم بیشتر در سفر اول به این خاطر است که اگر حالش بد شد ویا دچار به همک ریختگی شد،با عشق ومحبت به او با امید دهیم وبا دادن یک لیوان چایی ساده او را در این سفر همراهی کنیم .همسفر باید کنار مسافرش باشد ولی نه اینکه نگهبان او باشد.با اعتماد کامل به او امی دهد.اگ راعتماد نباشد،حتی وقتی همسفر بیرون ویا دور از مسافرش است،حال خوبی ندارد. یادمان باشد که مسافر خود،راهنما دارد،اگر خطایی کند ویا بد سفر کند،راهنما خودش می داند چه جور رفتار کند.ما به زور نمی توانیم مسافر را مجبور به کاری بکنیم.اگر بخواهد خوب سفر کند ،باید خودش بخواهد.من آموزش وآگاهی خودم را بالا ببرم،تا حالم خوب شود.

هفته آینده:سی دی دامنه ارتعاش ووادی دوازدهم

                                                                              به امید هدایت خداوند ازنفرت به سمت عشق                                                          



تاریخ : دوشنبه 11 مرداد 1395 | 05:46 ب.ظ | نویسنده : همسفر محبوبه | نظرات

  • paper | شوم | پارک ایران